X
تبلیغات
وبلاگ سیــاسی مذهبــی عمــار ولایــت
موضوعات
لینک دوستان
آخرین مطالب
دیگر موارد
آيت‌الله صافي‌ گلپايگاني با صدور پيامي ارتحال حجت‌ الاسلام والمسلمين حاج شيخ محمد‌علي صدوقي را تسليت
نویسنده : هادی عرب
شنبه یازدهم تیر 1390
آيت‌الله صافي‌گلپايگاني:
فقدان حجت‌الاسلام صدوقي جبران‌ناپذير است‌

خبرگزاري فارس: آيت‌الله صافي‌ گلپايگاني با صدور پيامي ارتحال حجت‌ الاسلام والمسلمين حاج شيخ محمد‌علي صدوقي را تسليت گفت.


به گزارش خبرگزاري فارس از قم، در پيام اين مرجع تقليد آمده است: خبر غم‌انگيز ارتحال حجت ‌الاسلام و‌المسلمين آقاي حاج شيخ محمد‌علي صدوقي آقازاده مكرم صديق بزرگوار شهيد محراب آيت‌الله حاج شيخ محمد صدوقي رحمة‌ الله عليه موجب تأسف شديد گرديد.
در اين پيام آمده است: آن مرحوم در روحانيت چهره‌اي درخشان و در شهر مذهبي و دار العباد يزد بشخصه و با سوابق خاندان علمي و در سمت امامت جمعه، محبوب و مورد احترام بود. ايشان و شخص والد شهيدشان در ولايت اهل بيت عليهم السّلام و حفظ سنن ولايي داراي مواضع مشكوره بودند.
در پايان اين پيام آمده است: حقير اين فقدان جبران ‌ناپذير را به بيت علم آيت‌الله صدوقي و خانواده‌‌ مكرّمشان و بيوت علمي وابسته و اهالي متدين و اصناف محترم يزد به ويژه علماي اعلام و حوزه‌هاي علميه آن استان تسليت عرض مي‌كنم.

:: موضوعات مرتبط: سیاسی
در پي درگذشت امام جمعه يزد؛يزد فردا تعطيل است
نویسنده : هادی عرب
شنبه یازدهم تیر 1390
در پي درگذشت امام جمعه يزد؛يزد فردا تعطيل است
 استاندار يزد به مناسبت درگذشت حجت‌الاسلام صدوقي امام جمعه فقيد يزد، فردا را تعطيل رسمي و تا پايان هفته را عزاي عمومي اعلام كرد.

محمدرضا فلاح‌زاده امروز در حاشيه كنگره آيت‌الله صدوقي و شهداي طلبه و روحاني استان يزد در گفت‌وگو با خبرنگار فارس اظهار داشت: عصر امروز پيكر مطهر حجت‌الاسلام صدوقي از تهران به يزد منتقل مي‌شود و صبح فردا مراسم تشييع پيكر ايشان در يزد برگزار مي‌شود.
وي افزود: مراسم تشييع پيكر مطهر حجت‌الاسلام صدوقي از هشت صبح فردا از مسجد ملااسماعيل، پايگاه نمازجمعه و جماعت و محل شهادت آيت‌الله صدوقي آغاز مي‌شود.
فلاح‌زاده همچنين خاطرنشان كرد: فردا، يكشنبه 12 تيرماه در استان يزد تعطيل رسمي و تا پايان هفته عزاي عمومي اعلام مي‌شود.
وي در بخش ديگري از سخنان خود با بيان اينكه از سرّ الهي همزماني درگذشت حجت‌الاسلام صدوقي و پدر بزرگوارشان آيت‌الله صدوقي بي‌اطلاع هستيم، افزود: صدوقي همواره همراه با پدر خويش در كنار امام خميني (ره) حضور داشت و براي جمهوري اسلامي ايران سر از پا نمي‌شناختند و حتي در جبهه‌ها نيز پدر بزرگوارشان را همراهي مي‌كردند.
فلاح‌زاده عنوان داشت: اين پدر و پسر بزرگوار در پرورش حوزه‌هاي علميه و دانشجويان دانشگاه امام صادق (ع) نقشي اساسي و تاثيرگذار داشتند.
وي بيان داشت: هرجا سيل و زلزله و حوادث طبيعي رخ مي‌داد، اين علماي شاخص شيعه پيشاپيش همه كمكرساني مي‌كردند.
استاندار يزد با تسليت اين ضايعه به مردم استان يزد، مقام معظم رهبري و خاندان صدوقي، از مردم دارالعباده يزد خواستند همچون هميشه در مراسم تشييع پيكر حجت‌الاسلام صدوقي نيز حضوري پرشكوه و منسجم داشته باشند.
حجت‌الاسلام محمدعلي صدوقي بامداد امروز بر اثر بيماري در بيمارستان لاله تهران درگذشت.

:: موضوعات مرتبط: سیاسی
حجت‌الاسلام پناهيان در مراسم يادبود شهداي هفتم تير:سياسيون نابردبار قدرت اقامه حق و برپايي عدالت را
نویسنده : هادی عرب
شنبه یازدهم تیر 1390
حجت‌الاسلام پناهيان در مراسم يادبود شهداي هفتم تير:
سياسيون نابردبار قدرت اقامه حق و برپايي عدالت را ندارند

خبرگزاري فارس: يك عضو شوراي مركزي قرارگاه راهبردي عمار گفت: كساني مي‌توانند حق را اقامه و عدالت را برقرار كنند كه اگر حق آنها خورده شد صبوري كنند و لذا سياسيون نابردبار قدرت اقامه حق را ندارند.


به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، حجت‌الاسلام عليرضا پناهيان كه سه‌شنبه شب در آيين گرداميداشت شهداي هفتم تير در محل شهادت آيت‌الله بهشتي و 72 تن از يارانش در سرچشمه تهران سخن مي‌گفت مظلوميت را ويژگي ذاتي صالحان و مؤمنان دانست.
وي تصريح كرد: مظلوميت براي يك انسان مؤمن امر تصادفي نيست بلكه امري طبيعي است و مؤمن نمي‌تواند به گونه‌اي زندگي كند كه مظلوم واقع نشود وگرنه بايد در ايمان او ترديد كرد.
اين استاد حوزه و دانشگاه گفت: بعد از رحلت حضرت امام (ره) جواناني كه سه شبانه‌روز در كنار پيكر مطهر ايشان عزاداري مي‌كردند فرياد «مظلوم وا اماما سر مي‌دادند» و اين نشان مي‌دهد قرار داشتن در اوج قدرت و شهرت نمي‌تواند دليل بر عدم مظلوميت فرد باشد.
حجت‌الاسلام پناهيان افزود: مظلوميت ذات حركت يك مؤمن و طبيعت زندگي مؤمنانه است و دليل آن اين است كه خداوند دست‌وپاي مؤمن را براي دفاع از حق خود بسته است.
وي ادامه داد: احكام ديني و توصيه‌هاي اخلاقي عملاً مؤمن را در مظلوميت قرار مي‌دهند وقتي كه تأكيد دارند اگر كسي بدي كرد او را ببخش و عيب او را نگو كه غيبتش نشود و بدي او را با خوبي جبران كن در حالي كه مي‌دانيد او از اين كار سوءاستفاده و مظلوميت تو را مضاعف مي‌كند.
«اين كه يك مؤمن عيب ديگري را به خود نسبت دهد و حسن خود را به او در حالي كه چنين فردي به طور طبيعي در سطح پايين‌تري قرار دارد و قدردان كار خوب نيست حتماً براي مؤمن مظلوميت ايجاد مي‌كند».
عضو شوراي مركزي قرارگاه راهبردي عمار اظهار داشت: توصيه دين اين است كه با مؤمنين با ايثار برخورد كنيم و با سايرين با انصاف تا عزت جامعه ايماني حفظ شود.
حجت‌الاسلام پناهيان با تأكيد براينكه مظلوميت شهيد بهشتي مثال زدني بود، افزود: شهيد بهشتي در برابر دشمن سياسي نابكاري مانند بني‌صدر همواره كوتاه مي‌آمد و با قاتل خود جوانمردانه رفتار كرد در حالي كه بني‌صدر همه خباثت‌ها را عليه وي انجام داد.
وي تصريح كرد: شهيد بهشتي كلامي عليه بني‌صدر بدگويي نكرد و اجازه نمي‌داد در محضر او كسي از بني‌صدر بدگويي كند و حتي وقتي دختر بني‌صدر به خاطر شركت در تظاهرات منافقين دستگير شد بهشتي دستور به آزادي وي داد و گفت كه مروت سياسي اقتضا مي‌كند اينگونه رفتار كنيم.
«راز اينكه تا روز قيامت به شهيد بهشتي افتخار مي‌كنيم و با افتخار از او ياد و در مجلس بزرگداشتش شركت مي‌كنيم و هرگاه نام ننگين بني‌صدر را بر زبان مي‌آوريم بايد استغفار كنيم مظلوميت بهشتي است».
اين استاد حوزه و دانشگاه تقدير الهي را عامل مظلوميت انسان دانست و گفت: پيامبر اكرم (ص) فرمودند احدي در دنيا به اندازه من مظلوم نيست و آن حضرت همواره مورد ناسپاسي قرار مي‌گرفتند و از زحمات ايشان قدرداني نمي‌شد.
حجت‌الاسلام پناهيان افزود: با اهل بيت پيامبر اسلام هم همين‌گونه رفتار مي‌شد و با خوبان و مؤمنان نيز اينگونه رفتار مي‌شود كه در حالي كه خدمت مي‌كنند بدي مي‌بينند و مظلوميت در تقدير آنها و از نشانه‌هاي قبول اعمال آنان است.
وي با تأكيد براينكه هر كس مظلوم واقع شود و به اوج مظلوميت برسد خدا از او تقدير مي‌كند و رحمت را بالاي سر او مي‌گستراند، تصريح كرد: كساني مي‌توانند حق را اقامه و عدالت را برپا كنند كه اگر حق آنها خورده شد صبوري مي‌كنند و لذا سياسيون نابردبار از هر گروه و دسته قدرت اقامه حق و برپايي عدالت را ندارند.
حجت‌الاسلام پناهيان ادامه داد:«كار شهيد بهشتي در نظام اسلامي تربيت نيروي متعهد بود و اگر كسي مي‌خواهد راه او را ادامه دهد بايد كساني را براي پست‌ها و مشاغل تربيت كند كه در برابر تضييع حق‌شان صبورند و چنين افرادي حتماً در خدمت موفق هستند».
عضو شوراي مركز قرارگاه راهبردي عمار با بيان اينكه شهيد بهشتي در اوج مظلوميت بود و در برابر تهمت‌ها و اذيت‌ها تا آخرين لحظه تبسم بر لب داشت، گفت: دشمنان بهشتي هر تهمتي كه تصور شود به او زدند و چون بهشتي از خود دفاع نمي‌كرد جوانان تصور مي‌كردند شايعاتي كه در برابر آن عزيز مطرح مي‌شود صحت دارد و در همين شهر تهران به او جسارت مي‌كردند.
حجت‌الاسلام پناهيان افزود: شهيد بهشتي همواره با كساني كه او را مورد آزار قرار مي‌دادند با صبر و شكيبايي و لبخند برخورد مي‌كرد و بي‌ترديد مي‌توان گفت بخش عمده كساني كه در تشييع پيكر آن عزيز شركت كرده بودند براي عذرخواهي آمده بودند و اشك آنها اشك ندامت بود.
وي با بيان اينكه تقدير و تكليف دست به دست هم مي‌دهند و مؤمن را در معرض آزمون مظلوميت قرار مي‌دهند خاطرنشان كرد كه براساس روايت معصومين (ع) مؤمنين يا در خانه يا از دست همسايه و يا در سطح جامعه و يا از هر سه مورد يكجا مورد اذيت و آزار قرار مي‌گيرند.
حجت‌الاسلام پناهيان با بيان اينكه در جامعه وحشي غرب خودپرستي در اوج قرار دارد، خاطرنشان كرد: اگر كسي كه مي‌خواهد خدمت كند تحمل مظلوميت نداشته باشد به نظام وحشي غرب نزديك مي‌شود كه هركس در آن خدمت مي‌كند به دنبال منافع خودش است.
اين استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به نامه معاويه به امام علي (ع) كه در آن تعابير زننده‌اي به كار گرفته شده بود به پاسخ آن حضرت به نامه معاويه اشاره كرد و گفت: امام علي (ع) در آن نامه فرمودند به خدا قسم مي‌خواستي مرا به خاطر مظلوميتم مذمت كني اما مدحم كردي و خواستي مفتضح كني اما مفتضح شدي چرا كه من به مظلوميت افتخار مي‌كنم و ايرادي ندارد مسلمان در راه دين خود مظلوم شود.
حجت‌الاسلام پناهيان در عين حال خاطرنشان كرد كه تحمل مظلوميت شرط دارد و آن اين است مادامي كه مسلمان مظلوم به راه خود شك نكرده، دست از راه خود برندارد و نااميد نشود.
وي ادامه داد: استوانه‌هاي انقلاب اسلامي و امثال شهيد بهشتي كه مردم بعد از شهادت ايشان قدرشناس‌شان شدند همواره مظلوم بودند و نامردي است كه ما درصدي از مظلوميت ايشان را نداشته باشيم.
حجت‌الاسلام پناهيان برهمين اساس به مسئولان و سياسيون و رسانه ملي توصيه كرد: نداي مظلوميت ملت بزرگ ايران را به گوش جهانيان برسانند و تأكيد كرد كه مظلوميت مردم ايران مغايرتي با عزتمندي آنان ندارد.
عضو شوراي مركزي قرارگاه راهبردي عمار گفت: هيچ ملتي در جهان مظلوم‌تر از ملت ايران نيست در حالي كه ارزش‌هاي اين ملت حق سروري عالم را دارد و نبايد تصويري از مردم خود ارائه دهيم كه گويي به خاطر نامردي‌هاي دشمنان مشكلي نداريم.
حجت‌الاسلام پناهيان افزود: اگر يادمان برود كه ملت مظلومي هستيم دنبال غنيمت مي‌رويم و اختلاف پيدا مي‌كنيم چرا كه ملت مظلوم با هم متحد و مهربان هستند و واقع‌بيني عشق به خدمت را مضاعف و توقعات و اختلافات را كاهش مي‌دهد.
وي تصريح كرد: بايد در برنامه‌هاي مربوط به دفاع مقدس هم ضمن آنكه تصوير پرافتخاري از مردم ارائه مي‌دهيم و همواره با عزت و شكوه از حماسه‌آفريني ملت ياد مي‌كنيم اما مظلوميت اين ملت را نيز بايد نشان دهيم.
وي به ذكر نمونه‌اي از برخورد امام راحل با مظلوميت ملت ايران پرداخت و گفت: يك زماني مسئولي از سر بداخلاقي و بدقلقي از سمت خود استعفا داده بود و حضرت امام (ره) در نامه‌اي به او نوشتند كه اين چه طرز استعفا دادن است و ضمن توبيخ آن مسئول فرمودند حالا كه در وضعيتي هستيم كه ملت ما مظلوم است و دشمنان ستم مي‌كنند نبايد با فرصت خدمت اينگونه برخورد كنيد.
حجت‌الاسلام پناهيان تصريح كرد: خواص و عوام جامعه ما بايد بدانند كه ما در عين اقتدار ملتي مظلوم هستيم و فراموش نكنيم كه مظلومان بهتر با هم متحد مي‌شوند و قشنگ‌تر از حقوق خود كوتاه آمده و مي‌گذرند و با هم كار مي‌كنند.
اين استاد حوزه و دانشگاه در پايان تأكيد كرد: ملت بزرگ ايران بايد در مرحله اول تلاش كند كه خود را از ظلمي كه دشمنان در حق آنها روا مي‌دارند رهايي دهد و گام ديگر رسالت ما اين است كه ملت‌هاي ديگر را از مظلوميت خارج كنيم.
پيش از سخنراني حجت‌الاسلام پناهيان، حاج محسن طاهري و پس از سخنراني عضو شوراي مركزي قرارگاه راهبردي عمار،‌ شمسايي از مداحان اهل بيت به ذكر مصيبت پرداختند.

:: موضوعات مرتبط: سیاسی
‌حمايت حجت‌الاسلام پناهيان از هفته‌نامه 9دي
نویسنده : هادی عرب
شنبه یازدهم تیر 1390
‌حمايت حجت‌الاسلام پناهيان از هفته‌نامه 9دي در گفت‌وگو با فارس:
توقيف نشريات ارزشي بدون تذكر سلامت افكار عمومي را خدشه‌دار مي‌كند

خبرگزاري فارس: نايب رئيس قرارگاه راهبرد عمار گفت: ‌بايد نشريات به خصوص نشريات ارزشي و داراي جهت‌گيري‌هاي سالم را با وجوه مثبت و كارايي آنها ببينيم و برخورد غير‌اصولي با نشرياتي كه خطاي فاحشي ندارند و تعطيلي آنها بدون هيچ‌گونه تذكري طبعاً در سلامت افكار عمومي خدشه ايجاد مي‌كند.


حجت‌الاسلام عليرضا پناهيان نايب رئيس قرارگاه راهبردي عمار در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس اظهار داشت: هفته‌نامه 9 دي داراي امتيازاتي است كه عموم مخاطبان نشريه و صاحب‌نظران براي اين نشريه قائل هستند كه يكي از بارزترين آنها استقلال اين هفته‌نامه بود.

وي افزود: تقريباً همه مي‌دانند كه هفته‌نامه 9 دي به هيچ‌يك از جناح‌هاي سياسي مطرح يا جرياناتي كه قدرت دارند، وابستگي خاصي نداشته و استقلال نشريه مورد توجه همگان بود.

حجت‌الاسلام پناهيان تصريح كرد: گردانندگان 9 دي هرگاه لازم مي‌ديدند از هركسي كه تشخيص مي‌دادند، انتقاد مي‌كردند و نبايد اين تصور ايجاد شود كه اگر نشريه‌اي ‌به جريان خاصي وابسته نيست، پشت او را خالي مي‌كنند يا آن را دور مي‌زنند و يا محدودش مي‌كنند و نمي‌تواند حّر و آزادمنشانه عمل كند.

نايب رئيس قرارگاه راهبردي عمار گفت: اگر قرار شد كسي عمارگونه كار كند، حتماً بايد حّر و مستقل باشد و قدرت آن‌را داشته باشد كه حتي از دوستان خود انتقاد كند اما بايد اين رويه را توسعه دهيم، نه اينكه نشريات داراي اين روحيه را تحديد يا تعطيل كنيم.

حجت‌الاسلام پناهيان البته اين نكته را متذكر شد كه نبايد از اين سخن وي اينگونه برداشت شود كه مخالف اجراي قانون است، بلكه منظور وي اين است كه اگر برخورد با نشريات قانوني و منطقي باشد، حقيقتاً فرقي بين نشريات ارزشي و غير‌ارزشي و وابسته به هريك از جناح‌ها نخواهد بود اما گاهي احساس مي‌شود كه در برخورد با نشريات مستقل از قانون حس سواستفاده و بهانه‌تراشي مي‌شود.

وي تصريح كرد: برخي اوقات قوانين مصرّح هم در مورد برخي نشريات اعمال نمي‌شود و اگر اين احساس به خاطر برخي برخوردهاي دوگانه واقعيت داشته باشد، شديداً مضر و حتي ضرر آن بيش از آن است كه نشريات قانون را رعايت نكنند.

اين استاد حوزه و دانشگاه اظهار داشت: آنچه در اجراي احكام قضايي و پيشگيرانه اصل است، اجراي عدالت است و نوع قضاوت افكار عمومي در اين زمينه فرع ماجراست و حتي گاهي اوقات ممكن است فرع ماجرا هم نباشد.

حجت‌الاسلام پناهيان در عين حال متذكر شد: گاهي اوقات عدم اقناع افكار عمومي در درازمدت منجر به بي‌ثباتي و ناامني مي‌شود و لذا وقتي براي توقيف نشريه‌اي خصوصاً آن دسته از نشريات كه با افكار عمومي ارتباط خوبي دارند، حكم توقف انتشار داده مي‌شود، بايد دلايل آن براي افكار عمومي قانع‌كننده باشد.

وي خاطرنشان كرد: اگر دلايل صدور حكمي نه تنها قانع‌كننده نباشد بلكه تبعيض‌آلود به نظر برسد، در درازمدت موجب به دست نيامدن آثار و فوايدي مي‌شود كه از صدور و اجراي چنين حكمي انتظار مي‌رفت.

نايب رئيس قرارگاه راهبردي عمار گفت:‌ در خصوص نشريه 9دي با توجه به اينكه گردانندگان آن از خط و ربط سالمي برخوردارند و دلسوزي و اهل مراعات بودن آنها براي همه مخاطبان نشريه محرز است، تعطيلي آن سؤال‌برانگيز شده است و حتي اگر از اين نشريه شكاياتي شده و دادگاهي در پيش دارد، اين سؤال به وجود مي‌آيد كه چرا تا هنگام دادگاه مانند برخي نشريات ديگر رفع توقيف نمي‌شود.

حجت‌الاسلام پناهيان اضافه كرد: اگر به اين سؤال افكار عمومي پاسخ لازم داده نشود، مردم احساس مي‌كنند خداي ناكرده دچار اين مشكل‌ شده‌ايم كه در اجراي احكام حقوقي و قضايي تبعيض صورت مي‌گيرد و اگر اين احساس در اذهان مردم نهادينه شود، براي جامعه ما مفيد نخواهد بود.

وي خاطرنشان كرد: با توجه به شناختي كه از مسئولان هفته‌نامه 9دي دارم، آنها هيچگاه بنا نداشته و ندارند خلاف قانون عمل كنند و حتي به مرزهاي تخطي از قانون نزديك شوند و لذا بسياري از نيروهاي متعهد و دلسوز از عدم ارائه مهلت نشر به اين نشريه تا زمان دادگاه متعجب شدند.

"آن طور كه مطلع شدم اتهامات 9دي جدي نيست و مردم هم دير يا زود در جريان اين موضوع قرار مي‌گيرند و اگر به خاطر اتهاماتي سطحي به سهولت نشريه‌ايي كه تعداد زيادي از علاقمندان به مسير ناب انقلاب به خصوص جوانان انقلابي مخاطب آن هستند، توقيف شود، كسي در اين‌باره قضاوت خوبي نخواهد كرد ".

نايب رئيس قرارگاه راهبردي عمار در بخش پاياني سخنانش اظهار داشت: همانطور كه نشريات مي‌توانند براي سلامت افكار عمومي جامعه تهديد باشند، مي‌توانند فوق‌العاده فرصت‌هاي خوبي براي تضمين و تأمين سلامت افكار عمومي باشند.

حجت‌الاسلام پناهيان افزود: شيوه برخورد با نشريات بايد با توجه به فرصتي كه براي هدايت افكار عمومي ايجاد مي‌كنند، باشد و نبايد با نگاه تهديدي به آنها نگريست بلكه بايد با نگاه فرصتي ديده شوند.

وي تصريح كرد: بايد نشريات به خصوص نشريات ارزشي و داراي جهت‌گيري‌هاي سالم را با وجوه مثبت و كارايي آنها ببينيم و برخورد غير‌اصولي با نشرياتي كه خطاي فاحشي ندارند و تعطيلي آنها بدون هيچ‌گونه تذكري طبعاً در سلامت افكار عمومي خدشه ايجاد مي‌كند.

:: موضوعات مرتبط: سیاسی
پاسخ وزير دادگستري به اظهارات مجيد انصاري
نویسنده : هادی عرب
شنبه یازدهم تیر 1390
يار و همراه شهيد لاجوردي در ادامه مي افزايد: با اين اوصاف قطعا آقاي انصاري معتقد نيستند که آقاي هاشمي يا مرحوم حجت الاسلام و المسلمين حاج احمد آقا غير واقع مطلبي را گفته اند پس چگونه است که اين اظهارات بي اساس پس از سالها شهادت آن عزيز عنوان مي شود.

به گزارش "سياست نامه" مجيد انصاري امروز طي گفت و گويي با سايت جماران با حمله به شهيد لاجوردي مدعي شده است که وي توسط امام خميني(ره) از سمت خود در دادستاني برکنار شد. وي در اين باره مي گويد:مرحوم لاجوردی خدمت حضرت امام رفته بودند و در آنجا از جنایتهای منافقین صحبت کردند و گزارش مفصلی خدمت امام دادند، امام فرمودند" آقای لاجوردی اگر جمهوری اسلامی به‌دست اینها(منافقین) ساقط شود بهتر از آبروی اسلام است که با این کار‌ها(خودسری‌های داخل زندان) برود. شما بروید مسئولیت را تحویل دهید". چون آقای لاجوردی مسئولیت را تحویل نمی‌دادند.
در پي اين اظهارات، مرتضي بختياري وزير دادگستري و از همراهان شهيد لاجوردي در گفت و گو با "سياست نامه" با رد سخنان حجت الاسلام مجيد انصاري ، اظهارات وي را بي اساس خواند.
وي در اين گفت و گو با بيان اينکه اسنادي وجود دارد که نشان مي دهد حضرت امام از برکناري شهيد لاجوردي بي اطلاع بوده اند و پس از شنيدن خبر آن هم ناراحت مي شوند.
بختياري با اشاره به يکي از اين اسناد مي گويد:آيت الله هاشمي رفسنجاني در خاطرات سال 63 خود در 17بهمن ماه به اين موضوع اشاره کرده و از قول مرحوم حجت الاسلام و المسلمين حاج احمدآقا مي نويسد که امام از برکناري آقاي لاجوردي بي اطلاع بوده اند و پس از شنيدن آن اظهار نارضايتي کرده اند.
يار و همراه شهيد لاجوردي در ادامه مي افزايد: با اين اوصاف قطعا آقاي انصاري معتقد نيستند که آقاي هاشمي يا مرحوم حجت الاسلام و المسلمين حاج احمد آقا غير واقع مطلبي را گفته اند پس چگونه است که اين اظهارات بي اساس پس از سالها شهادت آن عزيز عنوان مي شود.
وزير دادگستري در ادامه اين گفت و گو به فشارهاي وارده به شهيد لاجوردي اشاره کرده و مي گويد: اين شهيد بزرگوار سمت دادستاني را با اصرار شهيد آيت الله بهشتي قبول مي کند ولي بعدها از سوي مسوولان وقت قضايي وقت مورد هجمه هاي زيادي قرار مي گيرد چرا که در حوزه کاري خود اهل توصيه و سفارش نبود.
بختياري به سعه صدر لاجوردي با منافقين در زندان اشاره کرده و مي گويد: شهيد بزرگوار علاوه بر جلسات دايمي با زندانيان بدون محافظ و اسلحه تاثيري بر آنها گذاشته بود که باعث شد برخي از منافقين
تواب بعدها در جبهه ها به شهادت برسند.
وي در ادامه مي افزايد : اين اظهارات بي پايه و اساس در حالي که همه اسناد مربوطه موجود مي باشد ظلم بسيار بزرگي به کسي است که همه عمر خود را براي نظام اسلامي گذاشت و از سوي رهبر انقلاب مرد پولادين انقلاب نام گرفت .

:: موضوعات مرتبط: سیاسی
پاسخ معاون شهيد لاجوردي در گفت و گو با سياست نامه
نویسنده : هادی عرب
شنبه یازدهم تیر 1390
پاسخ معاون شهيد لاجوردي در گفت و گو با سياست نامه
سيد محمد علي مرويان حسيني می گوید در جلسه عزل شهید لاجوردی از دادسرای انقلاب تهران حضور داشته، جلسه ای که در آن آیت الله صانعی، دادستان وقت کل کشور، لاجوردی را عزل می کند و آقای رازینی را جای ایشان می گمارد.

معاون سازمان زندان ها در زمان شهید لاجوردی می گوید: بنده در زمان مسئولیت شهید لاجوردی در دادستانی مسئول یکی از شعب دادسرای انقلاب بودم و از نزديک شاهد بودم که علت برکناری شهيد بزرگوار، گزارشاتی بود که آقای انصاری و برخی دیگر به آقای منتظری می دادند.

در پی مصاحبه حجت الاسلام مجید انصاری، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با سایت جماران و بیان سخنانی در خصوص شهید لاجوردی، روز گذشته، مرتضی بختیاری، وزیر دادگستری و از همراهان شهيد لاجوردي در گفت و گو با "سياست نامه" با رد سخنان حجت الاسلام مجيد انصاري، اظهارات وي را نادرست خواند.

در این ارتباط سید محمد علی مرويان حسینی، از همراهان شهید لاجوردی ، در گفتگو با "سیاست نامه" اظهار نظر آقای مجید انصاری را کذب دانست و تصریح کرد: این مطلب که "حضرت امام به لاجوردی توصیه کردند بروید" خلاف سخنان مرحوم حاج سید احمد خمینی است چرا که نزدیکان امام همچون حاج سید احمد آقا شهید لاجوردی را امین امام می دانستند.

حسینی که در زمان ریاست شهید لاجوردی بر دادستانی انقلاب تهران، مسئول یکی از شعب دادسرا بوده، علت اصلی برکناری شهید لاجوردی را فشاری می داند که از طرف بیت آیت الله منتظری و اطرافیان ایشان همچون مهدی هاشمی و برادرش به شورای عالی قضایی وقت وارد می آمده است.

وی می گوید: علت برکناری گزارشاتی بود که آقای انصاری و برخی دیگر به آقای منتظری می دادند و همه این مسائل دست به دست یکدیگر دادند.

معاون شهید لاجوردی در زمان تصدی سازمان زندان ها می گوید در جلسه عزل شهید لاجوردی از دادسرای انقلاب تهران حضور داشته، جلسه ای که در آن آیت الله صانعی، دادستان وقت کل کشور، لاجوردی را عزل می کند و آقای رازینی را جای ایشان می گمارد.

سید محمدعلی حسینی در انتقادی نسبت به نحوه اظهار نظر مجید انصاری می گوید: از فردی که عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است انتظار نمی رود چنین در مصاحبه بگوید که "بعدها شنیدم ...". سؤال من این است که چه کسی چنین نقلی قولی از امام برای آقای انصاری کرده؟

وی معتقد است که خیلی هایی که امروز در جمهوری اسلامی نفس می کشند و صاحب منصب هستند مدیون مجاهدت های شهید لاجوردی و یاران ایشان هستند؛ در دوره ای که منافقین 17160 نفر را در کشور ما ترور کردند، تلاش شهید لاجوردی بود که آنان را مضمحل کرد.

حسینی در ادامه می گوید: 13– 12 سال از شهادت شهید لاجوردی می گذرد؛ من معتقدم شهید بهشتی تنها شهید مظلوم ما نبود، بلکه لاجوردي را مصداق دوم شهید مظلوم می دانم، اکنون درست نیست به بهانه یک مصاحبه و اظهارات بی اساس بعد از این همه سال بر مظلومیت این شهید بیفزائیم.

:: موضوعات مرتبط: سیاسی
ناطق نوری:هرکس به انقلاب خیانت کند رسوا می شود
نویسنده : هادی عرب
جمعه دهم تیر 1390
ناطق نوری:هرکس به انقلاب خیانت کند رسوا می شود/مردم توقع دارند باندبازی،رشوه،دروغ و فامیل‌بازی نباشد

ناطق نوری:هرکس به انقلاب خیانت کند رسوا می شود/مردم توقع دارندباندبازی،رشوه،دروغ وفامیل بازی نباشد.

رئیس دفتر بازرسی مقام معظم رهبری با اشاره به شهید بهشتی و 72 تن گفت: بهترین کسانی که انقلاب را حفظ کردند اینها بودند نه کوتوله ها و تنگ نظران.

به گزارش خبرنگار خبرآنلاین، حجت الاسلام والمسلمین علی اکبر ناطق نوری در مراسم سالگرد انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت شهید بهشتی و 72 تن از یاران انقلاب اسلامی با اشاره به ماجرای بنی صدر، منافقین، شیخ علی تهرانی، جریان شریعتمداری و باند سیدمهدی هاشمی و جریانهایی که تا امروز وجود دارد افزود: هرکس به این انقلاب خیانت کند رسوا می شود ولو اینکه ناطق باشد و 50 سال سابقه مبارزه داشته باشد.

وی گفت: مردم توقع دارند وقتی به من آخوند می رسند اسلام را در من ببینند. مردم توقع دارند باند بازی، ریا، رشوه، دروغ و فامیل بازی‌ها در دستگاهها نباشد. بنده یقین دارم اگر ما به اسلام عمل کنیم نه آمریکا و انگلیس و هیچ دشمنی غلطی نمی تواند بکند.

وی که در مراسم سالگرد شهادت عباسعلی ناطق نوری نماینده دور اول مجلس شورای اسلامی سخن می گفت با بیان اینکه هر واقعه تاریخی علل به وجود آورنده ای دارد افزود: اگر بنا باشد آن واقعه تاریخی ماندگار شود و در لابلای تاریخ فراموش نشود نیاز به علل به علل نگهدارنده دارد. اسلام یک علت محدثه دارد که آن وجود مبارک نبی اسلام(ص) است.

عضو جامعه روحانیت مبارز ادامه داد: پیامبر در چنین روزی با نازل شدن وحی، اسلام را به وجود آورد و رسالت خود را در ابلاغ  آن که از سوی پروردگار به سویش آمده بود انجام داد.

وی با بیان اینکه پیامبراسلام(ص) با شرک، کفر، نفاق و مستکبران عصر خودش مبارزه کرد افزود: بت‌پرستان با خرفات و موهومات و ظلم و استبداد بر گرده مردم سوار بودند و پیامبر(ص) در مقابل همه این جریان های انحرافی ایستاد و طبیعی است که آنها با پیامبر(ص) مقابله کنند و به او نسبت دیوانگی و جنون بدهند.

وی اولین عامل نگهدارنده اسلام را شخص پیامبر دانست و گفت: پیامبر با منش، اخلاق، صبر و شرح صدر و عقل و درایتش در مقابل عوامل بازدارنده ایستاد و در دل و قلب مردم حاکم شد.

علی اکبر ناطق نوری با اشاره به آیه ای از قرآن‌کریم ادامه داد: اگر پیامبر قرار بود انسان خشن و یا کم ظرفیتی باشد هرگز انقلابش موفق نمی شد. بنده به مسئولان محترمی که امروز در خدمتشان هستیم عرض می کنم که مردم حال قیافه گرفتن مسئولان را ندارند اینکه ما گمان کنیم وقتی مسئولیتی گرفتیم حریمی برای خود قائل شویم و بگوییم مردم ظرفیت ندارند و اگر خاکی باشیم آنها سوء استفاده می کنند این شیطانی است.

وی تصریح کرد: بنده به این موضوع قائلم که گفته می شود مسئول باید شان خودش را حفظ کند همه بی ربط است. شان مسئول به این نیست که صبر کنیم مردم به ما سلام کنند.

رئیس دفتر بازرسی مقام معظم رهبری با اشاره به خصوصیات اخلاقی پیامبر اکرم(ص) اظهار داشت: اینکه ما گمان کنیم وقتی مسئولیتی گرفتیم حریمی برای خود قائل شویم و بگوییم مردم ظرفیت ندارند یا اگر خاکی باشیم مردم سوء استفاده می کنند این شیطانی است.

وی با بیان اینکه یکی از خصلت های پیامبر(ص) سلام کردن به همه افراد بود گفت: ما وقتی 4کلاس درس می خوانیم و لیسانس و فوق لیسانس می گیریم و مدیر می شویم خودمان را گم می کنیم و بعد می گوییم مسلمانیم. باید این تعینات را دور ریخت.

وی عامل دوم در بقای اسلام را امیرالمومنین(ع) دانست و گفت: امام علی (ع) با شمشیر و جهادش، با تواضع و حسن خلقش عامل بقای اسلام بود. همچنان که سکوت و فریاد علی عامل بقای اسلام به شمار می رود.

ناطق نوری با اشاره به ماجرای سقیفه و تعیین شروطی از سوی این شورا برای خلافت حضرت علی(ع) و عدم پذیرش این شروط از سوی امام افزود: علی(ع) با نه گفتن از اسلام دفاع می کند و بعد از خلیفه سوم هم که مردم به دنبال خلافت او بودند به آنها تاکید می کند که شما تاب عدالت علی و اجرای قانون را ندارید. مردم می گفتند هرکس می آید شعاری می دهد ولی علی(ع) خلافت را پذیرفت و عدالت را عملا اجرا کرد.

وی افزود: فریاد، سکوت، نپذیرفتن و سرانجام پذیرفتن خلافت از سوی حضرت علی(ع) برای اسلام بود.

ناطق نوری با بیان اینکه انقلاب ما هم تبلوری از آن اسلام است اظهارداشت: بعد از قرنها یک شخصیت وارسته و عبد صالح خدا، اسلام را احیا کرد و تا زمانی که در حیات بود عامل نگه دارنده این انقلاب بود.

وی عامل بعدی در بقای انقلاب را شهدا دانست و با اشاره به انفجار حزب جمهوری گفت: شهدای 7تیر چرا شهید شدند؟ جرم شهید بهشتی این بود که زودتر از بقیه فهمید و فریاد زد و گفت بنی صدر منحرف است. جرم حزب جمهوری اسلامی این بود که کاندیدایش بنی صدر نبود و تهمت به شهید بهشتی به همین علت بود.

وی با اشاره به خاطره ای در مورد تهمت هایی که در دوران حیات شهید بهشتی به او زده می شد گفت: زمانی که ایشان رئیس دیوان عالی کشور بود به او اجازه سخنرانی نمی دادند و می گفتند تو منحرفی! وقتی هم بنده در دیدار کارکنان نیروی هوایی از قول آنها شنیدم که گفتند به بهشتی بگویید پولهایی را که به خارج برده به کشور برگرداند من به آنها گفتم تنها بهشتی در لیستی که شما می گویید نیست بلکه من هم جزو آن هستم.

به گزارش خبرآنلاین حجت الاسلام والمسلمین علی اکبر ناطق نوری در سالگرد شهدای 72تن که روز پنجشنبه در مصلای شهرستان نور برگزار شد، نداشتن حافظه تاریخی را یکی از عیوب ایرانیان برشمرد و گفت: محققی درباره خصوصیاتی ایرانی ها می گفت که ایرانی ها استعداد خوبی دارند و در هرجایی حضور داشته باشند پیشرفت می کنند ولی عیب آنها این است که حافظه تاریخی ندارند.

ناطق نوری با بیان اینکه مومن از یک لانه دوبار گزیده نمی شود گفت ولی ما از یک لانه هزاران بار گزیده می‌شویم.

 وی با اشاره به شهید بهشتی ادامه داد: جرم این 72تن این بود که انحراف بنی صدر و جریان نفاق را فهمید و همان ها که در مجلس به بهشتی حمله می کردند وقتی او شهید شد تریبون را در دست گرفتند. برخی ها هواشناسی شان خوب است و زود می چرخند.

عضو جامعه روحانیت مبارز با اشاره شهید بهشتی و 72تن از یاران انقلاب در حزب جمهوری اسلامی افزود: بهترین کسانی که انقلاب را حفظ کردند اینها بودند نه کوتوله ها و تنگ نظران.

ناطق نوری در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به فداکاری خانواده های شهدا برای پایداری انقلاب اسلامی گفت: من اعتقادی دارم و هرچه می گذرد این اعتقاد عمیق تر می شود و آن این است که انقلاب حقیقتی دارد و آن این است که آن خونهایی که برای انقلاب داده شده و پدران و مادران شهدا حقیقتی است که اجازه نمی دهد حقه‌ها و دروغ پردازی ها پنهان بماند و پرده کنار می رود.

حجت الاسلام والمسلمین علی اکبر ناطق نوری در ابتدای سخنانش با تبریک بعثت نبی اکرم و گرامی داشت شهدای 7تیر و شهید بهشتی اظهار داشت: قاعدتا بنده نباید سخنران مراسمی باشم که بیت ما دعوت کنده آن است اما صرفا برای تقدیر و تشکر از مردم وفادار و علاقه مند به اسلام و انقلاب و شهیدان پشت این تریبون حاضر شدم. 

:: موضوعات مرتبط: سیاسی
ديدار مسئولان و كارگزاران نظام با رهبر معظم انقلاب در سالروز بعثت پيامبر اعظم(ص)
نویسنده : هادی عرب
جمعه دهم تیر 1390
 
:: موضوعات مرتبط: عكس
دیدار رهبر معظم انقلاب باكارگزاران نظام و اقشار مختلف مردم
نویسنده : هادی عرب
جمعه دهم تیر 1390
رهبر معظم انقلاب در ديدار ‌كارگزاران نظام و اقشار مختلف مردم:
جوهره بيداري اسلامي در کشورهاي منطقه، حرکت ضدصهيونيستي و ضد آمريکايي است

خبرگزاري فارس: حضرت آيت‌الله خامنه‌اي تصريح کردند: جوهره بيداري اسلامي در كشورهاي منطقه حركت ضدصهيونيستي و ضدآمريكايي است اما در حوادث سوريه دست آمريكا و اسرائيل آشكار است و "منطق و معيار ما ملت ايران " اين است كه هرجا به‌نفع آمريكا و صهيونيسم شعار داده شود حركت، انحرافي است.


گزارش تصويري مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي صبح امروز در ديدار مسئولان نظام و قشرهاي مختلف مردم، با تبريك عيد شريف مبعث به ملت ايران و امت اسلامي، بعثت پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم را بزرگترين نعمت الهي و برترين و پربركت‌ترين روزهاي سال خواندند و تأكيد كردند: بيداري اسلامي ملتهاي منطقه، حركتي در مسير نبوي است و ملتهاي مسلمان و ملت بزرگ ايران، با هوشياري اجازه نخواهند داد امريكايي ها و صهيونيستها، با ايجاد اختلاف و حيله هاي ديگر، اين حركت عظيم را منحرف و يا بر آن موج سواري كنند.
رهبر معظم انقلاب اسلامي با اشاره به "آثار تعيين كننده، بسيار عميق و پيش برنده " دوران 23ساله
بعثت پيامبر در تاريخ و سرنوشت بشريت افزودند: نبي مكرم اسلام خاتم صلّي الله عليه و آله و سلّم در همين دوران كوتاه كه فقط 10 سال آن به ايجاد نظام اسلامي اختصاص داشت، جامعه‌اي بر پايه هاي ايمان، عقلانيت، مجاهدت و عزت بنا كردند كه تمدن‌هاي امروز بشري نيز، مديون تمدن اسلامي شكل گرفته بر چنين پايه‌هايي است.
ايشان، مشكلات و دردهاي ديروز و امروز امت اسلامي را ناشي از ناسپاسي نعمت عظيم بعثت دانستند و خاطرنشان كردند: اگر ملتهاي مسلمان، ايمان را در دل و عمل تقويت كنند، از عقلانيت و خرد انساني به عنوان هديه بزرگ الهي بهره گيرند، جهاد في سبيل الله را در ميدانهاي نظامي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي دنبال كنند و احساس عزت و كرامت انساني را مغتنم بشمارند يقيناً به جايگاه شايسته خود دست مي‌يابند.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، حوادث جاري در برخي كشورهاي شمال آفريقا و خاورميانه را، نشان دهنده توجه ملتهاي مسلمان به نعمت سعادت بخش اسلام خواندند و افزودند: بيداري عظيم اسلامي در مصر و تونس و ديگر كشورها نشان مي دهد موازنه ظالمانه و تحقيركننده اي كه غربي هاي سلطه‌گر و حكام وابسته، در 150 سال اخير بر ملتهاي منطقه تحميل كرده بودند به هم خورده و فصل جديدي در تاريخ منطقه آغاز شده است.
رهبر معظم انقلاب اسلامي آينده تحولات منطقه را به‌فضل الهي روشن دانستند و با اشاره به لجاجت و "جان‌سختي " قدرتهاي مستكبر براي انكار و مخفي كردن جنبه اسلامي اين تحولات افزودند: امريكايي ها، صهيونيستها و مزدوران و همراهان آنها در منطقه، همه امكانات خود را به كار گرفته اند تا حركت عظيم ملتها را منحرف كنند و با روي كار آوردن عناصر وابسته، معادلات ظالمانه گذشته را دوباره حاكم سازند اما وقتي ملتي بيدار شد و جان بر كف به ميدان آمد نمي توان او را شكست داد.
ايشان با اشاره به لزوم بيداري، هوشياري و بصيرت ملتها و نخبگان جهان اسلام در مقابل تلاشها و طرحهاي پيچيده امريكا و رژيم غاصب صهيونيستي افزودند: البته تحركات سلطه‌گران، دردسرهايي را براي ملتهاي بيدار شده به همراه خواهد آورد اما به‌بركت هوشياري و مراقبت مردم و نخبگان امت اسلامي، مسير روشني كه در منطقه آغاز شده، ان‌شاءالله با قوت ادامه خواهد يافت.
رهبر معظم انقلاب اسلامي، در همين زمينه با يادآوري توطئه هاي گوناگون دشمنان اسلام در قبال پيروزي انقلاب اسلامي خاطرنشان كردند: ايجاد اختلاف، نفوذ، ترور، "درگيريهاي قومي مذهبي "، فتنه انگيزي و تحريك دشمن خارجي به حمله به ايران از جمله تحركات ناكام مستكبران براي تضعيف حركت عظيم ملت ايران بوده است كه همين توطئه ها يا نظائر آنها در قبال ملتهاي بيدار شده منطقه نيز طراحي و اجرا خواهد شد.
ايشان در تشريح راههاي اصولي مقابله با اين‌گونه توطئه ها، پرهيز ملتها و نخبگان جهان اسلام از مباحث بيهوده و كم‌اهميت، بي‌توجهي به "اختلافات مذهبي، قومي و سليقه اي "؛ و درك عظمت تاريخي قيام ملتهاي مسلمان را مورد تأكيد قرار دادند.
حضرت آيت‏الله خامنه‏اي، با اشاره به حمايتهاي هميشگي ملت ايران و نظام اسلامي از هر حركت عدالت طلبانه و ضد استكباري افزودند: هرجا حركتي عليه آمريكا و صهيونيسم روي دهد و هر ملتي كه ضد ديكتاتوري بين المللي آمريكا و ديكتاتورهاي داخلي قيام كند با حمايت ملت فهيم ايران روبه‎رو خواهد شد.
رهبر معظم انقلاب اسلامي شبيه سازي را يكي از طرحهاي پيچيده آمريكا خواندند و با اشاره به حوادث سوريه افزودند: آمريكايي ها با تلاش براي شبيه سازي حوادث مصر، تونس، يمن و ليبي، در سوريه سعي مي كنند اين كشور را كه در خط مقاومت قرار دارد دچار مشكل كنند اما ماهيت حوادث سوريه با ماهيت حوادث ديگر كشورهاي منطقه متفاوت است.
ايشان افزودند: جوهره بيداري اسلامي در كشورهاي منطقه، حركت ضدصهيونيستي و ضدامريكايي است اما در حوادث سوريه، دست امريكا و اسرائيل آشكار است و "منطق و معيار ما ملت ايران " اين است كه هرجا به نفع امريكا و صهيونيسم شعار داده شود حركت، انحرافي است.
رهبر معظم انقلاب اسلامي افزودند: البته پايداري ملت ايران و نظام اسلامي بر اين منطق و معيار دشمنان نظام را خشمگين مي كند و بر توطئه هاي آنان مي افزايد اما ملت آب‎ديده و مقاوم ايران، در مواضع خود سستي نخواهد كرد.
ايشان با اشاره به مظلوميت ملت بحرين افزودند: حركت مردم بحرين، ماهيتاً شبيه حركت ملت مصر و تونس و يمن است و تفكيك ميان اين تحركات مشابه، معنا ندارد اما متأسفانه برخي به جاي توجه به حرف دل ملتها، همان راهي را مي روند كه دشمنان اسلام مي خواهند.
حضرت آيت‎الله خامنه‎اي در پايان سخنانشان با يادآوري كار و تلاش گسترده و پراميد دستگاههاي گوناگون در سراسر كشور، موضوع ادغام وزارتخانه ها و كوچك كردن دولت را، بسيار مهم برشمردند و با اشاره به همكاري متقابل دولت و مجلس در اين مسئله افزودند: اين‎گونه كارها بايد با جديت دنبال شود.
رهبر معظم انقلاب اسلامي با اشاره به طمع‎ورزي‎هاي دشمنان به برخي مسائل و حوادث داخلي تأكيد كردند: ملت ايران با ايستادگي، اعتماد و اميد بي‎پايان به كمك پروردگار و مسئولان كشور با همكاري و وحدت كلمه، بار ديگر اميد دشمنان را به يأس و نوميدي تبديل خواهند كرد.
در آغاز اين ديدار كه سفيران كشورهاي اسلامي نيز حضور داشتند، رئيس جمهور، پيامبر خاتم را بزرگترين هديه پروردگار به بشريت خواند و افزود: بعثت بزرگترين حادثه تاريخ است كه مي تواند بشر را در گذر از مسير نوراني كلمه توحيد، به حيات طيبه و سعادت حقيقي برساند.
آقاي احمدي نژاد جهل و غفلت بشر و ظلم و بي‏عدالتي طاغوتها را موانع اصلي بهره‎گيري كامل جوامع بشري از پيام حيات بخش بعثت پيامبر اعظم خاتم صلّي الله عليه و آله و سلّم خواند و افزود: شيطان بزرگ امريكا و رژيم غاصب صهيونيستي با سركوب ملتها، جامعه بشري را از حركت در صراط مستقيم الهي بازمي‎دارند.
رئيس جمهور، بشر امروز را بيش از هر زمان ديگر نيازمند پيام بعثت خواند و افزودند: ظهور بقية الله الاعظم عجّل الله تعالي فرجه الشريف تكميل كننده حادثه تاريخي بعثت و نويد سعادت حقيقي بشر خواهد بود.

:: موضوعات مرتبط: ديدار و سخنراني
حلقه‌اول احمدي‌نژاد چه‌کساني بودند، چه‌کساني شدند
نویسنده : هادی عرب
چهارشنبه هشتم تیر 1390
حلقه‌اول احمدي‌نژاد چه‌کساني بودند، چه‌کساني شدند

سوم تیرماه 84 یکی از مقاطع تاریخی بعد از انقلاب اسلامی است. برهه ای که در آن، گفتمان اصیل عدالت‌خواهی با کسب اکثریت قابل توجه آرای مردم توانست پس از سال‌ها، مدل جدیدی از حاکمیت برآمده از دل مردم را ارائه کرده و این‌چنین بود که دولت نهم به اذعان تمامی دلدادگان به آرمان های انقلاب اسلامی، توانست فصل نوینی از خدمت و توجه به مستضعفین را در جامعه پایه گذاری کند.

 در این زمینه رجانیوز طی سه گزارش پیشین، به بررسی مواضع احمدی نژاد و دیگر کاندیداهای حاضر در این عرصه و مقایسه آنها با یکدیگر پرداخت.

 اما در بخش چهارم و پایانی از سلسله گزارش‌های یادمان حماسه سوم تیر، آنچه مورد بررسی قرار می گیرد، ترکیب کابینه دولت نهم و اطرافیان رییس جمهور طی سالهای 84 تا 88 است.

کامران باقری لنکرانی، پرویز فتاح، غلامحسین الهام، داوود احمدی نژاد، محمد رضا اسکندری، محمد سلیمانی، پرویز داوودی، محمد حسین صفار هرندی، صادق محصولی، مسعود میرکاظمی، محمد جواد حاج علی اکبری، غلامحسین محسنی اژه ای، سعید جلیلی، مسعود زریبافان، احمد سالک، مرتضی آقا تهرانی، علی ثمری، سقای بی ریا و ... چهره های نام آشنای دولت نهم بودند که هر کدام علاوه بر سابقه درخشان خدمت رسانی در عرصه های مختلف، در دوره حضور خود در کابینه دولت نهم نیز همواره از بهترین و خوشنام ترین اعضای کابینه محسوب می شدند.

این افراد چه در قامت وزیر، چه در قامت معاون رییس جمهور، مشاور و... همواره با پرهیز از جنجال های رسانه ای و پوچ، با در نظر گرفتن اولویت های کاری خود نه تنها در صدد حاشیه سازی بی‌جا برای دولت و شخص رییس جمهور نبودند که برعکس ضمن حضور در جمع های مختلف مردمی و دانشجویی، به روایت زحمات و فعالیت های دولت نهم پرداخته و با پاسخگویی شبهات موجود در برهه های مختلف علیه دولت نهم، به کمک رییس جمهور می پرداختند.

اگرچه کابینه دولت دهم نیز تا حدی این خصوصیت را حفظ کرد و تداوم حضور افرادی چون مسعود میرکاظمی، صادق محصولی، مسعود زریبافان، سعید جلیلی و اضافه شدن افرادی چون علی نیکزاد، سردار وحیدی، حیدر مصلحی، مجید نامجو و... حاکی از تداوم گفتمان خدمت‌رسانی رییس جمهور در دولت جدید بود اما حذف تعداد قابل توجهی از نیروهای ارزشمند دولت نهم و جایگزینی افرادی که علی‌رغم سوابق نه چندان روشن و قابل قبول، از اساس با گفتمان جبهه سوم تیر در تضاد بودند منجر به سیر تغییرات قابل توجهی در عملکرد دولت دهم و شخص رییس جمهور شد.

ارتقای اسفندیار رحیم مشایی از جایگاه معاونت رییس جمهور در دولت نهم به ریاست دفتر احمدی نژاد و هم چنین ده ها جایگاه حساس و کلیدی دیگر در دولت دهم، معاونت اولی رییس جمهور توسط محمد رضا رحیمی، معاونت اجرایی رییس جمهور توسط حمید بقایی، معاونت نظارت راهبردی با ابراهیم عزیزی و همچنین ضریب گرفتن افرادی از جمله علی اکبر جوانفکر، محمد شریف ملک زاده، روح‌الله احمد زاده، محمد جعفر بهداد و همچنین اخیرا حذف صادق محصولی و مسعود میرکاظمی به بهانه ادغام وزارتخانه ها و ابقای پرحاشیه حجت الاسلام مصلحی در وزارت اطلاعات، همگی نشانگر تغییرات محسوسی بود که این روزها به راحتی می توان با توجه به آن، علت تغییرات گفتمانی دولت احمدی نژاد طی شش سال اخیر را درک کرد. اتفاقی که پیش از این نیز در تاریخ 33 ساله جمهوری اسلامی مسبوق به سابقه بوده و روند کانالیزه شدن شخصیت های خدمتگزار و موثر در نظام توسط افرادی با سابقه نه چندان قابل قبول، توانسته تا حد فراوانی منجر به تغییر ماهیت آنان شود.

از این رو به نظر می رسد یکی از خصوصیات متمایز دولت نهم طی سالهای 84-88 با دولت های قبل از خود، استفاده گسترده از چهره های مقبول و خدمتگزار با خاستگاه گفتمانی جبهه سوم تیر بود اما گذر زمان و تغییراتی که در این زمینه بوجود آمد، دولت دهم  را عملا با نوعی ارتجاع گفتمانی مواجه کرده است که این خصیصه بیش از هر چیز دیگر در تضاد با خاستگاه احمدی نژاد در مقایسه با شش سال قبل است.

:: موضوعات مرتبط: سیاسی
واکنش صریح احمدی نژاد به دستگیری‌ها:در صورت ادامه ‌برخورد با همکارانم به وظیفه قانونی ام عمل می‌کنم
نویسنده : هادی عرب
چهارشنبه هشتم تیر 1390
احمدي‌نژاد در جمع خبرنگاران:

اشكالات دستگيري‌هاي اخير را به رئيس قوه قضاييه اعلام كردم

خبرگزاري فارس: رئيس جمهور تأكيد كرد: ‌اتهامات فراواني از قول افرادي كه دستگير شده‌اند، مطرح شد و اشكلاتي هم در اين دستگيري‌ها وجود داشت كه من به رئيس قوه قضائيه اين موارد را اعلام كردم كه هر روز اين مسائل هست ‌و بر كار دولت و كشور اثر مي‌گذارد.


به گزارش خبرنگار حوزه دولت خبرگزاري فارس، محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور كه در حاشيه جلسه چهارشنبه هيئت وزيران با خبرنگاران گفت‌و‌گو مي‌كرد،‌ با تبريك  فرا رسيدن عيد مبعث پيامبر اعظم (ص) اظهار داشت: عيد مبعث بزرگترين حادثه عالم هستي تا امروز است و در اين عيد همه راه‌هاي آسمان‌هاي به سوي بشر گشوده شد.

وي افزود: بعثت پيامبر گرامي اسلام همه فرصت و ظرفيت براي تعالي انسان را در اختيار او قرار داد و پيامبر مظهر كامل خداوند متعال و مجراي جاري شدن همه لطف و رحمت الهي بر جامعه بشري ‌است.

احمدي‌نژاد تصريح كرد: پيامبر متعلق به همه موجودات و همه هستي و انسان‌هاست و ‌بعثت پيامبر فرصت براي رسيدن انسان به اوج تعالي و كمال است و انشا‌ءالله اين بعثت با حكومت جهاني انسان كامل تكميل مي‌شود و بشر در آن نقطه از همه ظرفيت‌هاي انساني استفاده خواهد كرد.

رئيس جمهور در پاسخ به سؤال خبرنگاري در خصوص دستگيري‌ها‌ي اخير و اتهاماتي كه به برخي مقامات دولتي وارد مي‌شود، اظهار داشت: موضع ما در قبال اين مسئله سكوت است چرا‌كه ما به وحدت و همدلي نياز داريم و كارها در كشور در ساير اين وحدت و همدلي پيش مي‌رود.

رئيس جمهور افزود: امروز شرايط جهان و منطقه حساس است و مقام معظم رهبري هم دائما بر همكاري و تعامل تأكيد مي‌كند.

وي در عين حال گفت: اتهامات فراواني از قول افرادي كه دستگير شده‌اند، مطرح شد و اشكلاتي هم در اين دستگيري‌ها وجود داشت كه من به رئيس قوه قضائيه اين موارد را اعلام كردم كه هر روز اين مسائل هست ‌و بر كار دولت و كشور اثر مي‌گذارد.

رئيس جمهور گفت: همكارانم در دولت و مردم هر روز از من در خصوص مسائل اخير سؤال مي‌كنند و مي‌خواهند بدانند چه مي‌شود و چه بايد كرد، اما از نظر ما مجموعه اين حركت كاملا روشن است كه يك كار سياسي ‌براي وارد كردن فشار به دولت است.

احمدي‌نژاد گفت: اخيرا هم بحث‌هاي جديدي را مطرح كردند اما موضع ما سكوت است و بنا داريم اين سكوت را ادامه دهيم، ولي بالاخره اگر بخواهند به بهانه‌هاي گوناگون همكارانم در كابينه را متهم كنند، اينجا ديگر براساس وظيفه ‌اخلاقي، ‌قانوني و ‌ملي‌ام بايد بايستم و از همكارانم دفاع كنم.

وي تصريح كرد: كابينه خط قرمزي است كه اگر بخواهند به آنجا دست‌اندازي كنند، حتما به كشور آسيب وارد مي‌شود كه اميدوارم به خاطر مطامع سياسي اين كار را ادامه ندهند اما اگر بخواهند اين روند را ادامه دهند و فضاي همدلي و دلسوزي را مخدوش كنند و به نقطه‌اي برسيم كه ببينيم آسيب جدي به كشور وارد مي‌شود، موظفم مسائل را با مردم در ميان بگذارم و به وظايف قانوني خود عمل كنم كه اميدوارم به آنجا نرسد.
وي تصريح كرد: رهبر معظم انقلاب تاكيد فرمودند حقوق افراد بايد رعايت شود و در روند‌هاي قضايي بايد شخصيت و آبروي افراد به خصوص اعضاي دولت ‌كه شبانه روز مشغول كار و خدمت مي‌كنند و فرصت ندارند از خود دفاع كنند، حفظ شود و اميدواريم ديگران هم دولت را ياري دهند تا همه به سوي همدلي و كار پيش بروند تا در فضاي آرام كار بيشتري انجام شود.

:: موضوعات مرتبط: سیاسی
ویژه نامه مبعث پیامبراکرم(ص)
نویسنده : هادی عرب
چهارشنبه هشتم تیر 1390

27 رجب سالروز مبعث پيامبر اکرم(ص)برمسلمین جهام مبارک

 داستان بعثت

ماجراي بعثت حضرت پيامبر، با نقل ‏هاي متفاوتي روايت شده است. چه سخني رساتر و شيرين ‏تر از بيان امام هادي(ع) که مي ‏فرمايد: «هنگامي که محمد(ص) تجارت شام را ترک گفت، هر روز به کوه حرا مي‏ رفت و از فراز آن به آثار رحمت پروردگار مي ‏نگريست و از آن چه مي ‏ديد، به ياد عظمت خداي آفريننده مي ‏افتاد و آن‏ گاه با روشني خاصي به عبادت خداوند مشغول مي‏ شد. چون به چهل سالگي رسيد، خداوند، دل او را بهترين، روشن ‏ترين و خاضع‏ ترين دل ‏ها يافت. در آن لحظه‏ ها، جبرئيل به سوي او آمد و بازوي او را گرفت و تکان داد و گفت: بخوان. گفت: چه بخوانم؟ جبرئيل گفت: اي محمد! بخوان به نام پروردگارت که آفريد. پس جبرئيل، رسالت خود را به انجام رسانيد و به آسمان‏ ها بالا رفت و محمد نيز از کوه فرود آمد. در اين هنگام، خداوند، کوه‏ ها، صخره ‏ها و سنگلاخ‏ ها را به سخن آورد، به گونه‏اي که به هر کدام مي‏ رسيد، اداي احترام مي ‏کردند و مي‏ گفتند: السلام عليک يا حبيبَ اللّه‏، السلام عليک يا ولي اللّه‏، السلام عليک يا رسولَ اللّه‏».

مهم ترين پيام بعثت

توحيد، اصلي ‏ترين و مهم ‏ترين پيام بعثت است. فراگيري اين اصل چنان گسترده است که اسلام به نام دين توحيد شناخته مي ‏شود. در قرآن کريم، اصل توحيد، ساختار کلي همه آيات است و نخستين پيام همه پيامبران پيشين نيز اصل توحيد بوده است: «پيش از تو هيچ پيامبري نفرستاديم، مگر آن که به وي وحي کرديم که معبودي جز من نيست، پس تنها مرا پرستش کنيد».(انبياء: 25)
از سوي ديگر، توحيد فقط راه‏ حلي براي بحران‏ هاي دوران جاهليت نبوده است. توحيد، شعار محض نيست. توحيد؛ يعني نفرت و دوري و نفي همه طاغوت‏ ها. توحيد؛ يعني تکيه نکردن به هيچ قدرتي جز قدرت و عظمت الله. با اين مفهوم، انسان قرن 21، بيش از هر زمان ديگر به اين اصل حياتي نياز دارد. بشر امروز، با طاغوت ‏ها و بت‏ هاي دروني و بيروني خود، از هر گونه پيشرفت و سعادت واقعي بازمانده است. توحيد؛ يعني نپذيرفتن هيچ‏ گونه بي ‏عدالتي. با اين وصف، از شخصي ‏ترين رفتار انسان تا قانون‏ گذاري براي حکومت جهاني، جايگاه اجراي اصل توحيد است. بدون توحيد و مبارزه با قدرت‏ هاي بيگانه، تمدن امروز نه تنها ارزشي ندارد، بلکه سرعت سقوط انسان را چند برابر خواهد کرد.

قرآن، یادگار بعثت

بی شک، در تمام دوران بعثت، مهم ترین ابزار رسول خدا در برابر دشمنان، آیات قرآن بوده است. آموزه هایی که ضمن آیات استوار قرآن ارائه می گردید، منافقان و مشرکان را در برابر دعوت اسلام خلع سلاح می کرد. منطق استوار و نظم آهنگین قرآن، بر جذبه پیام های آن می افزود و همگان را از ایستادگی در برابر خود عاجز می ساخت.

تحول و تمدنی که با بعثت و اعلام نبوت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله آغاز شد، به کمک آیه های قرآن، اندیشه خود را در تمام زوایای جامعه جاهل، توسعه داد و به سمت انقلابی بنیادین پیش برد. آیه های قرآن با هجوم به باورهای جاهلیت، بعثت حضرت محمد صلی الله علیه و آله را هرچه بیشتر و بهتر در جهان تبلیغ کرد.

عید مبعث، عید نزول قرآن است. جشن هدیه آسمانی خدا به انسان است و قرآن، بهترین سراینده آموزه های بعثت است که هرکس به مقدار ظرفیت و توانایی خود از آن سرشار خواهد شد.

نخستین آیه ها

پس از قرن ها آماده سازی بشر به دست دیگر پیامبران، اینک حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله آماده شده است تا پیام آور مکتب جاودانه باشد. حال که بعثت، تا ابد در تاریخ جاودانه خواهد ماند، خداوند در نخستین ارتباط با رسولش، چه پیامی برای بشر خواهد داشت؟ اکنون که قرار است آیینی فرازمان و مکان برسد، در اولین برخورد میان زمین و آسمان، لاهوتیان چه تحفه ای برای انسان خاکی دارند؟ از سوی دیگر، همه این پیام ها و آیه ها، معجزه پیام این دین جاودانه خواهد بود. چه واژگانی از جنس چه مفاهیمی، پس از گذر قرن ها باز هم می توانند طراوت و اعجاز خود را حفظ کنند تا راهنمای هدایت خواهان باشند.

پنج آیه نخست سوره علق، اولین آیه هایی هستند که در آغاز بعثت، پیامبر را دل گرم و پرامید ساختند: «بخوان به نام پروردگارت که [جهان را] آفرید [و] آدمی را از خونی بسته خلق کرد. بخوان، که پروردگارت بزرگوارترین است. آن که با نامه آموخت و به انسان آنچه را نمی دانست یاد داد».(علق: 1ـ5)

خواندن، از مقوله علم و فرهنگ؛ توحید، از مقوله عبادت و بندگی؛ آفرینش، از مقوله اندیشه در خویشتن و راز خلقت جهان، از مقوله نشانه های حق است. از ابتدا، سخن از تفکر، تعبد و تعلم به میان آمده است؛ مفاهیمی که امروزه در پس قرن ها پیشرفت و تمدن ادعایی، بشر هنوز در الفبای آن درمانده است.


اس ام اس عید مبعث

از بعثت او جهان جوان شد ، گیتى چو بهشت جاودان شد ، این عید به اهل دین مبارك ، بر جمله مسلمین مبارك

رفته خود از عرش تا به فرش سراسر
زیر فلک سایه لوای محمد(ص)
نوری(سیّاره) یافت راه هدایت
تا که شدش عشق رهنمای محمد(ص)
عید مبعث مبارک



سائل درمانده ناامید نگردد
گر که بکوبد در سرای محمد(ص)
ای که ندای" اذان" رسید به گوشت
هان که به گوشت رسد ندای محمد(ص)
مبعث مبارک 



خواند زبان دلم ثنای محمد(ص)
ماند خرد خیره در لقای محمد(ص)
دیده دل، جام جم به هیچ شمارد
سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص)
عید مبعث بر همگان مبارک



تویی هم مصطفی و هم محمد تو را در آسمان نامند احمد
تو کانون صفا مرد یقینی تو عین رحمه للعالمینی
عید مبعث بر تمام مسلمانان مبارک باد


بعثت نه این سرور، سرور ولایت است ... مبعث نه این چراغ، چراغ هدایت است
خورشید چون ز شرق حرا پرتو افکند ... احمد نه این فروغ، فروغ رسالت است



نور عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد


گلچین مولودی مبعث رسول اکرم(ص) - صوتی

:: موضوعات مرتبط: مناسبت ها
ویژه نامه شهادت امام کاظم علیه السلام
نویسنده : هادی عرب
دوشنبه ششم تیر 1390

 

 کلیپ های شهادت امام کاظم علیه السلام

 

 نواهنگ های شهادت امام کاظم علیه السلام 

 

کتابخانه امام کاظم علیه السلام

 

امام کاظم علیه السلام در زندان بصره

 

چرا هارون امام را محدود می‌کرد؟ 

 

نفوذ و جذبه امام کاظم علیه السلام

 

وصیت امام کاظم(علیه السلام) 

 

چگونگی امامت حضرت کاظم(علیه السلام)

 

برخورد حاکمان سیاسی معاصر با امام موسی کاظم(علیه السلام)          

 

زیارتی همتای زیارت امام حسین(علیه السلام)

 

دو سنت معمول میان ائمه علیهم السلام

برگزیده ای از سخنان امام کاظم علیه السلام

 

غمنامه

 

بلبل باغ ولایت

 

چشم خونبار

 

در بند زنجیر                   

 

کنج قفس

 

گریستن دختر در غم پدر 

 

گوشه زندان 

 

عاشق لقای خدا

 

رباعیات 


می خواستند داغ تو را شعله ور کنند
وقتی که سوختی همه را با خبر کنند
می خواستند دفن شوی زیر خاکها
تا زنده زنده از سر خاکت گذر کنند
می خواستند شام غریبان بپا کنند
تا بچه های فاطمه را در به در کنند
از ناسزا بگو که چه آورده بر سرت
می خواستند باز تو را خونجگر کنند
زنجیر دست شما بسته باشد و
مثل مدینه فاطمه ات را سپر کنند
قوم یهود را به مصافت کشیده اند
تا تازیانه ها به مراتب اثر کنند
حالا بیا بگو که ملائک یکی یکی
فکری برای این تن بی پال و پر کنند
این اشک ها مسافر یک جسم بی سرند
وقتش رسیده است به آنجا سفر کنند

***رحمان نوازنی***

دستی رسید بال و پرم را کشید و رفت
از بال من شکسته ترین آفرید و رفت
خون گلوی زیر فشارم که تازه بود
با یک اشاره روی لباسم چکید و رفت
بد کاره ای به خاک مناجات سر گذاشت
وقتی صدای بندگی ام را شنید و رفت
راضی نشد به بالش سختی که داشتم
زنجیرهای زیر سرم را کشید و رفت
شاید مرا ندیده در آن ظلمتی که بود
با پا به روی جسم ضعیفم دوید و رفت
روزم لگد نخورده به آخر نمی رسید
با درد بود اگر شب و روزم رسید و رفت
دیروز صبح با نوک شلاق پا شدم
پلکم به زخم رو زد و در خون طپید و رفت
از چند جا ضریح تنم متصل نبود
پهلوی هم مرا وسط تخته چید و رفت
تابوت از شکستگی ام کار می گرفت
گاهی سرم به گوشه ی دیوار می گرفت

***علی اکبر لطیفیان***



پیامک های شهادت امام کاظم(ع)
 
 سرم را جز سرِ زانو؛ کسی در بر نمی گیرد
 
صبا لطفی خبر بر غمگسارانم رسان از من
 
   
****
   
فردا که هر کسی به شفیعی برد پناه
 
چشم تمام خلق به موسی بن جعفر است
 
 
 ****
 
چشم گردون در عزای موسی جعفر گریست
 
دیده ی خورشید بر آن ماه خوش منظر گریست
 
او که خود مظلوم و در بند ستمگر بود اسیر
 
بر غریبی شهید کربلا یک سر گریست
 
  
****
 
 يا حضرت معصومه، اي يادگار زهرا
 
بزم عزا به پا کن امشب براي بابا
 
اي شيعيان بياريد عطر و گلاب و قرآن
 
موسي بن جعفر آزاد، گردد ز کنج زندان

گلچینی از زیباترین روضه و نوحه از شهادت حضرت امام کاظم(ع) با مداحی حاج محمود کریمی بصورت صوتی آماده دریافت می باشد.

دریافت فایلهای صوتی:

به دریا بنگرم دریا ته بینم (روضه دشتی)

ای دو صد موسی به طورت منجلی (روضه)

روضه شهادت حضرت موسی بن جعفر (ع)

دلم از دوری اهل وطنم می سوزد (روضه)

پر کن دوباره کیل مرا ایهالعزیز (مناجات)

موسای طور غربتم و خسته بی عصا (روضه)

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد (روضه)

در گوشه ای شکسته ز آوار بی کسی (روضه)

روضه شهادت حضرت موسی بن جعفر (ع)

زهرا بیا به بغداد زندانی ات شد آزاد (نوحه)

آقا موسی بن جعفر غریب مادر (زمینه)

                  شده پر از ستاره با غصه های سینه دو چشمه نیمه بازم (زمینه)

جز پر در این قفس نمانده (نوحه)

ای وای آقام ای وای (زمینه)

یا موسی بن جعفر یا باب الحوائج (زمینه)

در دل خاکم و امید نجاتی دارم (واحد)

ز بیداد ستم هم ساختم هم سوختم مادر (واحد)

 
:: موضوعات مرتبط: مناسبت ها
زندگي نامه شهيد آیت الله سید محمد حسینی بهشتی
نویسنده : هادی عرب
دوشنبه ششم تیر 1390
1307 تولد، دوم آبان 1307 در محله، لبنان نزديک چهار سوق، اصفهان
1308 در گذشت پدربزرگ مادري حاج مير محمدصادق مدرس خاتون آبادي، از مجتهدين مبارز عصر خود که در تحصن روحانيون در قم نيز شرکت داشت.
1312 شروع تحصيلات مکتب خانه اي، در سن چهارسالگي
1313 ورود به دبستان، 15 بهمن (صارمي)
1319 شروع تحصيلات در دبيرستان سعدي اصفهان
1321 رها کردن تحصيلات دبيرستاني، در پايان دوم دبيرستان ـ رفتن به مدرسه، صدر تحصيل تا حد کفايه (اواخر دوره، سطح)
1324 اخذ اجازه از والدين جهت ماندن در حجره به صورت شبانه روزي ـ فراگيري زبان انگليسي.
1325 عزيمت به قم، ادامه تحصيلات حوزوي ـ گرفتن حجره اي در مدرسه حجتيه ـ تکميل بقيه سطح مکاسب و کفايه
1326 شروع درس خارج، نزد مرحوم آيت الله محقق يزدي (داماد)، حضرت امام و آيت الله بروجردي، مقداري درس مرحوم آيت الله محمدتقي خوانساري ـ انجام کارهاي تبليغي و رفتن به روستاها در ماه مبارک رمضان
1327 گرفتن ديپلم ادبي به صورت متفرقه ـ تصميم به ادامه، تحصيلات علوم جديده ـ ورود به دانشکده، معقول و منقول (الهيات و معارف اسلامي)
1329 عزيمت به تهران در سال آخر دانشکده، جهت استفاده، بيشتر از دروس جديد و کاملتر کردن زبان انگليسي ـ تدريس جهت تأمين هزينه، همگامي با مبارزات نهضت ملي نفت
1330 اخذ درجه، ليسانس فلسفه ـ قبولي در بورس خارج از کشور ـ بازگشت به قم براي ادامه، تحصيل ـ شروع جلسات درس با علامه طباطبائي ـ ورود به آموزش و پرورش و تدريس زبان انگليسي در دبيرستان حکيم نظامي
1331 تابستان، رفتن به اصفهان و فعاليت در اعتصابات 26 تا 30 تير و انجام سخنراني براي اعتصابيون در ساختمان تلگراف خانه اصفهان.
1331 ازدواج با يکي از بستگان
1333 تأسيس مدرسه، دين و دانش، به سبک جديد، دائر کردن کلاس زبان براي طلاب
1335 شروع دوره، دکترا
1338 اخذ درجه، دکترا ـ شروع جلسات «گفتار ماه» در تهران در هر ماه، در کوچه قائن
1339 اقدام به تشکيل کانون اسلامي دانش آموزان و فرهنگيان قم ـ تشکيل جلسات متعدد جهت برنامه ريزي نظم حوزه و سازمان دهي به آن. با شرکت آقايان: رباني شيرازي، سعيدي، مشکيني.
1340 اقدام به تاسيس مدارس برنامه ريزي شده براي طلاب همراه عده اي از مدرسين مبارز حوزه
1341 سخنراني در جشن مبعث در غذاخوري کوي دانشگاه تهران ـ شروع کار تحقيقاتي بر روي مسئله حکومت در اسلام ـ تدوين اعلاميه ها و ايفاء نقش فعال در تجمع ها
1342 تأسيس مدرسه حقاني يا منظريه ـ زمستان، منتظر خدمت شدن ايشان از کارهاي آموزش و پرورش ـ ترک اجباري قم و عزيمت به تهران به فشار ساواک ـ شرکت در شوراي فقهي جمعيت مؤتلفه به همراه آقايان: مطهري، انواري و مولايي ـ شرکت در برنامه ريزي کتب تعليمات ديني به همراه آقايان: باهنر، غفوري، برقعي، رضي شيرازي و مرحوم روزبه
1343 دستگيري توسط ساواک اصفهان به دنبال سخنراني در مدرسه، چهارباغ (امام جعفر صادق) اصفهان در 17 ربيع الاول
1344 عزيمت به آلمان جهت اداره، مسجد هامبورگ، به اصرار آيت الله حائري و آيت الله خوانساري ـ تغيير نام «مسجد ايرانيان» هامبورگ به «مرکز اسلامي هامبورگ» ـ ايجاد هسته اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان گروه فارسي زبان
1348 مسافرتهايي به: حج، سوريه، لبنان، ترکيه و عراق جهت ديدار با امام (1348)
1349 مراجعت به ايران ـ ممانعت رژيم از بازگشت به آلمان ـ ادامه، فعاليت در برنامه ريزي کتب درسي ـ فعاليت هاي تحقيقاتي با همکاري آقايان: مهدوي کني، موسوي اردبيلي و مرحوم مفتح در رابطه با مدرسه، حقاني و ادامه آن تا سال 57
1350 شروع جلسات تفسير قرآن به نام «مکتب قرآن» در روزهاي شنبه، تعطيلي جلسات توسط ساواک پس از 15 جلسه
1354 دستگيري توسط کميته مشترک ضذ خرابکاري و ساواک به مدت چند روز
1355 تشکيل هسته هايي براي کارهاي تشکيلاتي ـ تلاش گسترده در جهت ايجاد روحانيت مبارز تهران، به همراه شهيد مطهري، مفتح و آقايان امامي کاشاني، حجت الاسلام ملکي، که در ابتدا تحت «نام مجمع روحانيت مبارز در شميران» بود.
1356 شکل گيري روحانيت مبارز ـ تصميم به ايجاد تشکيلات مخفي يا نيمه مخفي به عنوان يک حزب
1357 دستگيري مجدد توسط ساواک در عاشوراي 57 به مدت چند روز در کميته مشترک ضد خرابکاري ـ ديدار با امام در پاريس و شرکت در هسته شوراي انقلاب به همراه آقايان: مطهري، موسوي اردبيلي، باهنر، مهدوي کني، خامنه اي، طالقاني، بازرگان و سحابي ـ اعلام موجوديت حزب در 29 بهمن 57 شمسي
1358 عضويت در مجلس خبرگان تدوين قانون اساسي ـ رياست ديوان عالي کشور
1360 هفتم تير ماه 1360 شهادت بواسطه انفجار در دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامي به همراه 72 تن از مسئولين نظام جمهوري اسلامي

:: موضوعات مرتبط: مناسبت ها
ویژه نامه ترور هفتم تیرماه وشهادت شهید بهشتی و72 تن از یارانش
نویسنده : هادی عرب
دوشنبه ششم تیر 1390

http://www.aviny.com/Occasion/Enghelab_Jang/7tir/88/7tir_Farhangnews.jpg


سخنرانی های مقام معظم رهبری در آستانه هفتم تیر ماه


شهید بهشتی از دیدگاه امام خمینی


مختصری از زندگی شهید دکتر بهشتی


مختصری از شهدای هفتم تیر


http://www.aviny.com/Occasion/Enghelab_Jang/7tir/88/wall02.jpg


 اسکرین سیور (Screen Saver)


محافظ صفحه شماره یک - محافظ صفحه شماره دو


سخنرانی های شهید دکتر بهشتی (تصویری)


کلیپهای تصویری پیرامون شهید بهشتی


 


 


هفتم تیر 1360 به شهادت رسیدن دکتر بهشتیشهید بهشتی / هفتم تیر(جدید)


 






 

نماهنگ (جدید)      شهید بهشتی / هفتم تیر / نماهنگ


 




 

 


شهید بهشتی / هفتم تیر / بیانات رهبر انقلاب



فرمایشات رهبر معظم انقلاب پس از شهادت دکتر بهشتی جدید

به بهانه سالگرد ترور رهبر معظم انقلاب/اولین جملاتی که مقام معظم رهبری با دست چپ نوشتند
نویسنده : هادی عرب
دوشنبه ششم تیر 1390
به بهانه سالگرد ترور رهبر معظم انقلاب/
آقا لوله تنفس داشتند و نمی‌توانستند حرف بزنند. خودشان کاملاً حس کرده بودند که دست راستشان کار نمی‌کند. اولین چیزی که با دست چپ نوشتند، دو سؤال بود.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، ابتدای پیروزی انقلاب یکی از مشکلات جدی نظام جمهوری اسلامی موضوع منافقینی بود که برای رسیدن به اهدافشان دست به هر کاری می زدند و از کشته شدن زنان و کودکان و بی گناهان هیچ ترسی نداشتند. سال 60 سالی بود که آنها با عملیات های تروریستی پی در پی سعی در براندازی نظام داشتند. یکی از این عملیات ها ترور مقام معظم رهبری در 6 تیر 60 بود که الحمدالله با شکست منافقین رو به رو شد.
به همین مناسبت مطالبی را در چند روز آینده در اختیار مخاطبین مشرق قرار خواهیم داد.

*چهار پنج روز از عزل بنی‌صدر می‌گذشت. جنگ با عراق و شورش منافقین بعد از اعلام جنگ مسلحانه با جمهوری اسلامی، بحث داغ محافل بود. آیت‌الله خامنه‌ای که از جبهه‌ها برگشته و خدمت امام رسیده بودند، بعد از دیدار، طبق برنامه‌ شنبه‌ها، عازم یکی از مساجد جنوب‌شهر برای سخنرانی بودند.
خودرو حامل آیت‌الله خامنه‌ای که از جماران حرکت می‌‌کرد، آن روز مهمان ویژه‌ای داشت؛ خلبان عباس بابایی که می‌خواست درد دل‌هایش را با نماینده‌ امام در شورای عالی دفاع در میان بگذارد. آن‌ها نیم‌ ساعت زودتر از اذان ظهر به مسجد ابوذر رسیدند و گفت‌وگوشان را در همان مسجد ادامه دادند.
نماز ظهر تمام شد. آقا رفتند پشت تریبون. نمازگزاران همان‌طور منظم در صفوف نماز نشسته بودند. پرسش‌های نوشته‌ مردم را به سخنران می‌دادند، اگرچه بعضی از پرسش‌ها تند و حتی گاهی بی‌ربط بود.
آقا در سخنرانی مقدمه‌ای ‌چیدند تا به این‌جا ‌رسیدند که: «امروز شایعات فراوانی بین مردم پخش شده و من می‌خواهم به بخشی از آن‌ها پاسخ بدهم.»
بین جمعیت ضبط صوتی دست به دست شد تا رسید به جوانی با قد متوسط و موهای فری و کت و پیراهن چهارخانه و صورتی با ته‌ریش مختصر که آن روزها کلیشه‌ چهره‌ و تیپ خیلی از جوان‌ها بود. خودش را رساند به تریبون. ضبط را گذاشت روی تریبون؛ درست مقابل قلب سخنران. دستش را گذاشت روی دکمه‌ Play. شاسی تق تق صدا کرد و روشن نشد؛ مثل حالت پایان نوار، اما او رفت.
یک دقیقه نگذشت که بلندگو شروع کرد به سوت کشیدن. آقا همین‌طور که صحبت می‌کردند، گفتند: «آقا این بلندگو را تنظیم کنید.» بعد خودشان را به سمت چپ کشیدند و از پشت تریبون کمی عقب آمدند و به صحبت ادامه دادند: «در زمان امیرالمؤمنین، زن در همه‌ جوامع بشری -نه فقط در میان عرب‌ها- مظلوم بود. نه می‌گذاشتند درس بخواند، نه می‌گذاشتند در اجتماع وارد بشود و در مسائل سیاسی تبحر پیدا بکند، نه ممکن بود در میدان‌های...

انفجار!
آقا که هنگام سخنرانی رو به جمعیت و پشت به قبله بودند، با یک چرخش 45 درجه‌ای به طرف چپ جایگاه افتادند. اولین محافظ خودش را بالای سر آقا رساند. مسجد کوچک بود و همان یک محافظ، به تنهایی تلاش کرد که آقا را بیاورد بیرون.
امام جماعت، متحیر وسط مسجد مانده بود. چشمش به یک ضبط صوت ‌افتاد که مثل یک کتاب، دو تکه شده بود. روی جداره‌ داخلی ضبط شکسته، با ماژیک قرمز نوشته بودند «عیدی گروه فرقان به جمهوری اسلامی«.
بیرون از مسجد، در آغوش محافظ، لحظاتی به هوش آمدند. سرشان را آوردند بالا، اما زود سرشان افتاد. محافظ‌ها بلیزر سفید را انگار که ترمز نداشت، با سرعتی غیر قابل تصور می‌راندند.
در مسیر بیمارستان، هر وقت به هوش می‌آمدند، زیر لب زمزمه‌ای می‌کردند؛ شهادتین می‌گفتند. لب‌ها و چشم‌ها تکان می‌خوردند؛ خیلی کم البته.

در خیابان قزوین، خودرو به یک درمانگاه کوچک رسید. پنج نفر آدم با قیافه‌ خون‌آلود و اسلحه به دست، وارد درمانگاه شدند و آقا را روی دست این طرف و آن طرف ‌بردند.
با آن صورت خون‌آلود، کسی امام جمعه‌ شهر را نشناخت. دکتری با گوشی، دکتری ضربان قلب را گرفت: «نمی‌شود کاری کرد.» محافظ‌ها با سرعت به سمت در خروجی رفتند. پرستاری که تازه از راه رسیده بود، پرسید: «ایشان کی هستند‌؟ دارند تمام می‌کنند» اسم آقای خامنه‌ای را که شنید، گفت: «ببریدشان بیمارستان؛ اما یک کپسول اکسیژن هم با خودتان ببرید«.
انگار کسی صدای آن پرستار را نشنید. کپسول را برداشت و خودش را به ماشین رساند. «آقا این کپسول لازمتان است.» کپسول اکسیژن و پایه‌ آهنی چرخدار را نمی‌شد برد توی ماشین. پایه‌های کپسول را تکیه دادند روی رکاب ماشین، پرستار هم نشست بالای سر آقا. در تمام راه، ماسک اکسیژن را روی صورت آقا نگه داشت و به همه دلداری ‌داد.
یکی از محافظ‌ها پرسید:»حالا کجا برویم!؟» پرستار گفت: «بیمارستان بهارلو، پل جوادیه». ماشین انگار ترمز نداشت.
محافظ بیسیم را برداشت. کُدشان «حافظِ هفت» بود. «مرکز 50- 50»؛ این رمزِ آماده‌باش بود، یعنی حافظ هفت مجروح شده. کسی که پشت دستگاه بود، بلند زد زیر گریه.
محافظ یک‌دفعه توی بیسیم گفت: «با مجلس تماس بگیر.» اسم دکتر فیاض‌بخش و چند نفر دیگر از پزشک‌های مجلس را هم گفت؛ «منافی، زرگر، ... بگو بیایند بیمارستان بهارلو.».
ماشین را از در عقب بیمارستان بردند توی محوطه‌. برانکارد آورند و آقا را رساندند پشت در اتاق عمل. دکتر محجوبی از همدان آمده بود بیمارستان بهارلو. تازه جراحیش‌ را تمام کرده بود. داشت دستش را می‌شست که از اتاق عمل خارج شود. آقا را که با آن وضع دید، گفت خیلی سریع دوباره اتاق عمل را آماده کنند.
سمت راست بدن پر از ترکش بود و قطعات ضبط صوت. قسمتی از سینه کاملاً سوخته بود. دست راست از کار افتاده بود و ورم کرده بود. استخوان‌های کتف و سینه به راحتی دیده می‌شد. 37 واحد خون و فراورده‌های خونی به آقا زدند. این همه خون، واکنش‌های انعقادی را مختل ‌کرد. دو سه بار نبض افتاد. چند بار مجبور شدند پانسمان را باز کنند و دوباره رگ‌ها را مسدود کنند. کیسه‌ها‌ی خون را از هر دو دست و هر دو پا به بدن تزریق ‌می‌کردند، اما باز هم خون‌ریزی ادامه داشت.
یک‌دفعه یکی از دکترها دست از کار کشید. دستکشش را درآورد و گفت: «دیگر تمام شد.» بی‌راه نمی‌گفت؛ فشار تقریباً صفر بود. یکی دیگر از دکترها به او تشر زد که چرا کشیدی کنار؟
فشار کم‌کم بالا آمد و دوباره شروع کردند.
دکتر منافی، همان‌ طور که می‌آمد بیمارستان بهارلو، تلفن زده بود که دکتر سهراب شیبانی، جراح عروق و دکتر ایرج فاضل هم بیایند. آقای بهشتی هم دکتر زرگر را خبر کرده بود.
دکتر محجوبی که حال و روز دکتر زرگر را دید، گفت: «نگران نباش، من خون‌ریزی را بند آورده‌ام.»
عمل تا آخر شب طول کشید، اما دیگر نمی‌شد درمان را آن‌جا ادامه داد. کنترل امنیتی بیمارستان بهارلو مشکل بود. تنها بیمارستانی هم که می‌شد بعد از عمل مراقبت‌های لازم را به عمل آورد، بیمارستان قلب بود. آن موقع رئیس بیمارستان قلب دکتر میلانی‌نیا بود. چند ماه بعد، نام همین بیمارستان را گذاشتند «بیمارستان قلب شهید رجایی«.
هلی‌کوپتر خبر کردند. نمی‌توانستند بیمار را از میان ازدحام مردم نگران بیرون ببرند. محافظ پشت بی‌سیم گفته بود که قلب ایشان صدمه دیده؛ رادیو هم همین را اعلام کرده بود. مردم نگران بودند که نکند قلب ایشان از کار افتاده باشد، آمده بودند و می‌گفتند «قلب ما را بردارید و به ایشان بدهید«.
با هزار ترفند، هلی‌کوپتر را وسط میدان بیمارستان نشاندند. تا برسند به بیمارستان قلب، خط مونیتور وضعیت نبض، دو بار ممتد شد.
دکترها می‌گفتند آقا چند مرتبه تا مرز شهادت رفته‌ و برگشته. یک‌بار همان انفجار بمب بود، یک‌بار خون‌ریزی بسیار وسیع و غیر قابل کنترل بود، یک‌بار هم جمع شدن پروتئین‌ها در ریه و حالت خفگی. همه‌ این‌ها گذشت، اما بیمار تب و لرز شدیدی داشت. چند پتو می‌‌انداختند روی‌ آقا. گاهی حتی دکترها بغلشان می‌کردند تا لرز را کمتر کنند. معلوم نبود منشأ این تب‌ها کجاست؟ ضایعه‌ کوچکی هم در ریه دیده بودند.
آقا لوله تنفس داشتند و نمی‌توانستند حرف بزنند. خودشان کاملاً حس کرده بودند که دست راستشان کار نمی‌کند. اولین چیزی که با دست چپ نوشتند، دوتا سؤال بود؛ «همراهان من چطورند؟» «مغز و زبان من کار خواهد کرد یا نه؟»

دکتر باقی روی سطحی از پوست بدن کار می‌کرد که برای ترمیم و پیوند به قسمت‌های آسیب‌دیده برداشته بودند. زخم‌ها زیاد بودند. درد زخم‌ها خیلی زیاد بود، اما دکترها می‌گفتند تحمل‌ آقا زیادتر است. می‌گفتند «اصلاً مسکّن‌ها به حساب نمی‌آیند.»
بحث دکترها این بود که بالاخره تکلیف این دست چه می‌شود؟ شکستگیش رو به بهبود بود، ولی هیچ‌ علامت حرکتی نداشت. چند نفر از جراحان و ارتوپدها بحث می‌کردند که دست قطع شود یا بماند.
امام مرتب پیغام می‌دادند و از اطرافیان می‌پرسیدند که: «آقاسیدعلی چطورند؟» پیامشان ساعت دو بعد از ظهر پخش ‌شد. دکتر میلانی‌نیا رادیو را گذاشت بیخ گوش آقا. آن‌ موقع ایشان به هوش بودند؛ روح تازه‌ای انگار در وجودشان دمید، جان گرفتند.
حالشان بهتر بود، اما هنوز قضیه‌ هفتاد و دو تن را نمی‌دانستند. از تلویزیون آمدند که گزارش تهیه کنند. یک ساعتی معطل شدند تا آقا به هوش آمد. پرسیدند حالتان چطور است؟ گفتند: «من بحمدالله حالم خیلی خوب است» و شعر رضوانی شیرازی را خطاب به امام خواندند:
«بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت سر خُمِّ می سلامت، شکند اگر سبویی»
آقای هاشمی می‌گفت «اگر یک روز از حال آقا باخبر نباشم، احساس می‌کنم چیزی کم دارم.» برای همین مرتب از ایشان احوال‌پرسی می‌کرد. حاج احمدآقا هم همین‌طور؛ مرتب احوال می‌پرسیدند و روزانه به حضرت امام خبر می‌دادند.
کم‌کم به اطرافیان فشار می‌آوردند که: «آقاجان من باید از وضع کشور اطلاع پیدا کنم. شما هم رادیو را از من گرفته‌اید، هم تلویزیون را.» دکترها بهانه می‌آوردند که امواج رادیویی، دستگاه‌های درمانی ما را به‌هم می‌ریزد و عملکردشان را مختل می‌کند!
خیلی از چهره‌های انقلاب برای عیادت می‌آمدند، اما آقا مرتب از شهید بهشتی می‌پرسیدند: «چرا همه می‌آیند، اما ایشان نمی‌آید؟» شک کرده بودند که یک خبرهایی هست. دور و بری‌ها هم مانده بودند که چطور به ایشان بگویند. دکتر منافی گفت بهترین راه این است که بگوییم حاج احمدآقا و آقایان رجایی و باهنر و هاشمی رفسنجانی بیایند و کم‌کم ایشان را مطلع کنند. جمع شدند، اما باز هم نتوانستند بگویند. گفتند فقط یکی‌ دو نفر شهید شده‌اند.
آقا از جمع آن شهیدها به دو نفر خیلی علاقه داشت؛ دکتر بهشتی و محمد منتظری. اولین کسی هم که به بیمارستان بهارلو آمده بود، محمد منتظری بود. آقا اول پرسیدند آقای بهشتی چطورند؟ گفتند یک‌ مقدار پاهایش مجروح شده است. آقایان که رفتند، ایشان رو کردند به دکتر میلانی‌نیا و پرسیدند شما از حال ایشان خبر داری؟ دکتر گفت: «بله، از وضعشان باخبرم.» پرسیدند: «مراقبت جدی از حال ایشان می‌شود؟ آن‌جا هم سر می‌زنید؟» بعد هم دکتر را سؤال‌پیچ کردند. دکتر میلانی‌نیا با بغض از اتاق زد بیرون. دوباره که آمد، آقا را دید که‌ بچه‌های همراه را جمع کرده‌اند و ازشان بازجویی می‌کنند. دکتر دست و رویش را شسته بود. نشست و یکی یکی اسم همه‌ شهدای حزب را به آقا گفت.
شیرینی عیدی گروهک فرقان، به کام مردم نشست. هر وقت که در حزب جلسه بود، آقا آخرین نفری بود که از حزب می‌آمد بیرون.

به بهانه سالگرد ترور رهبر معظم انقلاب/قسمت2
نویسنده : هادی عرب
دوشنبه ششم تیر 1390

اگر یک مو از سر آقای بهشتی کم شود، خودم به حسابتان می رسم!

آقای خامنه ای هم به شهید بهشتی وابستگی عاطفی فوق العاده ای داشتند. یادم هست که آقا گاهی اوقات به طنز به محافظین شهید بهشتی می گفتند: اگر یک مو از سر آقای بهشتی کم شود، خودم به حساب همه تان می رسم!
 
 
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، آنچه خواهید خواند گفت و گویی است با محسن جوادیان، محافظ مقام معظم رهبری در رویداد ششم تیر سال 1360  که خاطرات آن حادثه را بازگو کرده است. یک قسمت از این مصاحبه قبلا منتشر شده و این قسمت پایاینی گفت و گو می باشد.

*سوال: ظاهراً پس از آن آقا را به بیمارستان قلب منتقل کردید؟

*جواب: بله. پس ازانجام یک سری کارها که تا حدی جلوی خونریزی را گرفت، تصمیم براین شد که ایشان را به بیمارستان قلب شهید رجائی کنونی منتقل کنیم. همان بیمارستانی که امام در مقطع بیماری قلبی شان پس از انقلاب درآن بستری بودند. وقتی ما آمدیم جلوی درب بیمارستان،دیدیم آنچنان ازدحامی مردم ایجاد کرده اند که واقعاً راهی برای انتقال آقا نیست. اینجا بود که دوستان تقاضای یک هلی کوپترکردند و با سختی بدن آقا را در میان مردم به هلی کوپتر رساندند و به بیمارستان قلب بردند.

*سوال: برحسب شنیده ها منافقین در بیمارستان قلب نفوذی داشتند و اخلال می کردند. درست است؟

*جواب: بله، واقعاً این پدیده تعجب آور بود. در بیمارستانی که با بستری شدن آقا به محل تردد مسئولان درجه اول نظام تبدیل شده بود، آنها هراز چند گاه برق را قطع می کردند. با توجه به اینکه ایشان درآی .سی. یو بیمارستان بستری بودند و تمام دستگاه های تنفس مصنوعی و ساکشن ها با برق کار می کرد، قطع مکرر برق واقعاً مشکل ایجاد می کرد. تماسهای تهدیدآمیز تلفنی آنها هم با بیمارستان که الی ماشاءالله بود. گاهی اوقات زنگ می زدند و می گفتند: ما همین امشب به بخش شما حمله می کنیم! ما آقای منافی را خواستیم و گفتیم این چه وضعی است، ظاهراً این بیمارستان صاحب ندارد! ایشان هم بلافاصله با یک اقدام انقلابی رئیس و برخی از کارکنان موردسوءظن بیمارستان را عوض کردند. شاید شما باور نکنید درآن چند روز یک تکنسین بالای سرآقا بود که ما بعدها فهمیدیم نفوذی است! البته در آن ایام حضور گسترده مردم حزب اللهی در برابر بیمارستان که اکثر آنها برای اهداء خون و اعضای بدنشان به آقا آنجا جمع می شدند، برای همه قوت قلب بود.

بقیه درادامه مطلب

به بهانه سالگرد ترور رهبر معظم انقلاب/قسمت1
نویسنده : هادی عرب
دوشنبه ششم تیر 1390
به مرکز گفتم: «حافظ 7 مجروح شده». تا این را گفتم آن کسی که پشت دستگاه نشسته بود زد زیر گریه.
 

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، آنچه خواهید خواند گفت و گویی است با محسن جوادیان، محافظ مقام معظم رهبری در رویداد ششم تیر سال 1360  که خاطرات آن حادثه را بازگو کرده است.

*سوال: آیا منافقین پس از به بن بست رسیدن در ساختار سیاسی نظام به ترور روی آوردند یا پیش از آن نیز سودای ترور چهره های طیف خط امام از جمله مقام معظم رهبری را در سر داشتند؟

*جواب: به نظر من اینها قبل از آن تاریخ به ترور به عنوان یک راه حل فکر کرده بودند و از همین بابت هم بسیاری از عوامل و وابستگان به خود را به دستگاههای مهم نظام نفوذداده بودند. در مورد آقا هم اینها قبل از اینکه به صورت رسمی از سوی نظام طرد شوند، به شکل مخفی و مرموز، به فکر ترورایشان بودند. مثلا به دفعات پیش می آمد که در مسیر تردد ایشان به سوی نمازجمعه بمب می گذاشتند اما هر بار با لطف الهی و به شکلی غیرمنتظره توطئه آنها بی اثر می شد. خاطرم هست یک روز جمعه که ایشان را برای نماز به دانشگاه آوردیم پس از اینکه ایشان در جایگاه مستقر شدند و خطبه ها را شروع کردند یکی از فرماندهان وقت سپاه- آقای جبروتی- سراسیمه خودش را به من رساند و گفت: در راه که می آمدید به مشکلی برنخوردید؟ مسأله ای پیش نیامد؟ گفتم: نه گفت: در مسیرتان بمب گذاری شده بود، شما از کدام مسیر آمدید؟ من گفتم: از فلان مسیر. ایشان نفس راحتی کشید و گفت: پس مسیر عوض کرده اید و از مسیر همیشگی نیامده اید. به جبهه هم که می رفتیم بعضاً می دیدیم که به شکل سوال برانگیزی محل حضور و تردد ایشان لو می رود، می فهمیدیم که کارستون پنجم دشمن است. می دانید که آقا نماینده امام در شورای عالی دفاع بودند و با اجازه ایشان تقریباً از یکشنبه هر هفته تا پایان هفته در خطوط مختلف جبهه حضور داشتند و بر روند امور جنگ نظارت می کردند. ما جمعه ها ایشان را به تهران می آوردیم و ایشان سریع لباس عوض می کردند و نمازجمعه را می خواندند. به یاد دارم که در یکی از بازدیدهای ایشان از گردان های سپاه در سوسنگرد، جلسه 3 ساعته ای با رزمندگان این گردان داشتند که به نمازظهر ختم شد و ایشان در همان محدوده به نماز ایستادند. در همان لحظات ناگهان ما دیدیم دشمن محدوده حضور ایشان را زیر آتش گرفت. معلوم شد که حضور ایشان در منطقه توسط ستون پنجم لو رفته است. از یک طرف ما می دیدیم که خط آتش هر لحظه دارد به ایشان نزدیک می شود و از طرف دیگر هم به لحاظ رفتارشناسی که از آقاسراغ داشتیم می دانستیم که به هیچ وجه نمی شود به ایشان گفت که شما نماز اول وقت را عقب بیندازید. به هر حال با اضطراب زیاد صبر کردیم تا ایشان سلام نماز را بدهند و ایشان را سریع سوار ماشین کنیم و از منطقه دور شویم. البته ما هر قدر به ماههای اول سال 60 نزدیک می شدیم سطح تهدیدها علی الخصوص تهدیدهای تلفنی بیشتر می شد اما آقا اعتبار چندانی برای این تهدیدها قائل نبودند. به خاطر دارم که در همان ایام، یک روز که ما ایشان را به مجلس برده بودیم، وقت ظهر و ناهار من زودتر از غذاخوری بیرون آمدم به یکباره دیدم که ایشان در پارکینگ مجلس ایستاده اند عرض کردم؛ آقا امروز زودتر از ساعت مقرر بیرون آمدید. فرمودند: می خواهم بروم منزل. گفتم: پس بایستید تا من بچه ها را خبر کنم. فرمودند: نه. من دیدم اگر بخواهم بروم سایرین را خبر کنم، ایشان خودشان به تنهائی خواهند رفت. بنابراین آن روز به تنهائی آقا را سوار ماشین کردم و به منزل بردم، این در اوج ترورها بود. خاطره دیگری که از آن ایام دارم این است که ایشان چند روز قبل از ترورخودشان قرار بود که در مجلس شب هفت شهید چمران در مدرسه عالی شهید مطهری سخنرانی کنند. ایشان از جبهه برگشتند و به حمام رفتند- آقا در آن تاریخ و تامدتها بعد به حمام عمومی محل می رفتند- بنای ایشان هم این نبود که در رفتن به جایی صبر کنند تاهمه اعضاء تیم حفاظت جمع شوند تا ایشان با آنها بروند. آن روز مرحوم نظران زودتر از موعد جمع شدن بچه ها با یک وانت آمد و آقا جلوی همان وانت نشستند و ما هم به همراه همان عده ای که آمده بودند پشت وانت سوار شدیم و به طرف مدرسه شهید مطهری به راه افتادیم. آن روز مسجد به شدت شلوغ بود آقا سخنرانی کردند و پس از سخنرانی جمعیت در مسجد دور ایشان را گرفتند. البته اکثریت افرادی که دور ایشان جمع می شدند از علاقمندان و مشتاقان بودند اما به هر حال عناصر مغرض و با سوء نیت هم در میان آنها بودند. من آنروز همانطور که با دقت و تلاش مراقب ایشان بودم دیدم یک نفر برای نزدیک شدن به آقا با مشت به من می زند. من توجهی نکردم و سرانجام آقا را از میان جمعیت بیرون آوردیم و به منزل بردیم. در منزل من به ناگاه متوجه شدم که شلوارم از پایین پا با تیغ پاره شده و پای چپم دچار خونریزی شده است. آقا آمدند و نگاه کردند، فرمودند: چه شده؟به شوخی گفتم: آقا یکی از کسانی که اطراف شما جمع شده بودند به ما ابراز لطف کرده است! در مجموع ایشان سعی داشتند تا پاسدارها خیلی اذیت نشوند و بر همین اساس حتی گاهی اوقات بدون اطلاع محافظین، تنها از خانه خارج می شدند.

بقیه درادامه مطلب

ویژه نامه ترور نافرجام امام خامنه ای
نویسنده : هادی عرب
دوشنبه ششم تیر 1390

ویژه نامه ترور نافرجام امام خامنه ای

http://www.farhangnews.ir/site/DesktopModules/Contents/assets/6Tir_Farhang2.jpg


ترور نافرجام


 - تصویر نمایی ترور


- سخنرانی ناتمام در مسجد ابوذر تهران/6 تیر 1360


  - پیام امام خمینی (ره)


 - خطبه‌های نماز جمعه‌ تهران/5 تیر 1360


تصاویر پس از انفجار


یاران انقلاب و روایت آن زمان


- بازخوانی چرایی یک ترور


- گفتگو درباره ی حزب جمهوری اسلامی و نقش آیت الله خامنه ای


یاران انقلاب و روایت آن زمان


- بازخوانی چرایی یک ترور


- گفتگو درباره ی حزب جمهوری اسلامی و نقش آیت الله خامنه ای


بخش ویژه مقام معظم رهبری



یادگاری : کاغذ دیواری(WallPaper)


 اسکرین سیور (Screen Saver)


محافظ صفحه شماره یک - محافظ صفحه شماره دو - محافظ صفحه شماره سه



خاطره‌ی آیت‌الله خامنه‌ای از حادثه 6 تیر 60

خاطره‌ی آیت‌الله خامنه‌ای از حادثه 6 تیر 60


خاطره‌ی آیت‌الله خامنه‌ای از حادثه 6 تیر 60


 


داستان ترور


داستان ترور


«داستان ترور»، روایت نزدیکان و تیم پزشکی حضرت آیت الله خامنه‌ای از سوء قصد به ایشان در ششم تیرماه سال 1360 است.



مستند تقدیر/حادثه 6 تیر 1360مستند تقدیر/حادثه 6 تیر


1360مستندی پیرامون حادثه بمب گذاری در مسجد ابوذر غفاری تهران در 6 تیر 1360 یک روز قبل از و اقعه 7 تیر و شهادت اعضاء حزب جمهوری اسلامی ایران

:: موضوعات مرتبط: خاطرات
«نيكزاد» نخستين وزير «راه و شهرسازي» ‌شد‌
نویسنده : هادی عرب
دوشنبه ششم تیر 1390
علي نيكزاد با 205 رأي مثبت بهارستان‌نشينان به عنوان اولين وزير وزارت "راه و شهرسازي " ايران انتخاب شد.

به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس، بررسي برنامه‌ها و صلاحيت علي نيكزاد وزير پيشنهادي وزارتخانه جديدالتأسيس "راه و شهرسازي " كه از ادغام وزارتخانه‌‌هاي "راه و ترابري " و "مسكن و شهرسازي " تشكيل شده است، و رأي اعتماد به وي در دستور كار جلسه علني صبح امروز (يكشنبه) مجلس شوراي اسلامي قرار گرفت.

وكلاي ملت بعد از استماع توضيحات نمايندگان موافق و مخالف اولين وزير پيشنهادي وزارت "راه و شهرسازي "، با 205 رأي موافق، 16 رأي مخالف و 16 رأي ممتنع از مجموع 237 رأي مأخوذه، علي نيكزاد را به عنوان به عنوان اولين وزير وزارت "راه و شهرسازي " انتخاب كردند.

نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در جلسه علني 31 خردادماه لايحه تشكيل وزارت امور زيربنايي ‌را كه اعاده شده از شوراي نگهبان بود را ‌بررسي و با ‌‌اصلاحات‌ و برطرف كردن ايرادات اين شورا، آن را تصويب كردند.

وكلاي ملت در جلسه علني سه‌شنبه هفته گذشته 31 خردادماه با بررسي لايحه اعاده شده وزارت امور زيربنايي از شوراي نگهبان، اين لايحه را با اصلاحاتي به تصويب رساندند كه تغيير عنوان اين وزارتخانه از "وزارت امور زيربنايي " به "وزارت راه و شهرسازي " و حذف "وزارت ارتباطات " از ادغام در وزارتخانه‌هاي "راه و ترابري " و "مسكن و شهرسازي " از مهمترين اصلاحات صورت گرفته در لايحه اعاده شده مذكور بود.

به گزارش فارس، محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور كشورمان در آغاز دولت دهم و معرفي كابينه به مجلس براي اخذ رأي اعتماد، علي نيكزاد را براي تصدي وزارت مسكن و شهرسازي به قوه مقننه كشورمان معرفي كرد كه بهارستان‌نشينان با 219 رأي موافق، 40 رأي مخالف و 27 رأي ممتنع از مجموع 286 آراي مأخوذه، مجوز ورود به كابينه را به او دادند.
:: موضوعات مرتبط: سیاسی
اظهارات ذوالنور درباره مذاکرات جریان انحرافی و فتنه پیرامون 100نماینده،سیدخراسانی وبرخی تصمیمات دولت
نویسنده : هادی عرب
دوشنبه ششم تیر 1390

جانشین سابق نماینده ولی فقیه در سپاه با اشاره به اینکه شاخص‌های جریان فتنه با 100 نفر برای انتخابات آینده مجلس مذاکره کرده‌اند، اظهار داشت: 81 نفر از این 100 نفر اعلام کرده‌اند که رئیس جریان انحرافی نیز با آنها مذاکراتی داشته که این نشانگر یکی بودن اهداف مشترک آنها است.

وی در نشست تیرماه جامعه اسلامی مهندسین افزود: برنامه جریان انحرافی فرستادن 150 نماینده به مجلس آینده است. عزل وزیر اطلاعات به منظور بستن کانال شورای نگهبان بود.

گزیده سخنان وی به این قرار است:

  • در عرصه فرقه‌سازی شاهد تجدید حجتیه هستیم و اکنون امام زمان‌ها و خداهای زیادی داریم که در زندان‌ها هستند. برای نمونه فردی که از نیروهای مسلح اخراج شده با ادعای امام زمانی مریدان زیادی را به خود جذب کرده و بعد از آن با ادعای خدایی آدم‌هایی را اطراف خود دارد که جلوی وی هفت الی هشت ساعت سجده می‌کنند.
  • برخی سی‌دی ظهور را می‌سازند و می‌گویند مقام معظم رهبری سید خراسانی است در حالی که کسی نمی‌تواند به قطع بگوید ایشان سید خراسانی است. کسانی که وقت ظهور را پیش‌بینی می‌کنند دروغگو هستند.
  • عده‌ای برای دعوت از ملک عبدالله، پادشاه اردن به ایران تلاش می‌کردند تا با جاذبه‌های گردشگری رغبتی در وی ایجاد کنند و در آبگرم سرعین ببینند که آیا وی دارای علایم سفیانی است یا نه؟
  • جریان انحرافی در تاریخ انقلاب اسلامی بی‌سابقه بوده و خطرناک‌تر از همه جریانات است. این جریان حتی از جریان‌هایی مثل ملی مذهبی‌ها، حاکمیت افراطیون در دوره اصلاحات، منافقین و حجتیه‌ها، خطرناک‌تر است. بر اساس مبنای فکری حجتیه در دوران ظهور هر نوع حکومتی جائر است لذا برای حفظ ظاهر هم که شده باید از حکومت فاصله بگیرند ولی جریان انحرافی علاوه بر همه انحرافات حجتیه قدرت و ثروت را نیز در اختیار دارد.
  • مبنای فکری اصلاح طلبان لیبرالیستی بود. رحیم پور ازغدی در رابطه با دیدار خود با خاتمی می‌گوید که دفتر خاتمی از من دعوت کرد و و در دیداری که با خاتمی داشتم وی به من گفت که مباحث شما ریشه در سوسیالیسم دارد. ‌ازغذی در پاسخ خاتمی گفته بود بحث شما یکطرفه است تفکرات شما نیز لیبرالیستی است و خاتمی گفته بود به یقین و باور رسیده‌ام که تنها مکتبی که می‌توانددر حکومت‌ها جوابگو باشد لیبرالیسم است.
  • مردم اصلاح‌طلبان را زودتر می‌شناختند ولی جریان انحرافی شعارها و اقداماتی پررنگ‌تر از انحرافات اصلاح طلبان را دارد و از طرفی دیگر رنگ دین به خود زده است. جریان انحرافی ژست دین دارد، نمی‌خواهم جسارت به رئیس جمهور کنم و علیرغم اینکه از حامیان دولت هستم ممکن است رئیس جمهور در جایی سخنرانی کند و بگوید من مخالف ولایت فقیه نیستم و نمی‌شود چنین انگی به من زد.
  • ولایت فقیه دارای ابعاد اعتقاد نظری و التزام عملی است، آقایان منکر ولایت فقیه نیستند و راس جریان انحرافی نیز منکر ولایت فقیه نیست بلکه آنها معتقند با توجه به غیبت صغری که در آن حضرت ولیعصر (عج) رخ می‌نماید نیابت بی‌معنی است.
  • آقای صفار هرندی می‌گوید در جلسه‌ای بحث می‌شد که ادغام در فلان جا خلاف نظر رهبری است ولی رئیس جمهوری گفت این حکم است، این حکم را راس جریان انحرافی از امام زمان می‌گرفت.
  • جریان انحرافی معتقد است که مردم سه دسته هستند گروه اول ولایتی‌ها و همان 7 میلیون رایی هستند که به ناطق نوری رای دادند، این سخن صددرصد غلط است برای اینکه رسانه‌های بیگانه اقرار داشتند که در 9 دی بیش از 40 میلیون به خیابان‌ها آمده و از ولایت حمایت کردند. گروه دوم از نظر این جریان ضدانقلابی‌ هستند که عده‌شان کم نیست ولی این حرف نیز غلط است چون در مقایسه با انبوه مردم عددی نیستند. گروه سوم عامه مردم هستند که به انقلاب معتقدند ولی در عمل می‌خواهند مشروبات الکلی مصرف کنند با حجاب خانم‌ها کاری نباشد و به طور کلی حکومتی می‌خواهند که کاری به کارشان نداشته باشند. این‌ها با این نوع نگاه به گروه سوم، دیگر نیازی به ولایت فقیه ندارند و متاسفانه نوع حرکتی که اکنون می شود در این راستا است.
  • آیت‌الله عبدالنبی نمازی، امام جمعه کاشان فردی عادل، متقی و صادق است، ولی حرفی که به نقل از وی منتشرشده بود رهبری فرموده با همه برخورد شود ولی با رئیس جریان انحرافی کاری نداشته باشید درست نیست.
:: موضوعات مرتبط: سیاسی
حاشیه‏های دیدار موتلفه با هاشمی رفسنجانی ادامه دارد
نویسنده : هادی عرب
دوشنبه ششم تیر 1390
هشدار به‌موقع صفار در مورد ارتجاع، واكنش تند بادامچيان را برانگيخت

دیدار اعضای حزب موتلفه اسلامی با هاشمی رفسنجانی كه با عنوان ديدار خانواده هاي شهداي 26 خرداد،‌ حاج صادق اماني، محمد بخارايي، مرتضي نيكنژاد و رضا صفارهرندي برگزار شده بود، واكنش هاي متفاوتي را برانگيخت.
به گزارش رجانیوز، پس از آن كه روزنامه كيهان به انتقاد از سخنان هاشمي رفسنجاني و نبي حبيبي در اين ديدار پرداخت، محمدحسین صفارهرندی نيز در گفتگويي رسانه اي اظهار داشت: این نشست‌ و برخاست‌هایی که اخیرا بعضی‌ از اصولگرایان با آقای هاشمی داشتند به نظر می‌رسد نوعی تعریض به گفتمان اصولگرایی از جانب همین آقایان اصولگرا هم هست که باید گفت اگر آن‌ها هوس کرده‌اند این گفتمان را در مقابل گفتمان نوین اصولگرایی محک بزنند و از برخی سنت‌ها دفاع کنند، آن سنت‌ها با واقعه ۳ تیر به نوعی مدفون شد و به تاریخ پیوست.
 
وي كه از خانواده شهداي 26 خرداد است‌،‌ همچنین تاکید کرد: کسان دیگری هستند که از حرف‌هایشان می‌شود این چیز‌ها را فهمید. کسانی که اخیرا از برخی ناکامی‌هایی که در دوستی با آقای احمدی‌نژاد حاصل شده و برخی ناملایمات و رفتارهای نامیمونی که در دولت دهم بروز کرد؛ این را بهانه کرده‌اند برای بازگشت به ارزش‌های قبلی و مثلا هم‌پیمانی با گفتمان سازندگی و شخصیت‌های آن دوره برایشان موضوعیت پیدا کرد.
 
این نشست‌ و برخاست‌هایی که اخیرا بعضی‌ از اصولگرایان با آقای هاشمی داشتند به نظر می‌رسد نوعی تعریض به گفتمان اصولگرایی از جانب همین آقایان اصولگرا هم هست که باید گفت اگر آن‌ها هوس کرده‌اند این گفتمان را در مقابل گفتمان نوین اصولگرایی محک بزنند و از برخی سنت‌ها دفاع کنند، آن سنت‌ها با واقعه ۳ تیر به نوعی مدفون شد و به تاریخ پیوست و اگر دو مرتبه کسانی بخواهند به نوعی همین سنت‌ها را زنده کنند و سنت‌های جناح راستی قبل از اصولگرایی نوین را مطرح کنند مطمئن باشند که در چشم مردم این روش‌ها جلوه نمی‌کند.
 
اگر کسانی می‌خواهند از این مسیر که متضمن تعهد به اصول و ارزش‌های انقلاب و امام است دو مرتبه باز گردند به سنت‌های ماقبل اصولگرایی به یک بخت‌آزمایی شکست خورده وارد می‌شوند که نتیجه آن را در آزمونی مثل انتخابات خواهند دید. هر کس که چنین سودایی در سر داشته باشد بعد از پایان انتخاباتی که حماسه‌سازان اصلی آن مردم هستند، می‌تواند برآورد‌ها و توهمات خود را محک بزند. و باید گفت که وقتی چنین آزمونی به سرانجام می‌رسد دیگر فرصتی برای جبران اشتباهات نیست.
 
پس از این سخنان صفار بود که «اسدالله بادامچیان» در واکنش به انتقادات مطرح شده درباره دیدار اعضای حزب موتلفه با هشامی رفسنجانی، منتقدین را به توطئه علیه روحانیت متهم کرد.
 
وی که شامگاه پنجشنبه در اولین کنگره مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم سخن می‌گفت، اظهار داشت: اخیرا توطئه کثیفی به راه افتاد که اصولگرایی را به سنتی و مدرن تقسیم‌بندی می‌کنند. کسانی که این تفکیک را بیان می‌کنند می‌خواهند روحانیت را تضعیف کنند و می‌گویند روحانیت سنتی است. ما یک اصولگرایی ولایی داریم که در خدمت ولایت است و البته در آن خط و انشعاب رخ می‌دهد.
 
این نماینده مجلس شورای اسلامی بر لزوم مواظبت از شکل‌گیری گروه و باند و سلطه‌گری در درون حزب تاکید کرد و در توصیه‌ای اظهار داشت: لطفا جلوی باند‌ها را بگیرید تا با مشکل مواجه نشوید. هرگز این هدف از یادتان نرود که می‌خواهید هماهنگی انجام دهید.
 
وی بدون اینکه به صورت شفاف نام جریان حاکم را بیان کند تصریح کرد: در این قضیه تغییر جهت سریع و به موقع لازم است و طبق شرایط کند یا تند نرویم. همه تشکلات الهی باید از افراط گرایی، سازش و نرمش بر روی ارزش‌ها و ستیز غیراخلاقی پرهیز کنند و در شناخت فتنه‌ها و انحرافات به خوبی عمل کنند.
 
در اين باره يكي از اعضاي شوراي مركزي حزب موتلفه به خبرنگار رجانيوز گفت در ديدار خصوصي پيش از ديدار عمومي آقاي حبيبي به شدت از مواضع هاشمي رفسنجاني انتقاد كرد.
 
وي افزود هر ساله در انتهاي خردادماه حزب موتلفه اسلامي از دفاتر مسئولين نظام تقاضاي وقت مي كند كه تاكنون و در شش سال گذشته دكتر احمدي ن‍ژاد وقتي به اين حزب اختصاص نداده است؛‌اما امسال ديدارها با آقايان هاشمي رفسنجاني و علي لاريجاني و صادق آملي لاريجاني برگزار شده است.

:: موضوعات مرتبط: سیاسی
انتقاد شديداللحن عضو شوراي مركزي موتلفه از ديدار اعضاي اين حزب با هاشمي
نویسنده : هادی عرب
دوشنبه ششم تیر 1390
يك عضو شوراي مركزي حزب موتلفه با انتقاد شديد از ديدار اخير اعضاي اين حزب با هاشمي گفت: موتلفه خود را فداي هاشمي رفسنجاني مي‌كند، ين حزب موتلفه آن موتلفه سال‌هاي اول نيست و يك دست‌هايي پشت پرده آنها را اداره مي‌كند.
 
حجت‌الاسلام جعفر شجوني عضو شوراي مركزي حزب موتلفه اسلامي در گفت‌و‌گو با خبرگزاري فارس، با انتقاد شديد از ديدار اخير اعضاي اين حزب با هاشمي رفسنجاني اظهار داشت: قبل از ديدار اعضاي حزب موتلفه با هاشمي رفسنجاني از طرف حزب به من زنگ زدند و گفتند شما هم در ديدار با آقاي هاشمي كه قرار است در خيابان وليعصر و در دفتر وي برگزار شود، حضور پيدا كنيد. 
 
وي افزود: من در پاسخ به آنها گفتم اگر هاشمي 10 ميليارد تومان هم به من بدهد من به ديدار او نخواهم رفت و كساني كه از طرف حزب موتلفه به ديدار او رفتند كار بسيار اشتباهي مي‌كنند. 
 
عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز ادامه داد: بعد از آن، من به دفتر آقاي حبيبي دبير كل حزب موتلفه زنگ زدم كه ايشان نبود بعد از 15 دقيقه او به من زنگ زد و من مسائل زير را به آقاي حبيبي گوشزد كردم. 
 
شجوني يادآور شد: من به حبيبي گفتم 1- آقاي هاشمي پشت فتنه را نشكست، 2- رهبر معظم انقلاب هر چه فرمودند هاشمي چيزي ديگري گفت، 3- هاشمي كسي است در مقابل ولي فقيه عادل زمان خود ايستاد،‌ 4- هاشمي با سكوت خود در دوران فتنه مرتكب گناه بزرگي شد و در امتحان فتنه مردود و رفوزه شد،‌ 5- هاشمي به فتنه‌گران و سران فتنه تو‌دهني نزد و بعد از يك روز از فاجعه عاشورا مير حسين موسوي را به دفتر خود دعوت كرد تا براي امضاي وقف دانشگاه آزاد از او استفاده كند كه مدارك آن نيز موجود است،‌ 6- هاشمي در هنگام تنفيذ حكم رياست جمهوري در بيت رهبري غيبت كرد و اين در حالي بود كه مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري ربطي به رئيس جمهور نداشت و متعلق به رهبري بود 7- هاشمي رهبر معظم انقلاب را در فتنه تنها گذاشت ، 8- هاشمي كاري كرد كه دشمن بگويد فرمايشات رهبر معظم انقلاب فصل‌الخطاب نيست چرا كه رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه رهنمودهايي را بيان فرمودند و هاشمي در نماز جمعه چيز ديگري گفت. 
 
حجت الاسلام شجوني با بيان اينكه سكوت معنا دار هاشمي در دوران فتنه از هر زهر كشنده‌اي خطرناك‌تر بود، تصريح كرد: برخي مانند مجمع روحانيون و مجمع محققين كه از حاميان اصلي فتنه 88 بودند از اقدامات هاشمي بسيار خوشحال هستند. 
 
وي در ادامه دلايل خود را براي عدم حضور در ديدار هاشمي كه به حبيبي مي‌گفت بدين صورت ادامه داد. 9- حركات هاشمي موجب طمع و اميدواري دشمن شد تا جايي كه طراحان فتنه در 25 بهمن از او درخواست كردند كه در راهپيمايي فتنه گران حضور پيدا كند. 10- هاشمي مي‌خواهد حق و باطل را با هم نگه دارد، بنابراين يكي به نعل مي‌زند و يكي به ميخ. 
 
عضو شوراي مركزي موتلفه ادامه داد: دوستان موتلفه كه امروز بايد در راس اصولگرايان باشند، از سوي مردم مورد انتقاد و اتهام هستند، چرا كه آنها با ديدار خود با هاشمي به نوعي مواضع او را تائيد كرده‌اند. 
 
حجت الاسلام شجوني تصريح كرد: موتلفه خيال مي‌كند كه كشتي بزرگ غرق نمي‌شود، بنابراين بر روي اين كشتي مي‌رود اما در نهايت خود نيز با آن كشتي بزرگ غرق خواهد شد. 
 
وي ادامه داد: امروز اعضاي حزب موتلفه در شهرهاي بزرگ كشور نسبت به اين ديدار اعتراض دارند و مي‌گويند موتلفه خود را فداي هاشمي رفسنجاني مي‌كند و اين در حالي است كه هاشمي رفسنجاني اعلام كرده است كه هنوز بر مواضع گذشته خود باقي است. بنابراين من معتقدم اين حزب موتلفه آن موتلفه سال‌هاي اول نيست و يك دست‌هايي پشت پرده آنها را اداره مي‌كند. 
 
دبير كل جامعه وعظ تهران در خاتمه تاكيد كرد: اعتراض شخصيت‌هايي مانند آقاي صفار هرندي به اين ديدار به حق و كاملاً درست است. 
:: موضوعات مرتبط: سیاسی
حافظ 10 که بود/ گفتگو با سرتیم محافظان آیت الله خامنه ای در سال 60
نویسنده : هادی عرب
دوشنبه ششم تیر 1390

ششم تير 1360هجري شمسي يكي از روزهاي تاريخي و پراضطراب در تاريخ انقلاب شكوهمند اسلامي ايران است كه هرگز از ياد و خاطره دوستداران انقلاب و نظام اسلامي محو نمي شود. مردم خداجو و شهيد پرور منطقه ابوذر (فلاح) واقع در جنوب تهران كه شهدا و جانبازان بسياري را تقديم اسلام و نظام اسلامي كرده اند در يكي از نخستين روزهاي تابستان سال 60 و در نخستين روز هفته به استقبال امام جمعه تهران رفته بودند. اقشار مختلف مردم با حضور در مسجد ابوذر تهران و در صفوف منظم پشت سر حضرت آيت الله خامنه اي امام جمعه تهران، نماز ظهر و عصر را اقامه كردند و آماده شده بودند تا سخنراني ايشان را بشنوند و سوالاتي كه در اذهان برخي از شهروندان تهراني نقش بسته بود را مطرح و پاسخ آنها را دريافت كنند. امام جمعه تهران پس از اقامه نماز و تعقيبات آن در پشت تريبون قرار گرفتند و با نام خداي سبحان سخنانشان را آغاز كردند. هنوز دقايقي از سخنراني ايشان نگذشته بود كه انفجار مهيبي در مسجد همگان را به وحشت انداخت. در حالي كه حاضران در مسجد در بهت و ناباوري ناشي از انفجار و سوء قصد به جان امام جمعه تهران فرو رفته بودند و فضاي مسجد مملو از بوي باروت و خاك شده بود، 'جباري' رييس محافظان آيت الله خامنه اي بسرعت خود را بالاي سر امام جمعه تهران رساند و به كمك ايشان شتافت.  جباري رييس گروه محافظان امام جمعه تهران كه در زمان ترور آيت الله خامنه اي به دست اعضاي گروهك تروريستي فرقان در مسجد ابوذر واقع در جنوب تهران جواني 20 ساله بود؛ هم اينك مردي 50 ساله با موهايي سپيد است. جباري در گفت و گو با ايرنا به بيان خاطرات خود از آن روزهاي پرتلاطم مي پردازد.

* چرا منافقين كوردل به جان امام جمعه تهران سوء قصد كردند
جباري در ابتدا با مطرح كردن اين سئوال كه چرا گروهك كوردل و تروريستي فرقان به جان امام جمعه تهران سوء قصد كرد؟ گفت: يكي از مهمترين دلايل آن، اين است كه ايشان يكي از عناصر اصلي انقلاب بودند.
وي افزود: با پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي در ايران حضرت امام خميني (ره) ، حضرت آقا را به عضويت شوراي انقلاب منصوب كردند، ضمن اين كه ايشان جزو كادر مركزي حزب جمهوري اسلامي، امام جمعه تهران و نماينده امام (ره) در شوراي عالي دفاع بودند و همه اين مسئوليتها بسيار مهم بودند و به همين علت نيزگروههاي تروريستي در تلاش بودند تا به جان ايشان سوء قصد كنند.
جباري با تاكيد به اينكه حضرت آقا پيش از انقلاب در مشهد ارتباط خوبي با دانشجويان داشتند، افزود:
همزمان با آغاز جنگ تحميلي و زماني كه در طرز تفكر برخي دانشجويان ابهاماتي نسبت به انقلاب، دانشگاهها و جامعه بوجود آمده بود، نياز بود كسي به سوالات آنها پاسخ دهد.
آن روز ها حضرت آيت الله خامنه اي به اين نتيجه رسيدند كه بايد به شبهات دانشجويان پاسخ داده شود و
اين پاسخگويي را هم بايد از دانشگاهها شروع كرد از اين رو براي نخستين بار در دانشگاه تهران نشست ' پاسخ به سوالات و شبهات دانشجويي' را برگزار كردند كه در همان زمان دوستان ايشان مي گفتند، شما داريد به داخل لانه زنبور كه در واقع مركز اسلحه و مهمات منافقين است، مي رويد اما حضرت آقا مي فرمودند كه اشكالي ندارد و مهم نيست زيرا اين كار بايد انجام شود.
وي افزود: ايشان در مسجد دانشگاه تهران حدود 10 هفته روزهاي شنبه پس از نماز ظهر و عصر جلسه پاسخ به سوالات دانشجويي را برگزار كردند و به سوالات متعدد دانشجويان در زمينه هاي مختلف پاسخ گفتند.
وي گفت: حضرت آقا با توجه به اين كه نماينده امام (ره) در شوراي عالي دفاع نيز بودند و در ارتباط با جنگ مسئوليت هايي داشتند، شنبه ها پس از جلسه پاسخ به سوالات دانشجويي مستقيما عازم فرودگاه مي شديم و در برخي موارد نيز اگر اهواز در وضعيت قرمز بسر مي برد با قطار به اهواز و از آنجا به دزفول و حميديه مي رفتيم كه اين سفرها تا عصر پنجشنبه طول مي كشيد.
برخي مواقع نيز بسته به شرايط آب و هوايي منطقه، صبح جمعه به تهران مي رسيديم و مستقيما با همان لباس رزمندگي به نماز جمعه مي رفتيم.
جباري مي افزايد: منافقين وقتي مي ديدند فردي تا اين ميزان در جبهه هاي نظامي و فرهنگي حضوري فعال دارد و به دانشجويان، طلبه ها و ديگر اقشار مختلف مردم در ارتباط با آنچه كه در جامعه مي گذرد، اطلاع رساني مي كند، به اين نتيجه رسيدند كه بايد چنين فردي را از سرراه خود بردارند.

وي گفت: حضرت آقا پس از چند هفته اي كه در مسجد دانشگاه و سپس مسجد حاج ابوالفتح در ميدان قيام جلساتي براي دانشجويان و طلاب گذاشتند به اين نتيجه رسيدند كه بايد به ميان مردم كه براي برخي از آنها نيز در مسايلي شبهاتي وجود دارد، بروند كه در نخستين مرحله تصميم گرفتند در جمع مردم در مسجد ابوذر تهران حاضر شوند.
وي با بيان اين كه برنامه مقام معظم رهبري درهفته نخست براي حضور در مسجد ابوذر لغو شده بود و در هفته بعد ايشان به اين مسجد رفتند گفت: اين سوء قصد نشان داد كه منافقين از دانشگاه تهران و مسجد ابوالفتح به دنبال فرصت مي گشتند تا نيت شوم خود را عملي كنند.
وي گفت: در آن سالهاي اول انقلاب و بويژه زمان وقوع حادثه تلخ سوء قصد به جان امام جمعه تهران، براساس امكانات موجود، به طور دستي و با چشم وسايل بازرسي و خنثي سازي صورت مي گرفت و ما تجهيزات نوين نداشتيم.
وي افزود: آن روز پس از نماز ظهر و عصر قرار شد پاسخ به سوالات انجام شود، ضبط صوت دستي را كه روي ميز و در قسمت پايين تريبون گذاشته بودند را برداشتم و پس از بازرسي آن را در سمت راست و در قسمت بالاي تريبون قرار دادم.
وي گفت: آن روز من علاوه بر اين كه راننده حضرت آقا بودم، مسئوليت گروه حفاظت ايشان را نيز بر عهده داشتم كه در هنگام آغاز سخنراني دو نفر از محافظان در اطراف بودند و من هم در كنار در ورودي مستقر شده بودم كه تقريبا 10 دقيقه پس از سخنراني مقام معظم رهبري صداي انفجار همه را وحشت زده كرد. با تصور اين كه كسي ايشان را با گلوله هدف قرار داده، اسلحه كشيدم اما ديدم كه مردم همه روي زمين خوابيده اند و كسي ايستاده نيست كه بخواهد ايشان را هدف قرار دهد.
چون ديدم كسي ايستاده نيست دويدم به طرف حضرت آقا و بالاي سر ايشان كه رسيدم ديدم ايشان روي زمين افتاده اند و غرق در خون شده اند.انفجار بمب موجب قطع شريانها شده و خون از بدن ايشان جاري بود.

* خداوند در تمام مراحل اين حادثه عنايت ويژه اي به حضرت آقا داشتند
رييس گروه محافظان امام جمعه تهران در حادثه ششم تيرماه 1360 در ادامه گفت: موضوعي كه دراين حوادث براي من به طور كامل ثابت شد و بارها اين مطلب را گفته ام و نمي خواهم نسبت به آن هم اغراق كنم اين است كه خداوند در تمام اين مراحل نسبت به ما و ايشان عنايت ويژه اي داشته است.
جباري افزود: آن روز من حضرت آقا را به رغم اين كه سن كمي داشتم روي دست گرفتم و به تنهايي به سوي ماشين بردم كه دو نفر ديگر از محافظان به كمكم آمدند و ايشان را به ماشين منتقل كرده و با حداكثر سرعتي كه ماشين در آن روز حركت مي كرد ايشان را به بيمارستان منتقل كرديم.
در لحظات انتقال امام جمعه تهران به بيمارستان، هيچ آمادگي ذهني نداشتيم كه بايد كجا برويم اما از آنجايي كه خداوند با ما بود در مسير حركت وقتي وارد خيابان قزوين شديم كلينيكي در آنجا بود و حضرت آقا را برديم به آن مركز تا اقدامات اوليه روي ايشان انجام شود اما گفتند براي ما چنين امكاني وجود ندارد و به همين علت از اين مركز بهداشتي يك كپسول اكسيژن گرفتيم كه يك پرستار نيز در طول مسير ما را همراهي مي كرد.

* 'حافظ 10' ترور شد
جباري كه اين خاطرات تلخ را با اشك و بغض در گلو بيان مي كرد گفت: در طول مسير حركت به سمت بيمارستان مي خواستم دكتر منافي، زرگر و فياض بخش را ازطريق بيسيم تهران كه در آن زمان به طور مشترك توسط سپاه، كميته و شهرباني استفاده مي شد، با خبر كنم اما شبكه خيلي شلوغ بود و مجبور شدم، داد بزنم و بگويم كه ' حافط 10' ترور شده و سكوت كنيد، من پيام دارم.
از آنجايي كه سپاه، كميته و شهرباني حافظ 10 را مي شناختند و در آن روز اين رمز شناسايي امام جمعه تهران بود سكوت كردند و من اعلام كردم كه ايشان بر اثر انفجار بمبي در مسجد ابوذر تهران ترور شده اند و از آنجايي كه من در آن لحظه احساس كرده بودم به قلب معظم له آسيب وارد شده است از دكتر منافي، زرگر و فياض بخش درخواست كردم به بيمارستان بهارلو كه نزديكترين بيمارستان به محل حادثه بود، مراجعه كنند.
وقتي به بيمارستان بهارلو رسيديم حضرت آقا را به اتاق عمل برديم واز آنجا كه خداوند همه چيز را مهيا كرده بود، پيش از رسيدن به اتاق عمل، يك عمل جراحي بر روي بيمار ديگري انجام شده و پايان يافته بود يعني اين كه از قبل اتاق عمل به همراه پزشك و كادر آن آماده بودند و وقتي به پشت در اتاق عمل رسيديم ديگر بيماري در اتاق عمل نبود. اگر بيماري در اتاق عمل بود نمي توانستيم كاري كنيم وبايد منتظر مي مانديم تا عمل خاتمه مي يافت و به دليل آن كه در اين هنگام دقايق و ثانيه ها براي ما از ارزش بسياري برخوردار بود، ديگر امكان پذير نبود كه صبر كنيم.
پس از رسيدن به پشت در اتاق عمل پزشك جراح كه هنوز لباسش را عوض نكرده بود با ديدن اين كه بيمار ديگري را براي عمل جراحي آورده اند به اتاق عمل بازگشت و كار جراحي را آغاز كرد و توانست مانع از ادامه خونريزي شود.
همان روز پزشكان معالج حضرت آقا گفتند كه اگر دو دقيقه دير مي رسيديد امكان هيچ نوع احيايي براي ما وجود نداشت.

* اعلام آمادگي مردم براي اهداي خون گرم و حتي قلب
جباري كه اشك حلقه زده در چشمانش را پاك مي كرد و به سختي سخن مي گفت، اظهارداشت: مردم كه احتمال داده بودند به قلب آقا آسيب رسيده باشد و ايشان را به بيمارستان بهارلو منتقل كرده ايم در كمتر از يك ساعت كل منطقه و اطراف بيمارستان مملو از جمعيت شد.
در وهله نخست در آن شرايط تهيه خون گرم مورد نياز براي بيمار بسيار مهم بود كه مردم همزمان مي آمدند و خون گرم اهدا مي كردند اما از همه مهمتر براي من اين بود كه چون گفته بودم قلب ايشان در جريان اين انفجار آسيب ديده، مردم مي گفتند آمده ايم قلبمان را به ايشان اهدا كنيم.
وي مي افزايد: آن روز و در آن شرايط من ايثار و از خود گذشتگي بسيار بالاي مردم را نسبت به كساني كه برايشان خدمت مي كنند، به چشم ديدم و مشاهده كردم افرادي آمده بودند تا قلب خود را كه حياتشان به آن وابسته است به حضرت آقا اهدا كنند.
رييس گروه محافظان امام جمعه تهران در حادثه سوء قصد نافرجام منافقين كوردل به جان ايشان با بيان اين كه چقدر انسان بايد نسبت به يك نفرعلاقه و گذشت داشته باشد كه بخواهد قلبش را هم به او اهدا كند، اظهار داشت: كاري كه مردم در آن روز انجام دادند،اقدامي بي نظير و بي سابقه بود كه براي من با گذشت سالها از آن حادثه تلخ وقتي آن احساسات مردمي را بياد مي آورم هنوز هم نمي توانم احساسات خودم را كنترل كنم.

*انتقال حضرت آقا به بيمارستان قلب
عمل جراحي بر روي امام جمعه تهران چند ساعتي طول كشيد و كارهاي اوليه در بيمارستان بهارلو انجام شد و پزشكان توانستند از ادامه خونريزي جلوگيري كنند و ايشان را براي انجام ادامه اقدامات پزشكي به بيمارستان قلب منتقل كنند.
جباري مي گويد: آن روز كه اين حادثه تلخ اتفاق افتاد، ديديم اگر بخواهيم حضرت آقا را با بالگرد به بيمارستان قلب شهيد رجايي منتقل كنيم با اين جمعيتي كه در ميدان تجمع كرده اند امكان اين كه بالگرد پرواز كند و اتفاقي هم براي ايشان نيفتد، وجود ندارد.
با هماهنگي هاي لازمي كه انجام شد يك بالگرد روبروي بيمارستان بهارلو به زمين نشست و قرار شد كه با اين وسيله ايشان را به بيمارستان قلب شهيد رجايي منتقل كنيم اما با توجه به جمعيتي كه در مقابل بيمارستان حضور يافته بودند، احتمال اين كه امام جمعه تهران در بين ازدحام جمعيت حاضر آسيب ببينند و براي ايشان مشكلي ايجاد شود، زياد بود.
بر اين اساس براي حفظ جان امام جمعه تهران قرار گذاشتيم يكي از دوستان روي تخت بخوابد و با همان ملحفه هاي خوني وي را با بالگرد اعزام كنيم تا مردم تصور كنند كه آقا اعزام شده، اين كار انجام شد اما با زحمت فراوان زيرا اگر اين اتفاقي كه براي اين فرد افتاد براي حضرت آقا بوجود مي آمد، فاجعه بار بود.
بالگرد پرواز كرد و رفت و بعد از آن نيروهاي مردمي بسيج، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و نيروي انتظامي و كميته منطقه را از جمعيت تخليه كردند كه اينكار سه ساعت طول كشيد.
بعد از هماهنگي هاي انجام شده يك بالگرد ديگر روبرو بيمارستان به زمين نشست و حضرت آقا را با همان تخت و دكتر و پرستار به بالگرد منتقل كرديم و برغم آن كه جمعيت مجددا به بالگرد نزديك شده بود و مشكلاتي را براي آن ايجاد كردند، اما توانست از زمين بلند شود و بالاخره ايشان را به بيمارستان قلب شهيد رجايي منتقل كردند و ادامه مداوا با تجهيزات كاملتر در بيمارستان قلب شهيد رجايي دنبال شد.

* بچه هاي من كجا هستند

جباري با بيان اين كه حضرت آقا حدود يك هفته اي در بيهوشي و كما بودند گفت: نكته مهمي كه براي ما در اين قضيه ازنظر اخلاقي وجود داشت و خيلي مهم بود و هنوز هم هست اين موضوع بود كه وقتي ايشان به هوش آمدند اولين چيزي كه درخواست كردند اين بود كه ' بچه هاي من ' يعني محافظان ايشان كجا هستند.
حضرت آقا با اشاره فرمودند، كاغذ بياوريد و در آن نوشتند كه بچه هاي من كجا هستند، اما وقتي كه به ايشان گفتند خوب هستند فرمودند بايد بيايند و آنها را از نزديك ببينم.اينقدر اين موضوع براي ايشان مهم بود كه مي خواستند خودشان ببينند كه يك وقت براي آنها اتفاقي نيفتاده باشد و وقتي كه بچه ها رفتند و آنها را ديدند ايشان آرامش پيدا كردند.

* امام جمعه تهران بيش از يك هفته از خبر شهادت شهيد بهشتي بي خبر بودند
رييس گروه محافظان امام جمعه تهران در جريان حادثه تلخ ششم تيرماه 1360 در ادامه گفت: با توجه به اين كه حضرت آقا با شهيد بهشتي و ديگر دوستانشان ارتباط خوب و نزديكي داشتند پس از آن كه به هوش آمدند و افراد را مي شناختند و مي توانستند روي كاغذ مطلبي بنويسند و درخواست كنند، فرمودند چرا آيت الله بهشتي به ديدن من نمي آيد.
افرادي كه در آنجا حضور داشتند گفتند كه آيت الله بهشتي آمده اما شما خواب بوديد و زماني كه درخواست روزنامه و يا راديو كردند به ايشان گفتيم به دليل آن كه شما نبايد هيجان داشته باشيد روزنامه براي شما خوب نيست.
چندروزي به همين منوال طي شد اما ديديم كه ادامه اين موضوع براي ايشان خوب نيست به همين علت آقاي هاشمي رفسنجاني و سيد احمد آقا آمدند و بحث ترور شهداي هفتم تير را براي ايشان بازگو كردند.

* حادثه ششم تير از عنايات حضرت حق بود

جباري با بيان اين كه حادثه تلخ ششم تيرماه 1360 خود از عنايات حضرت حق بوده است ، اظهارداشت: اين كه چنين حادثه اي يك روز قبل از حادثه هفت تير اتفاق افتاد، خود از عنايات حضرت حق بود زيرا اگر در شش تير ايشان مورد سوء قصد قرار نمي گرفتند، ممكن بود در هفتم تير براي ايشان اتفاقات ديگري رخ مي داد.
وي توضيح داد: مقام معظم رهبري عضو كادر مركزي حزب جمهوري اسلامي بودند و بايستي در آن جلسه حتما حضور مي يافتند.
به گفته جباري، از آنجايي كه خدا مي خواست حضرت آقا را براي انقلاب نگه دارد و رهبري اين انقلاب ادامه داشته باشد، قضاياي ششم تير ماه سال 1360 پيش آمد و اگر كوتاهي هاي خودمان را در اين حادثه تلخ به كناري بگذاريم، ادامه مسير به گونه اي بود كه همه هماهنگ شده بود.
جباري در ادامه با تاكيد بر اين كه من عنايت هاي حضرت حق را در قضاياي ترور نافرجام حضرت آقا ديدم گفت: اين كه يك جوان 20 ساله اي بتواند هم طول مسير را با بيسيم هماهنگي و رانندگي كند و از سوي ديگر حواسش به حضرت آقا باشد، فقط از عنايت حضرت حق است.
وي افزود: اگر آن روز هر كس ديگري بجز من هم بود قطعا خداوند اين عنايت را به او مي كرد كه اينكار انجام شود اما آن روز خداوند اين سعادت را نصيب ما كرد و اين توفيق را در حق ما روا داشت كه اين كار از طريق ما انجام شود، چون اين كار بايد انجام مي شد.
در اين سالهاي پس از اين حادثه تلخ هرچه نشستم و نگاه كردم ديدم كه حضرت حق همه چيز را در جهت زنده ماندن و ادامه رهبري حضرت آقا قرار داده بود.

:: موضوعات مرتبط: خاطرات
30 سال از روز واقعه در مسجد ابوذر گذشت
نویسنده : هادی عرب
دوشنبه ششم تیر 1390
يك لحظه به ذهنم آمد كه ايشان شهيد شد/ سَر خُمِ مِی سلامت شکند اگر سبویی

گروه تاریخ- رضا اکبری: ترور آیت الله خامنه ای در ششم تیرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران صورت گرفت اما این اولین مرتبه ای نبود که دشمنان قصد ترور ایشان را داشتند. محافظ ایشان چند نمونه از شیطنت های قبلی دشمن را این گونه روایت می کند: « به نظر من اينها قبل از آن تاريخ به ترور به عنوان يك راه حل فكر كرده بودند و از همين بابت هم بسياري از عوامل و وابستگان به خود را به دستگاههاي مهم نظام نفوذ داده بودند. در مورد آقا هم اينها قبل از اينكه به صورت رسمي از سوي نظام طرد شوند، به شكل مخفي و مرموز، به فكر ترورايشان بودند. مثلاً به دفعات پيش مي آمد كه در مسير تردد ايشان به سوي نمازجمعه بمب مي گذاشتند اما هر بار با لطف الهي و به شكلي غيرمنتظره توطئه آنها بي اثر مي شد.

خاطرم هست يك روز جمعه كه ايشان را براي نماز به دانشگاه آورديم پس از اينكه ايشان در جايگاه مستقر شدند و خطبه ها را شروع كردند يكي از فرماندهان وقت سپاه- آقاي جبروتي- سراسيمه خودش را به من رساند و گفت: در راه كه مي آمديد به مشكلي برنخورديد؟ مسأله اي پيش نيامد؟ گفتم: نه گفت: در مسيرتان بمب گذاري شده بود، شما از كدام مسير آمديد؟ من گفتم: از فلان مسير. ايشان نفس راحتي كشيد و گفت: پس مسير عوض كرده ايد و از مسير هميشگي نيامده ايد. به جبهه هم كه مي رفتيم بعضاً مي ديديم كه به شكل سؤال برانگيزي محل حضور و تردد ايشان لو مي رود، مي فهميديم كه كارستون پنجم دشمن است.

مي دانيد كه آقا نماينده امام در شوراي عالي دفاع بودند و با اجازه ايشان تقريباً از يكشنبه هر هفته تا پايان هفته در خطوط مختلف جبهه حضور داشتند و بر روند امور جنگ نظارت مي كردند. ما جمعه ها ايشان را به تهران مي آورديم و ايشان سريع لباس عوض مي كردند و نمازجمعه را مي خواندند. به ياد دارم كه در يكي از بازديدهاي ايشان از گردانهاي سپاه در سوسنگرد، جلسه 3 ساعته اي با رزمندگان اين گردان داشتند كه به نمازظهر ختم شد و ايشان در همان محدوده به نماز ايستادند. در همان لحظات ناگهان ما ديديم دشمن محدوده حضور ايشان را زير آتش گرفت. معلوم شد كه حضور ايشان در منطقه توسط ستون پنجم لو رفته است. از يك طرف ما مي ديديم كه خط آتش هر لحظه دارد به ايشان نزديك مي شود و از طرف ديگر هم به لحاظ رفتارشناسي كه از آقاسراغ داشتيم مي دانستيم كه به هيچ وجه نمي شود به ايشان گفت كه شما نماز اول وقت را عقب بيندازيد.

به هر حال با اضطراب زياد صبر كرديم تا ايشان سلام نماز را بدهند و ايشان را سريع سوار ماشين كنيم و از منطقه دور شويم. البته ما هر قدر به ماههاي اول سال 60 نزديك مي شديم سطح تهديدها علي الخصوص تهديدهاي تلفني بيشتر مي شد اما آقا اعتبار چنداني براي اين تهديدها قائل نبودند. به خاطرم دارم كه در همان ايام، يك روز كه ما ايشان را به مجلس برده بوديم، وقت ظهر و ناهار من زودتر از غذاخوري بيرون آمدم به يكباره ديدم كه ايشان در پاركينگ مجلس ايستاده اند عرض كردم؛ آقا امروز زودتر از ساعت مقرر بيرون آمديد. فرمودند: مي خواهم بروم منزل. گفتم: پس بايستيد تا من بچه ها را خبر كنم. فرمودند: نه. من ديدم اگر بخواهم بروم سايرين را خبر كنم، ايشان خودشان به تنهايي خواهند رفت. بنابراين آن روز به تنهايي آقا را سوار ماشين كردم و به منزل بردم، اين در اوج ترورها بود. خاطره ديگري كه از آن ايام دارم اين است كه ايشان چند روز قبل از ترورخودشان قرار بود كه در مجلس شب هفت شهيد چمران در مدرسه عالي شهيد مطهري سخنراني كنند. ايشان از جبهه برگشتند... بناي ايشان هم اين نبود كه در رفتن به جايي صبر كنند تاهمه اعضاي تيم حفاظت جمع شوند تا ايشان با آنها بروند.

آن روز مرحوم نظران زودتر از موعد جمع شدن بچه ها با يك وانت آمد و آقا جلوي همان وانت نشستند و ما هم به همراه همان عده اي كه آمده بودند پشت وانت سوار شديم و به طرف مدرسه شهيد مطهري به راه افتاديم. آن روز مسجد به شدت شلوغ بود آقا سخنراني كردند و پس از سخنراني جمعيت در مسجد دور ايشان را گرفتند. البته اكثريت افرادي كه دور ايشان جمع مي شدند از علاقمندان و مشتاقان بودند اما به هر حال عناصر مغرض و با سوء نيت هم در ميان آنها بودند. من آن روز همانطور كه با دقت و تلاش مراقب ايشان بودم ديدم يك نفر براي نزديك شدن به آقا با مشت به من مي زند. من توجهي نكردم و سرانجام آقا را از ميان جمعيت بيرون آورديم و به منزل برديم. در منزل من به ناگاه متوجه شدم كه شلوارم از پايين پا با تيغ پاره شده و پاي چپم دچار خونريزي شده است. آقا آمدند و نگاه كردند، فرمودند: چه شده؟به شوخي گفتم: آقا يكي از كساني كه اطراف شما جمع شده بودند به ما ابراز لطف كرده است!»

اولين نفر

وضعیت جبهه ها در زمان ریاست جمهوری بنی صدر به دلایل گوناگون بسیار بحرانی تر از اوضاع سیاسی کشور بود. از طرفی فرماندهی کل قوا به کسی سپرده شده بود که در مدیریت جنگ نیز تنها شیوه اش خودمحوری و کشاندن اختلافات سیاسی به جبهه ها و بخصوص بین ارتش وسپاه بود. اما با عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا و سپس ریاست جمهوری، امید تازه ای جهت بهبود شرایط جنگ در دل رزمندگان و فرماندهان در حال شکل گرفتن بود. از جمله این فرماندهان، آیت الله خامنه ای و دکتر مصطفی چمران بودند که نمایندگی امام در شورای عالی دفاع را بر عهده داشتند. ولی در نهایت تأسف در روز تصویب عدم کفایت سیاسی بنی صدر، در جبهه دهلاویه به شهادت رسید. منافقین نیزعلاوه بر ایجاد بحران در جبهه سیاسی، به عنوان ستون پنجم با رژیم بعثی دست همکاری داده بودند. لذا آیت الله خامنه ای که به عنوان یکی از بازوان قدرتمند امام در جبهه سیاسی و نظامی محسوب میشد، از دید منافقین یکی از افرادی بود که «شایسته به اصطلاح سخت ترین کیفر و مجازات انقلابی» بود.

تقریباً از ماه های اول پیروزی انقلاب، یکی از برنامه های مستمر آیت الله خامنه ای حضور در جمع مردم و بخصوص جوانان برای پاسخگویی به شبهات بود. مخصوصاً از وقتی که امام به دانشجویان پیشنهاد کردند تا از ایشان به جای شهید مطهری استفاده کنند. اکثر این جلسات شنبه هر هفته ما بین نماز ظهر و عصر و در مسجد حاج ابوالفتح برگزار می شد. اما از آنجا که جبهه متحد ضد انقلاب با شایعه پراکنی فضای جامعه را غبار آلود ساخته بود، پیشنهاد داده شد تا این جلسات به صورت سیار و در مساجد مختلف برقرار شود. روزنامه جمهوری اسلامی هم که برنامه نیروهای خط امامی را تبلیغ میکرد، در صفحه اول خود اینچنین نوشت: « پاسخ به سؤالات توسط استاد سید علی خامنه ای شنبه 6 تیر ماه پس از اقامه نماز ظهر در مسجد ابوذر...»

البته این اولین تبلیغ برای این جلسه نبود چرا که قرار بود دو هفته قبل، این جلسه برگزار شود اما هفته اول هماهنگی لازم صورت نگرفته بود و هفته دوم هم مصادف شده بود با روز طرح عدم کفایت سیاسی بنی صدر در مجلس. که البته شاید دوهفته تبلیغ و عدم برگزاری جلسه، فرصت مناسبی را برای منافقین فراهم می آورد تا برنامه ریزی دقیقتری انجام دهند. صبح شنبه آیت الله خامنه ای به جماران می رود تا طبق معمول اول یا آخر هر هفته، گزارشی را از وضعیت جبهه ها خدمت امام ارائه کند. و پس از دیدار امام جهت شرکت در جلسه راهی مسجد ابوذر می شود. در طول مسیر خلبان شهید سرلشکر عباس بابائی مشغول ارائه گزارش به ایشان بود. هر چند که سیستم محافظت از شخصیتها همچون امروز نبود اما محافظان همه تلاششان را انجام می دادند. این بار نیز در حیاط مسجد، محلی را مخصوص ضبط صوتها آماده نموده بودند تا افرادی که قصد ضبط سخنرانی را دارند، ضبط صوت را به داخل نیاورند.

پس از اقامه نماز ظهر، آیت الله خامنه ای به پشت تریبون می رود تا به پرسش های نوشته شده پاسخ دهد. مقدمه ای کوتاه در باب پرسش و پاسخ و شایعات، آغاز این سخنرانی ناتمام بود. هنگام ذکر این مقدمه بعضی چشم ها ضبط صوتی را دیدند که دست به دست شد و توسط نفر آخر روی تریبون قرار گرفت، اما روبروی سمت چپ سخنران و در مقابل قلب وی. این جملات از بلندگو در حال پخش بود: «شایعه را ضدانقلاب درست می کند، افراد ساده لوح و بیتوجه آن را این جا آن جا منتقل می کنند. مثل بلاتشبیه مگس که میکروب را از جایی به جای دیگری منتقل می کند. گناه آن مگس از گناه آن میکروب مختصری کمتر است؛ خیلی کمتر نیست.» گویا ذهن محافظان توانایی ایجاد این سؤال ساده را از دست داده بود که «چرا این ضبط به داخل آمده؟» چند ثانیه بعد کلید ضبط صوت در برابر چشمان محافظی که نزدیک تریبون بود به حالت تمام شدن نوار، بالا زد. او نیز ضبط را بر می دارد و پس از براندازی کوتاه دوباره آن را روی تریبون می گذارد، اما این بار در مقابل سمت راست سخنران.

ناگهان بلندگو سوت میکشد. آیت الله خامنه ای اندکی عقب رفته، می گوید: «آقا این اگر آمپلی فایر است، خاموشش کنید. یک بلندگوی رو راست بگذارید صدا ندهد.» و مشغول پاسخ به اولین سؤال می شود که موضوع آن علت منع قاضی و مجتهد شدن زنها بود. حین پاسخ به این سؤال بمبی که در ضبط صوت جاسازی شده بود، منفجر می گردد و چون بمب از نوع فشنگی بود و نه انفجاری، حتی تریبون هم آسیبی نمی بیند، اما هدف اصلی نقش بر زمین می شود. یکی از محافظان ادامه واقعه را اینگونه توصیف می کند: « يك لحظه كه به عقب برگشتم ديدم ايشان بين محراب مسجد و تريبون بر روي بازوي چپ افتاده اند. ديگر معطل نكردم. چون اول حادثه خونريزي خيلي شديد نبود و از طرفي وزن ايشان هم كم بود به تنهايي ايشان را در بغل گرفتم و با سرعت از داخل شبستان به سمت بيرون مسجد حركت كردم.

آن لحظات بود كه من به يكباره ديدم كه يك حفره از جراحت، زيرگلوي ايشان بوجود آمده كه هر لحظه دارد خونريزي آن شديد مي شود. زير بغل ايشان هم به وسيله تركش هاي انفجار سوراخ سوراخ شده بود. علاوه بر اينها برخي از شريانها وعروق قطع شده بود و استخوان هاي قفسه سينه، ترقوه و بازو شكسته شده بود. لحظه تلخي كه يادآوري آن همواره مرا منقلب مي كند اين بود كه همانطور كه داشتم به طرف ماشين مي رفتم يك لحظه ديدم كه آقا به هوش آمد و پس از چند لحظه بدن ايشان سست شد و سرشان به روي شانه من افتاد. يك لحظه به ذهنم آمد كه ايشان شهيد شد.» توصیف آن لحظات توسط مقام معظم رهبری، شنیدنی است: «آن وقتی که بمب منفجر شد در آن مسجدی که من بودم، از وقتی که بار اول افتادم زمین -نفهمیدم البته چه جوری شد که افتادم- تا وقتی که به کلی بیهوش شدم و بعد از چند روز به هوش آمدم، سه مرتبه دیگر به هوش آمدم. در این فاصله سه بار لحظاتی به هوش آمدم و هر دفعه یک احساسی داشتم که آن حالات را من هیچ وقت یادم نمیرود.

یکی اش که حالا این جا عرض می کنم، این است؛ در یکی از اين حالات احساس کردم که من دارم میروم، یعنی دارم میمیرم. احساس کردم که مرگ در مقابل من است. کاملاً خودم را در مرز عالم برزخ مشاهده کردم. به طور خلاصه اگر بخواهم در یک کلمه بگویم، احساس کردم که در آن حال، انسان هیچ دستاویزی به جز خدا ندارد؛ هیچ دستاویزی. یعنی هرچه هم عمل آدم پشت سر خودش داشته باشد، باز هم اگر تفضل الهی و رحمت خدا را نتواند جلب کند، آدم خاطرجمع نیست به آن عمل. آدم شک می کند که این عمل را با اخلاص بهجا آوردهام؟ آیا نیّتم صددرصد خدایی بود؟ آیا در آن شرک نبود؟ آیا ریا در آن نبود؟ ملاحظه این و آن نبود؟ میدانید، اینجوری است ها. چون واقعاً ماها مرکز عیوبیم دیگر، همه شائبه ها در ما هست متأسفانه. آنجا انسان احساس می کند که مثل پر کاهی بین زمین و آسمان است. این احساس را انسان دارد و منقطع می شود.

از همه چیز منقطع می شود. من این حالت انقطاع را در آن وقت احساس کردم و تضرع کردم پیش خدای متعال؛ پروردگارا میبینی که من چقدر دستم خالی است و چقدر محتاجم. اگر تفضلی کنی، کردی وإلاّ ما رفتیم. منظورم مردن نبود ها؛ رفتن از وادی سعادت بود. بعد دیگر بیهوش شدم و نفهمیدم چیزی را.» محافظان با سرعت بسیار زیاد و رانندگی ماهرانه ای ایشان را به اولین درمانگاه ممکن می رسانند. اما از آنجا که پزشکان کار را تمام شده می پنداشتند، ایشان را نپذیرفته و به بیمارستان بهارلو راهنمایی می کنند. پرستاری با احساس مسئولیت، با آوردن یک کپسول هوا محافظان را همراهی می کند. در طول مسیر موقعیت توسط بی سیم گزارش شده و از مسئولین پزشکی کشور خواسته می شود تا هر چه سریعتر خود را به بیمارستان بهارلو برسانند. دکترمحجوبی رئیس وقت بیمارستان بهارلو که تازه عمل قبلی اش تمام شده بود وهنوز از اتاق عمل بیرون نیامده بود، وضعیت جسمانی آیتالله خامنه ای را در آن لحظات اینگونه توصیف می کند: « حال مریض فوق العاده بد بود. به طوری که نه نبض داشت. نه فشار خون داشت. نه تنفس داشت. و مردمک چشم هم در حال باز شدن بود و این یعنی حال مریض فوق العاده وخیم است. ...بلافاصله از چهار دست وپا خون و سرم به آقا وصل کردیم. و بعد از ده دقیقه آهسته آهسته حال مریض بهتر شد. اول آنقدر حال مریض بد بود که دکتر بیهوشی ما می ترسید و میگفت به آنها بگو فوت کرده»

 جالب آن جاست که دکتر محجوبی تا روز قبل مأموریت بود و به خاطر اتفاقی مأموریت را رها کرده وبه تهران می آید. دکتر فاضل هم که از افراد مؤثر در بهبود وضعیت جسمانی آقا بود، دکتر آن بیمارستان نبود و آن روز جهت مشاوره در مورد مسئله ای دیگر به آن جا آمده بود. شهید دکتر فیاض بخش، شهید دکترمعیری از شهداي فاجعه تروريستي هفتم تير، دکتر منافی و دکترزرگر نیز خود را به بیمارستان بهارلو رساندند. شهید محمد منتظری و شهید محلاتی نیز از اولین افرادی بودند که به بیمارستان آمدند.

دکتر میلانی می گوید: « جراحت خیلی سنگین بود، سمت راست بدن پر از ترکش و قطعات ضبط صوت بود، حتی یکی از ترکشها زیر گلوی آقا جا خوش کرده بود. قسمتی از سینه ایشان کاملاً سوخته بود! یکی دو تا از دنده ها هم شکسته بود. دست راست هم کاملاً از کار افتاده بود و از شدت ضربه ورم کرده بود. استخوانهای کتف و سینه کاملاً دیده میشد. 37 واحد خونی و فراوردههای خونی به آقا زده بودند که خود این تعداد، واکنشهای انعقادی را مختل میکرد... دو سه بار نبض آقا افتاد و چند بار مجبور شدیم پانسمان را باز کنیم و دوباره رگها را مسدود کنیم... خیلی عجیب بود، انگار هیچ چیز به اراده ما نبود» و دکتر زرگر ادامه می دهد: « رگ پیوندی می خواستیم، پای راست را شکافتیم. رگ دست راست و شبکه عصبیاش کاملاً متلاشی شده بود.

فقط توانستیم کمی جلوی خونریزی را بگیریم و کمی هم پانسمان کنیم. تصمیم بر این شد که آقا را ببریم بیمارستان قلب.» ازدحام جمعیت در اطراف بیمارستان به حدی بود که انتقال ایشان آن هم با برانکارد از میان این جمعیت غیرممکن می نمود. لذا تصمیم بر آن می شود تا فردی را به جای آیت الله خامنه ای با برانکارد از بین جمعیت رد کنند تا پس از متفرق شدن مردم هلی کوپتر دومی آمده و ایشان را به بیمارستان قلب منتقل کنند. در هلی کوپتر دو بار مونیتور وضعیت نبض، خط ممتد نشان می دهد. پس از رسیدن به بیمارستان و خونریزی مجدد و انجام یک عمل جراحی سه ساعته، آیت الله خامنه ای به بخش آی.سی.یو منتقل می شود.

شب برای چند لحظه به هوش آمده و کاغذ طلب می کند و با دست چپ و به سختی این چند کلمه را کنار هم می چیند: «همراهان من چطورند؟» جمعیت کثیری که جهت اهداي قلبشان به آن جا آمده بودند تا نیمه های شب در پشت در بیمارستان انتظار میکشیدند. منافقین نیز توسط نیروهای نفوذی در بیمارستان همچنان به شیطنت خود ادامه می دادند. محسن جوادیان در این زمینه می گوید: «واقعاً اين پديده تعجب آور بود. در بيمارستاني كه با بستري شدن آقا به محل تردد مسئولان درجه اول نظام تبديل شده بود، آنها هر از چند گاه برق را قطع مي كردند. با توجه به اينكه ايشان در آي .سي. يو بيمارستان بستري بودند و تمام دستگاه هاي تنفس مصنوعي و ساكشن ها با برق كار مي كرد، قطع مكرر برق واقعاً مشكل ايجاد مي كرد. تماسهاي تهديدآميز تلفني آنها هم با بيمارستان كه الي ماشاءالله بود. گاهي اوقات زنگ می زدند و می گفتند: ما همين امشب به بخش شما حمله می کنیم! ما آقاي منافي را خواستيم و گفتيم اين چه وضعي است، ظاهراً اين بيمارستان صاحب ندارد! ایشان هم بلافاصله با يك اقدام انقلابي رئيس و برخي از كاركنان موردسوءظن بيمارستان را عوض كردند. شايد شما باور نكنيد در آن چند روز يك تكنسين بالاي سر آقا بود كه ما بعدها فهميديم نفوذي است!»

پيام امام

اما به هر حال با الطاف الهی، ایشان به طرز معجزه آسایی نجات یافت. امام خمینی طی پیامی خطاب به آیت الله خامنه ای فرمودند:

«بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقاي حاج سيد علي خامنه‏اي دامت افاضاته


خداوند متعال را شكر كه دشمنان اسلام را از گروهها و اشخاص احمق قرار داده است، و خداوند را شكر كه از ابتداي انقلاب شكوهمند اسلامي هر نقشه كه كشيدند و هر توطئه كه چيدند و هر سخنراني كه كردند ملت فداكار را منسجم‏تر و پيوندها را مستحكم‏تر نمود و مصداق «لازال يُؤيّدُ هذا الدّين بالرجل الفاجر» تحقق پيدا كرد. اينان هر جا سخن گفتند خود را رسواتر كردند و هرچه مقاله نوشتند ملت را بيدارتر نمودند و هرچه شخصيتها را ترور نمودند قدرت مقاومت را در صفوف فشرده ملت بالاتر بردند. اكنون دشمنان انقلاب با سوءقصد به شما كه از سلاله رسول اكرم و خاندان حسين بن علي هستيد و جرمي جز خدمت به اسلام و كشور اسلامي نداريد و سربازي فداكار در جبهه جنگ و معلمي آموزنده در محراب و خطيبي توانا در جمعه و جماعات و راهنمايي دلسوز در صحنه انقلاب مي‏باشيد، ميزان تفكر سياسي خود و طرفداري از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند.

اينان با سوء قصد به شما عواطف ميليونها انسان متعهد را در سراسر كشور بلكه جهان اينان آنقدر از بينش سياسي بي‏نصيبند كه بي‏درنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پيشگاه ملت به اين جنايات دست زدند، و به كسی سوء قصد كردند كه آواي دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين جهان طنين انداز است. اينان در اين عمل غيرانساني به جاي برانگيختن و رعب، عزم ميليونها مسلمان را مصمم‏تر و صفوف آنان را فشرده‏تر نمودند. آيا با اين اعمال وحشيانه و جرايم ناشيانه وقت آن نرسيده است كه جوانان عزيز فريب خورده از دام خيانت اينان رها شوند و پدران و مادران، جوانان عزيز خود را فداي اميال جنايتكاران نكنند و آنان را از شركت در جنايات آنان برحذر دارند؟

آيا نمي‏دانند كه دست زدن به اين جنايات، جوانان آنان را به تباهي كشيده و جان آنان به دنبال خودخواهي مشتي تبهكار از دست مي‏رود؟ ما در پيشگاه خداوند متعال و ولي بر حق او حضرت بقيئ اللَّه- ارواحنا فداه- افتخار می کنیم به سربازاني در جبهه و در پشت جبهه كه شبها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالي به سر مي‏برند. من به شما خامنه‏اي عزيز، تبريك مي‏گويم كه در جبهه هاي نبرد با لباس سربازي و در پشت جبهه با لباس روحاني به اين ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالي سلامت شما را براي ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم. والسلام عليكم و رحمت اللَّه و بركاته. روح اللَّه الموسوي الخميني»

 آیت الله دکتر بهشتی ومحمد علی رجایی نیز هر کدام طی پیام های جداگانه ای، برای آیت الله خامنه ای آرزوی سلامتی کردند. ایشان نیز در اولین مصاحبه تلویزیونی خود از بیمارستان، بیاناتی بدین شرح ایراد فرمودند: « بسمالله الرحمن الرحیم. بعد از چهار روز که از این حادثه بر من می گذرد به فضل الهی و به کمک و تلاش بیدریغ کارکنان عزیز این بیمارستان، خودم را در وضع بسیار مناسب و خوبی میبینم.

هر وقت به یاد این میافتم که این حادثه موجب شده امام عظیم الشأن ما اظهار لطف کنند و در پیامشان اظهار دلسوزی بکنند و ملت بزرگ و قهرمان ما دست به دعا بردارند و دعا کنند، در خودم احساس شرمندگی می کنم. در راه انجام وظیفه، اینگونه حوادث حوادثی نیست که این همه لطف و محبت و بزرگواری را چه از سوی امام، چه از سوی امت و همچنین از سوی کارکنان و کارمندان این واحدهای پزشکی که واقعاً شب و روزشان را در این کار گذاشته اند، این همه اظهار شد. من بحمدالله حالم خیلی خوب است. امروز هیچ احساس ناراحتی فوق العاده ای نمی کنم. بیشترین بخش از ناراحتیهایی که داشتم بحمدالله برطرف شده، راحت میتوانم بنشینم، راحت میتوانم از تخت پایین بیایم و راحت میتوانم غذا بخورم و در همه احوال محبت و لطف کارکنان بیمارستان، پزشکان و بقیه، به من کمک کرده و می کنند. من بدین وسیله از همین جا عرض سلام و ارادت بی پایان خودم را خدمت امام امت می کنم و به ایشان عرض می کنم که در مقابل حوادثي این چنین، ما هیچ انتظاري نداریم و توقعی نداریم که کمترین رنجشی به خاطر ایشان بنشیند.

ما معتقدیم که «سر خمّ می سلامت شکند اگر سبویی». همچنین از امت مسلمان و قهرمان که این همه دارند فداکاری میکنند در جبهه ها و پشت جبهه ها، این همه دارند جانهای عزیز و نفیسشان را در راه خدا میدهند، انتظار نداریم که در مقابل یک حوادث کوچکی از این قبیل اظهار نگرانی و احساس نگرانی کنند و ما را بیشتر از آنچه که شرمنده هستیم، شرمنده نکنند. از خداوند متعال توفیق همه را خواستارم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته »

هديه گروه فرقان؟

نکته مهم درباره عوامل این ترور آن است که در بدنه داخلی ضبط صوت منفجر شده نوشته شده بود « هدیه گروه فرقان». جزوه ای نیز با امضای این گروه درباره این سوءقصد انتشار یافت.اما همه شواهد و قرائن وهمچنین اسنادی که بعدها به دست آمد حاکی از آن بود که این عملیات تروریستی توسط سازمان مجاهدین خلق انجام شده بود و صرفاً جهت رد گم کردن چنین اقداماتی صورت گرفته بود. از سویی دیگر همه میدانستند که رهبر و تمامی عوامل گروه فرقان در سالهای 58و59 دستگیر شده و به سزای اعمالشان رسیده بودند و در حقیقت دیگر گروه فرقان وجود خارجی نداشت. بعدها نیز در بیانیه وزارت خارجه آمریکا درباره سازمان ٬ مجروح شدن آیت الله خامنه ای یکی از مجموعه اقدامات تروریستی سازمان خوانده شد. احمد قدیریان معاون وقت دادستان انقلاب در خاطرات خود تصریح کرده است که «جواد قدیری یکی از طراحان انفجار مسجد اباذر بود.»

امير سرتيپ مهدی منتظری رئیس سابق حفاظت اطلاعات ارتش درباره جواد قدیری می گوید:« او یک آدمی بود که سابقه تشکیلاتی کار با مجاهدین خلق را از قبل از انقلاب داشت. حتی زندان هم رفته بود و با مسعود رجوی هم بند بود و از نوچه های رجوی در زندان بود و جالبه که بعد از آزادی از زندان و جریانات انقلاب، یک دفعه سر از دستگاه اطلاعاتی در می آورد.» زهره عطریانفر خواهر محمد عطریانفر همسر قدیری است که با شاخه اصفهان مجاهدین خلق ارتباط داشت. عزت الله مطهری معروف به عزت شاهی که از دوران زندان قدیری را می شناسد، در لابه لای خاطرات مسئولیتش در کمیته انقلاب اسلامی، درباره جواد قدیری می گوید: «بعد از کودتای نوژه، روزی جواد آمد به سراغم. گویا او از طریق و حمایت محمد رضوی، از بچه های سازمان مجاهدین انقلاب، به دادرسی ارتش نفوذ کرده بود. بخشی از پرونده کودتا در اختیار باز پرسی کمیته بود. جواد گفت: عزت من دیگر با آن  بچه ها (مجاهدین) نیستم و با نظام همراه هستم و الان در دادرسی ارتش روی پرونده کودتای نوژه همکاری می کنم حالا اگر شما مدارکی در این زمینه دارید تحویل من بدهید.

من کلی خندیدم و سربه سرش گذاشتم و گفتم جواد من اگر یک بزغاله داشتم نمی دادم که تو برای چرا آن را به صحرا ببری، اینکه مدارک کودتا است، او هم دست از پا درازتر بازگشت. بعد هم چند بار تلفنی با محمد رضوی صحبت کردم و درباره وی هشدار دادم که این آدم خطرناکی است که به دادرسی نفوذ کرده است، حرفهایش را باور نکنید. آقای رضوی از حرفهای من ناراحت شد و با بی احترامی خاصی گفت: شما نسبت به اینها عقده دارید، چون اینها شما را در زندان اذیت کردند... به هر حال هرکسی درصدی ناخالصی دارد و این نباید مانع جذب آنها شود. گفتم: درست است. حالا به فرض هم بخواهی آنها را جذب کنی، باید از جلو در شروع کنی و پله پله آنها را بالا ببری نه این که یک دفعه بیاوری ودر آن جایگاه بالا قرار بدهی، تو الان جواد را به عنوان مغز متفکر آورده ای و در مرکز مطالعات قرارش داده ای، این که نمی شود. در آخر هم او حرفهای ما را نپذیرفت. تا این که قدیری فراری شد و حرفهای من درست از آب در آمد، که رضوی زنگ زد و از من عذر خواهی کرد.»

البته قدیری با همین روش اطلاعات بسیاری را در خصوص کودتای نوژه از کشور خارج کرد. از دیگر مسائلی که عزت شاهی در خاطراتش مدعی شده، فرستادن «غیر قانونی و قاچاقی» زهره توسط محمد عطریانفر است. عطریانفر در مصاحبه ای در سال 84 از پاسخگویی به این مسئله طفره رفته و می گوید: «حالا اين حرفها كه سايت ها ميزنند و ما را تخريب ميكنند، يك بخش از آن برمي گردد به سياست رسانه اي و سياست مقابله جويانه طرفي كه بايد پاسخگو باشد. من به عنوان فردي كه تجربه رسانه اي دارم و شايد 15 سال در اين حوزه فعال بوده ام، اتفاقاً معتقد نيستم كه براي هر فتنه اي كه به غلط يا غيرمنصفانه درست می شود، الزاماً بايد پاسخگو بود. بنابر آموزه هاي ديني اي كه دارم، گمان نمي كنم برابر هر پديده اي آدم بايد واكنشي داشته باشد اگر بخواهد آن طورعمل بكند،اساساً زندگي او تباه است.اين مال امروز نيست. اساساً مقوله نسبتمان با سازمان منافقين يا جواد قديري يا خواهرم زهره عطريانفر، مربوط به 25، 26 سال قبل است.

از روزي كه فراري بودن اينها در دستور كار سرويس هاي امنيتي كشور بوده است. به گفته آقاي عزت الله مطهري نه چيزي اثبات می شود و نه اهميتي دارد. من وقتي اين را شنيدم به آن سايت مراجعه كردم، حالا آن طور كه در سايت ها مطرح كردند در كتاب نيست. در زندان هم با عزت شاهي روابط عميقي نداشتم، ولي سلام و عليك خوبي داشتم. او را هم فردي ميدانم كه مسلمان است و اگر به يك حقيقتي برسد، خودش هم واكنش نشان ميدهد. به ذهنم مي زد اگر چنين چيزي در كتاب هست، بگويم كه واقعيت ندارد. من در عين حال كه براي اين اتهامها اهميتي قائل نيستم، اما معتقدم بعضي جاها بايد پاسخ داد از باب ضرورت پاسخگويي، متن كتاب را ديدم، ايشان ميگويد، «گفته مي شود» اين حرف غير از اين است كه آقاي عزت شاهي بيايد رسماً بگويد.

اصلاً مهم نيست كه اين حرف را آقاي عزت شاهي بزند، وقتي كه يك فردي 25 سال كه از داستاني مي گذرد و 25 سال هست كه در هر سوراخي سر كرده و با همه نشست و برخاست داشته، موضوع منافقين هم در صدر كنترل و نظارت دستگاههاي امنيتي، نه ديروز بلكه الآن هم قرار دارد و اين آقا راست، راست دارد راه مي رود، خودش بزرگترين دليل براي بطلان چنين اتهامي است و اصلاً نيازي به پرداختن به آن نيست. ... در هر حال آن هم حرف باطلي بود، من بعداً كه در كتاب ديدم، نوشته «گفته مي شود» از اين داستان خودم را باز داشتم كه حتي به خود آقاي عزت شاهي بگويم.»


اما با مراجعه به متن کتاب عزت شاهی خواهیم دید که عبارت «گفته مي شود» مربوط به مسئله دیگری است، نه موضوع فراری دادن. عزت شاهی در خاطراتش این گونه آورده است: « من در جایی شنیدم که قبل از ترور آقای خامنه ای جواد قدیری گفته بود که کار نظام در همین پنج - شش روز تمام است، و اینها (مسئولین نظام) هم بار وبنه اشان را بسته اند. من همان موقع به آقای خسرو تهرانی{ از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب و متهمین به همکاری در فاجعه انفجار دفتر نخست وزیری} که در اطلاعات نخست وزیری بود پیغام دادم که جواد قدیری شوهر خواهر آقای عطریانفر چنین حرفی زده است. ما جای او را هم پیدا کرده ایم، بیایید پیگیری کنید که آنها این کار را نکردند. بعد خودمان حکم گرفتیم و رفتیم تا منزل او را بازرسی کنیم که دیدیم تخلیه شده است، گویا مدتی در منزل محمد عطریانفر در اختفا به سر می برد و بعد هم شنیدیم که از کشور گریخت و پس از چندی هم عطریانفر خواهرش زهره را به صورت غیر قانونی و قاچاق نزد وی فرستاد.»

در سال ٬1364 نام قدیری در لیست شورای مرکزی سازمان به عنوان « عضو مرکزیت» درج گردید. خاطرات احمد قدیریان نیز با این بخش از کتاب عزت شاهی منطبق است که قدیری «روز چهارم تیر1360به دوستان خود با اطمینان خبر می دهد که روز هفتم تیر ٬ کار یکسره خواهد شد.» وی روز ششم تیر نیز قبل از فرار از کشور«به بعضی از متهمین ( عضو سازمان) که مجدداً دستگیر شده اند گفته بود که فردا یعنی روز 7/4/60 کار نظام اسلامی تمام است.»

آری، برنامه دشمن حساب شده بود اما امداد غیبی که در ششم تیر ماه رخ داد، مانع از حضور آیت الله خامنه ای در جلسه فردا شب شد و سبب شد تا امروز با کمال افتخار ایشان را ولی امر خود و ذخیره انقلاب بدانیم. حال بهتر میتوان فهمید که چرا ذهن محافظان توانایی ایجاد این سؤال ساده را از دست داده بود که «چرا این ضبط به داخل آمده؟»

:: موضوعات مرتبط: خاطرات
گفتگوی تفصیلی رجانیوز با حمید رسایی در سالگرد سوم تیر
نویسنده : هادی عرب
دوشنبه ششم تیر 1390

ما از احمدی‌نژاد جدا نشده‌ایم، فعلا او از جبهه سوم تیر جداشده است/اکثریت مجلس هشتم اصولگرا نبود

حمید رسایی را همه با نطق‌های آتشین و اظهارنظرهای جنجالی‌ و شجاعتش در انتقاد از خواص مردود در مجلس هشتم و این اواخر با هفته نامه 9 دی می‌شناسند. رسایی از اصلی‌ترین نمایندگان عضو جبهه سوم تیر در مجلس شورای اسلامی است که اقدامات و فعالیت‌های سیاسی اش حواشی زیادی را به دنبال داشته است.

حمید رسایی در گفتگویی تفصیلی با رجانیوز به مناسبت فرارسیدن سوم تیر، از خاطرات انتخابات 84، تغییر رویکرد احمدی نژاد، خواص مردود در مجلس و جبهه بندی سیاسی کشور در انتخابات آینده سخن گفته است.
 
رسایی معتقد است جبهه سوم تیر از احمدی نژاد جدا نشده است بلکه او از این جبهه جدا شده و به مشایی چسبیده است. او همچنین از چهار جریان سیاسی حامی فتنه، خواص مردود، انحرافی و جبهه سوم تیر سخن گفته و از ائتلاف نانوشته سه جریان اول برای حذف جریان چهارم از عرصه سیاسی کشور.
 
رسایی معتقد است سرانجام اصولگرایان به وحدت مد نظر خواص مردود نخواهند رسید. در ادامه این گفتگوی تفصیلی را می‌خوانید.
 
آقای رسایی شما از جمله افرادی بودید که در سال 84 با سخنرانی های متعدد در جمع بدنه اصولگرایان در شهرهای مختلف از احمدی نژاد حمایت کردید، امروز که حدود 6 سال از آن ایام می گذرد، اگر بخواهید آن ایام را بازخوانی کنید، به چرایی حمایت از احمدی نژاد چه پاسخی می دهید؟
 
بازخوانی آن ایام شاید یکی از شیرین ترین روزهای برای جریان حزب الله باشد. همانطور که گفتید جمعی از دوستان در آن ایام که اوج ناامیدی در بخشی از جبهه اصولگرایی حاکم بود، تلاش کردند تا بتوانند راهی را که در بده بستان های سیاسی بین جریانات مختلف به حراج گذاشته شده بود و فراموش شده بود، زنده کنند. شاید خود من در ایام چند ماه به انتخابات مانده حدود 300 سخنرانی داشتم و گاهی در طول هفته فقط یک بار به خانه برمی گشتیم. در قم یادم هست که ستادهای خودجوشی توسط طلاب برپا شده بود و خودشان برای شفافیت اوضاع سیاسی و دفاع از احمدی نژاد به شکل گروهی به شهرهای مختلف اعزام مبلغ داشتند. اما این که چرا ما در آن ایام از احمدی نژاد حمایت کردیم، باید یکبار دیگر فضای سیاسی آن دوره از انتخابات را مرور کنیم ...
 
منظورتان حضور شخصیت های مختلفی در انتخابات نهم و  حتی به وحدت نرسیدن اصولگرایان و...
 
دقیقا ! در انتخابات نهم ما شاهد حضور سلیقه های مختلف از میان جریان اصولگرا و اصلاح طلب بودیم. در اردوگاه اصلاح طلبان شخصیت هایی مانند هاشمی ، معین، کروبی و مهرعلیزاده خیمه زده بودند و در خیمه اصولگرایان شخصیت هایی مانند احمدی نژاد، قالیباف و لاریجانی. اساسا در انتخابات های ریاست جمهوری وقتی دومین دوره چهارساله کسی به اتمام برسد، در جریانات سیاسی و بدنه آنها در جامعه وحدتی صورت نمی گیرد. در آینده هم همینطور خواهد بود، البته در انتخابات نهم که به دور دوم کشیده شد، مهمتر از کمیت آرای هر یک از این کاندیداها کیفیت آرا و نحوه جذب این آرا بود.
 
شما چه تفاوتی میان رفتار این کاندیداها می دیدید؟
 
به نظر من در سال 84 همه کاندیداهایی که وارد عرصه رقابت شده بودند با یک پیش فرض غلط به انتخابات ورود کردند. پیش فرضی که اساسا آنها را از جاده اصلی منحرف کرد. تنها یک نفر با پیش فرض درست به میدان آمد و همان نفر هم توانست با استفاده از فرصت، از رقبای صاحب نامش سبقت بگیرد ... 
 
یعنی احمدی نژاد ...
 
بله ! احمدی نژاد در سال 84 با پیش فرض درستی به میدان آمد، هر چند امروز به عقیده من احمدی نژاد هم تغییر کرده و او هم تا حدودی  و یا به شکل دیگری همان پیش فرض غلط را پذیرفته!
 
این پیش فرض غلط چه بود؟ 
 
سال 84 هم در جریان اصولگرایی و هم در جریان اصلاح طلبی بیماری ای که از سال ها قبل شکل گرفته بود، به اوج رسید. بیماری این بود که هر دو جریان فکر می‌کردند که اکثریت مردم از انقلاب و عوارض حفظ انقلاب و هزینه دهی برای آن خسته شده اند. بنا بر این به یک ائتلاف نانوشته ای رسیده بودند که نباید شعارهای انقلابی سر دهند و نباید آرمانی سخن بگویند بلکه باید دو پهلو حرف بزنند و از شخصیت هایی که منتقد آرمانگرایی نظام هستند، استفاده کنند. 
 
ببینید بعد از جنگ جریانی در کشور شکل گرفت که معتقد نبود پس از جنگ را هم باید با همان فرهنگ دفاع مقدس اداره کرد. این جریان که بعدها به تکنوکرات ها مشهور شدند به دلیل زمینه هایی که در روش و منش شخصیتی مانند هاشمی بود، پشت سر او قرار گرفتند و کم کم طبقه ای از مدیران اشرافی بوجود آمد که با مردم عادی فاصله بسیاری داشتند. از همین جا ما شاهد قهر مردم با صندوق های رای و کاهش مشارکت هستیم. آن بیماری ای که گفتم از همین جا شکل گرفت و این جریان تصور کرد که مردم از انقلاب خسته شده اند ...
 
در حالی که مردم از این خلق و خوی اشرافی رویگردان بودند نه انقلاب ...
 
 
دقیقا همینطور است. جریان آقای هاشمی در دور دوم ریاست جمهوری اش وقتی با کاهش مشارکت و کاهش رای مواجه شد به این نتیجه رسید که باید انتخابات را با مشارکت حداقلی مدیریت کند. این تفکر می گفت که ما با خط دادن به آنهایی که تکلیف مدارانه پای صندوق می آیند، می توانیم گزینه مورد نظر خودمان را در راس اجرایی کشور قرار دهیم ولی با مشارکت حداکثری کار از دست در می رود. این تقلب نبود ولی مدیریت صحنه انتخابات به حساب می آمد که برازنده یک نظام سیاسی و حزبی است و نه برازنده یک نظام اعتقادی و مردمی. البته جهت گیری رهبری همواره بر خلاف این بود، رهبر انقلاب همیشه بر مشارکت حداکثری اصرار داشتند. 
 
در دوم خرداد 76 با پیروزی خاتمی، این بیماری در دو گروه چپ و راست آن روز تشدید شد. خاتمی و تیم حامی او و تریبون هایی مانند روزنامه سلام با شعار ضدیت با هاشمی و مخالفت با آرمانگرایی توانستند رای مردم را به دست بیاورند. یکسال بعد در انتخابات شوراها باز این اتفاق افتاد، جریان چپ که آن روز دیگر به اصلاح طلبی شناخته می شد، پیروزی خودش را در مشارکت حداقلی و سیاه نمایی از نظام می دید و جریان راست که در حال زایش از راست به اصولگرایی بود، پیروزی خودش را در مشارکت حداقلی و مواضع خاکستری می دید. انتخابات مجلس ششم باز این بیماری را در دو جریان بیشتر کرد تا رسیدیم به انتخابات شوراهای دوم ، در این انتخابات مشارکت کم شد و جریان اصولگرایی پیروز شد . با این پیروزی آن بیماری همچنان در نگاه سیاسی دو جریان کشور باقی ماند ...
 
دلیل این مشارکت حداقلی چه بود؟ 
 
خیلی خلاصه باید بگویم که مردم از سیاست‌زدگی و تندروی های جریان اصلاحات خسته شدند. یادتان هست که در شورای شهر تهران چندبار شهردار عوض شد و در نهایت هم اعضای شورا افتادند به جان هم کتک کاری کردند. کار رسید به جایی که وزارت کشور اصلاحات مجبور شد درب شورای شهر را قفل و زنجیر بزند. 
 
خب بعد از انتخابات شوراهای دوم ، انتخابات مجلس هفتم بود که باز اصولگرایان بیرون آمدند ولی در مشارکتی که هنوز هم حداقلی بود. بیماریی که گفتم البته در دو طرف باقی بود. این طرف پیروزی خود را مدیون مشارکت حداقلی می دید و آن طرف شکستش را نتیجه مشارکت حداقلی. در انتخابات نهم ریاست جمهوری مشارکت کمی رشد کرد و احمدی نژاد در رقابتی که چند مدعی داشت، با حرکت دو ضرب پیروز شد. 
 
شما گفتید که احمدی نژاد در انتخابات نهم با پیش فرض درستی وارد صحنه انتخابات شد، این پیش فرض درست چه بود؟ 
 
ببینید در بین سیاستمداران این تقسیم بندی آرا مطرح است که ما حدود 20 درصد رای سفید داریم و حدود بیست درصد رای سیاه و 60 درصد هم آرای خاکستری اند. آرای سفید و سیاه همان آرای خواص در جامعه است که در حقیقت موتور رای ساز انتخابات ها از میان آرای خاکستری هستند. در انتخابات نهم شخصیت هایی مانند معین، هاشمی، کروبی و مهر علیزاده در جامعه آرای سیاه خیمه زدند و هر یک به شکلی و به تناسبی هم حرف سیاه زدند و برخی از آنها صراحتا با آرمانگرایی و بازگشت به رویه انقلابی گذشته مخالفت کردند. شناخت اینها از آرای خاکستری این بود که 60 درصد خاکستری، به سیاهی رو دارند بنابر این هر چه سیاه تر سخن بگویند رای بیشتری جذب می کنند. 
 
شخصیت هایی مانند قالیباف و لاریجانی هم در جامعه رای سفید خیمه زدند ولی خاکستری حرفی می زدند چون اینها هم تمایل آن 60 درصد را به سیاهی  می دیدند ولی چون جنس خودشان از آن نبود، مواضع خاکستری را انتخاب کردند تا جذب بیشتری داشته باشند. فقط احمدی نژاد در جامعه رای سفید خیمه زد و سفید هم حرف زد چون برداشت درستی از این 60 درصد داشت. این جمعیت خاکستری از انقلاب و آرمان های انقلاب و هزینه دهی برای حفظ انقلاب خسته نبودند بلکه از تبعیض، از فسادهای دولتی، از رانت های فامیلی، از شعارهای بدون عمل، اشرافیگری و فاصله مسئولان از شعارهایی که برای آنها انقلاب کرده بودند و شهید داده بودند، ناراحت بودند.
 
در انتخابات دهم چطور، آنجا را چطور تحلیل می کنید ؟
 
ببینید در انتخابات نهم میدان رقابت تا حدودی از صف بندی های رایج سیاسی یعنی چپ و راست و به نوعی حتی اصولگرایی و اصلاح طلبی بیرون آمد و وارد میدان حقیقی خودش شد ، یعنی به جای جنگ چپ و راست يا جنگ اصلاح طلبی و اصولگرایی، شد جنگ بین فقر و غنا كه امام مي فرمودند جنگ بين فقر و غنا هميشگي است ...
 
یعنی شما هم مثل برخی معتقدید که اصولگرایان در انتخابات نهم نقشی در پیروزی احمدی نژاد نداشتند؟
 
احزاب و بسیاری از شخصیت های این جریان نقشی نداشتند، مگر می توانیم این را انکار کنیم ؟ ولی بدنه جریان اصولگرایی یا همان 20 درصد رای سفید واقعا موثر بود. در حقیقت احمدی نژاد مدیون احزاب و شخصیت ها و ژنرال های جریان اصولگرایی نبود ولی مدیون این بدنه بود. اين بدنه در بسيج بود در سپاه بود در ميان قشر كارگر كارمند در حوزه هاي علميه در ميان دانشجويان در همه جا بود. بویژه شخصیت هایی مانند آیت الله مصباح که به یاد دارم در روز بعد از انتخابات تیتر گویا نیوز این بود که آیت الله مصباح و شاگردان وی، در یک هفته نتیجه انتخابات را تغییر دادند. هرچند احمدی نژاد انصافا قدر حمایت این عالم بزرگوار را ندانست. 
 
نگفتید در انتخابات دهم این صف بندی چطور بود؟ 
 
در انتخابات دهم احمدی نژاد میدان بازی را کاملا از میان احزاب اصلاح طلب و اصولگرا بیرون آورد و آن را دقیقا با حمایت بدنه جریان اصولگرا وارد فاز جنگ فقر و غنا کرد ، این رقابت را بین رفاه طلبی و اشرافیت با خدمت رسانی و ساده زیستی و از جنس مردم بودن، برد. رقابت در انتخابات دهم بین دفاع از فساد و مبارزه با فساد بود. براي همين شما در انتخابات دهم نمي ديديد كه يك تيپ خاص از احمدي ن‍اد حمايت كنند، گونه هاي مختلفي از مردم با تيپ هاي مختلف حمايت مي كردند.
 
شما در بخشی از تحلیلتان گفتید که احمدی نژاد  در انتخابت نهم با پیش فرض درستی از جمعیت رای 60 درصدی به میدان آمد و بعد تاکید کردید که بعدا او هم پیش فرض های غلط را پذیرفت، یعنی در انتخابات دهم به خطا رفت ؟ 
نخیر! به عقیده من احمدی نژاد در انتخابات دهم هم درست عمل کرد ولی بعد از انتخابات دهم، به دلیل وسوسه های خناسان به خطا افتاد.
 
یعنی چطور شد، این موضوع را کمی باز کنید؟ 
 
ببینید احمدی نژادی که در انتخابات نهم و دهم با نذر و نیاز مومنین و خانواده شهدا و مستضعفین و مظلومین روی کار آمده بود و حاضر نشد برای یک مشت رای به شیوه های غربی جذب رای تن دهد و با صراحت تمام از امام و آرمان های امام سخن می گفت، پس از انتخابات دهم کم کم پذيرفت كه در كنار حرف هاي انقلابي، مطالب ديگري هم قاطي شود و چنین شیوه هایی را برای به دست آوردن آرای مردم پذیرفت. برخی از این قر و فرهای مشایی برای همین بود، نشست و برخواست با هنرپیشه ها ، مکتب ایرانی و انتشار نشریات زرد اجتماعی و فرهنگی دقیقا در همین راستا در اطراف احمدی نژاد کلید خورد و او هم متاسفانه سکوت الهام بخش رضایت کرد. در حقیقت احمدی نژاد هم پذیرفت به جای آرمانگرایی بوسیله شعارهای دو پهلو و روش های غلط در فرهنگ دینی و انقلابی ما رای بخشی از جامعه را به دست بیاورد. گلايه ما از دكتر همين است كه چرا به دست آوردن آراي بخشي از جامعه كه در اقليت هستند حاضر شد از آن قله كنار بيايد، مگر در انتخابات دهم ما نتوانستيم گونه ها و تيپ هاي مختلف را به ميدان بياوريم.
 
آیا مشایی در این تغییر نگاه احمدی نژاد نقش داشت؟
 
ببینید من خودم بارها از مشایی و اطرافيانش بویژه پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری شنیدم که وقتی ما به استفاده از این شیوه های غلط برای جذب آرای جامعه انتقاد می کردیم، می گفتند: چرا جامعه را تقسیم می کنید، مگر بچه حزب اللهی ها و متدینین یا به اصطلاح خواص جامعه چقدر هستند؟ اینها حدود چهار پنج میلیون رای در جامعه دارند! و با این میزان آرا ما نمی توانیم برای خدمت در قدرت بمانیم! بعدها ما اين استدلال را از احمدي ن‍ژ‍اد هم شنيديم 
 
به نظر شما تعداد خواص در جامعه بیشتر از این است؟ 
 
نه ! ولی از ابتدای انقلاب تا امروز، در روزهای نخست انقلاب، در مواجهه با منافقین، در جنگ های شهری، در دفاع مقدس و حتی در دوره جنگ فرهنگی و در تمام این سال ها همین تعداد بوده اند که در صف و خط مقدم بوده اند و انقلاب را در برابر طوفان ها حفظ کرده اند و جمعیت خاکستری عمدتا در پشت جبهه ها حامی بوده اند. این که آنها در صف مقدم نیامده اند به معنی قبول نداشتن لزوم مبارزه و دفاع نبوده. اكثريت مردم ما متدين و مومن هستند ولي خواص نيستند. اشتباه نكنيد، اين به معناي مشكل داشتنن مردم با دين نيست. این قاعده تاریخ است همیشه بار روی دوش یک اقلیتی بوده ...
 
پس شما تحلیل دولت از تعداد طرفداران را درست نمی دانید؟
 
تحلیل احمدی نژاد از کمیت رأیی که دارد درست است، یعنی بیست و پنج میلیون ولی تحلیل او از کیفیت این رأی غلط است. این بیست میلیون با فعالیت و تحرک و دفاع آن چهار پنج میلیون خواص فعال در لایه های مختلف اجتماعی، در برابر انواع و اقسام تهمت ها و تخریب ها و دروغ های درست شده در میدان عليه احمدي نژاد ماندند و به احمدی نژاد رای دادند. احمدی نژاد نباید برای به دست آوردن 13 میلیون رأی به موسوی که اتفاقا اکثر آن هم آرای سیاه نبود بلکه فریب دروغ های موسوی را خورده بود، دست از آرمان هایش بردارد و شیوه های غلط جذب راي را با توجیه چنين افراد خناسي بپذیرد.
 
چه توجیهی ؟ چه کسانی این توجیهات را ارائه می کند؟
 
ببینید مشایی می خواهد برای دور بعدی ریاست جمهوری به قدرت برسد و اهدافش را دنبال کند، برای همین از الان برنامه ریزی کرده تا آرای بیشتری را به دست بیاورد. مشایی معتقد است که چون توانسته احمدی نژاد را تصاحب کند، پس اکثریت این بیست و پنج میلیون رای هم با اشاره احمدی نژاد مال او خواهد شد. البته در مقابل برخی از سیاسیون مانند لاریجانی يا قاليباف که از الان فعالند نیز معتقدند که به دلیل رفتارهای احمدی نژاد و تحرکات جریان انحرافی، این بیست و پنج میلیون از سبد احمدی نژاد خارج شده و تا دو سال دیگر در سبد آنها قرار خواهد گرفت. آنها هم مانند مشایی به دنبال آرای سیزده میلیونی موسوی هستند با این تفاوت که اينها به سراغ کدخدای ده رفته اند و فکر می کنند اگر خودشان را با هاشمی هماهنگ کنند، در انتخابات يازدهم رياست جمهوري آن آرا را به دست خواهند آورد، بنابراین امور مجلس يا رفتارهاي سياسي خودشان را بر اساس سیاست های هاشمی اداره وتنظيم می کنند ولی مشایی مستقیما به سراغ اهالی این ده رفته و آرای این بخش از جامعه را در ارتباط با هنرپیشه ها و حرف های دوپهلو مثل مکتب ایرانی جستجو می کند. این توجیهات باطل تراوش های ذهن مشایی است که احمدی نژاد هم آن را پذیرفته و از ملاك ها و معيارهاي سوم تير دور شده.
 
چرا این اتفاق و این تغییر نگرش در مثل احمدی نژاد افتاد؟
 
سال 84 وقتی احمدی نژاد وارد عرصه رقابت شد، رویکرد و برنامه اصلی او دستیابی به قدرت نبود، احمدی نژاد واقعا با نیت خدمت و بر اساس یک نگاه دینی و انقلابی وارد عرصه رقابت با کسانی شد که رویکرد آنها قدرت طلبی و روش آنها برای کسب قدرت غیر انقلابی بود. بعد از بدست آوردن قدرت هم آن را هدف نمی دید، بلکه ابزاری بود برای خدمت به مردم و دفاع از آرمان های امام. برای همین ما تفاوت فاحشی بین او و دیگر کاندیداها می دیدیم و برای همین هم دولت نهم بسیار پربرکت و خدماتش چشمگیر بود. متاسفانه در دولت دهم از همان ابتدا مسیری که در دولت نهم آغاز شده بود با یک انحراف بزرگ متزلزل شد. انتصاب مشایی به معاون اولی در حقیقت یک گام انتخاباتی برای انتخابات یازدهم ریاست جمهوری بود و این یعنی عقبگرد از آرمانی که دولت نهم بر اساس آن شکل گرفته بود. متاسفانه روز به روز هم این  عقب گرد بیشتر شد، برای همین ما شاهدیم که روند خدمت رسانی در دولت دهم بسیار کمتر و کندتر از دولت  نهم است.
 
با این حساب شما روند دولت دهم را نوعی عقب گرد می دانید و حتی شاید خسران نسبت به گذشته .
 
ببینید اشتباه بزرگ احمدی نژاد این است که او خودش را هنوز هم با دولت سازندگی و اصلاحات مقایسه می کند و انتظار دارد که ما هم چنین کنیم ولی این غلط است ما دولت دهم را با مدل و معدل دولت های اصلاحات و سازندگی مقایسه نمی کنیم. بلکه دولت نهم را با آن دولت ها مقایسه می کردیم، برای همین به این نتیجه درست می رسیدیم که دولت احمدی نژاد بسیار کارآمد و خدمت رسانی آن بیشتر از دولت های قبل است ولی امروز دیگر ما دولت دهم را با آن دولت ها مقایسه نمی کنیم بلکه دولت دهم با دولت نهم مقایسه می شود و اینجاست که ما احساس خسران و زیان می کنیم. بدون اغراق و تعارف می گویم که دولت دهم حتی در وضعیت فعلی هم از دولت های سازندگی و اصلاحات موفق تر است ولی نسبت به دولت نهم نیست.
 
به نظر شما آیا بدنه ای که در جریان انتخابات نهم سال 84 احمدی نژاد را انتخاب کرد و علی رغم چهار سال تخریب باز هم در سال 88 مجددا به او رای داد، از انتخابش پشیمان است ؟
 
هرگز! همه ما اگر امروز هم در آن شرايط قرار بگيريم همان راي را مي‌دهيم . ما در سال 84 و سال 88 دقیقا کاری را کردیم که باید می کردیم. برای اثبات آن زحمت زیادی لازم نیست، چون در هر دو تصمیم ما شاهد عصبانیت دشمنان نشانه دار اسلام و انقلاب از انتخاب احمدی نژاد هستیم. در سال 84 تمام رسانه های بیگانه و عناصر ضد انقلاب انتخاب آقای هاشمی را ترویج و تبلیغ می کردند و در انتخابات 88 هم با تمام توان انتخاب موسوی را تبلیغ می کردند. در سال 84 انتخاب احمدی نژاد را محتمل نمی دانستند ولی بعد از آغاز به کارش تا توانستند تخریبش کردند و در سال 88 هم تا توانستند حضور پای صندوق ها و انتخاب موسوی یا یکی از دو کاندیدای دیگر و رای ندادن به احمدی نژآد را تبلیغ می کردند. البته ما امروز هم که انتقادات و ایرادات جدی ای به احمدی نژاد برای دفاع از جریان انحرافی و یا خانه نشینی او در برابر رهبری می گیریم، دقیقا درست ترین کار را در این مقطع زمانی  انجام داده ایم چون تمام دشمنان نشانه دار اسلام و انقلاب از این اقدامات احمدی نژاد راضی و خشنود بودند.
 
به نظر شما بدنه جبهه سوم تیر یا همان نیروهایی که در دو میدان کارزار سخت یعنی در انتخابات نهم و انتخابات دهم توانستند احمدی نژاد را به قدرت برسانند آیا نباید از احمدی نژاد گلایه داشته باشند؟ 
 
قطعا آنها گله مندند و حق دارند چون احساس می کنند که احمدی نژاد نسبت به تلاش صادقانه آنها و اعتماد آنها به خصوص در دولت دهم و بویژه در چند ماه اخیر، نوعی کم لطفی غیر قابل اغماض کرده ولی نکته مهم این است که ما نباید از این روند دچار سرشکستگی شویم، کاری که جریانات سیاسی فتنه گر و مردودین در فتنه دنبال آن هستند.
 
بسیاری از سایت ها و نشریات این جریانات در این ایام تلاش کردند تا فضای یاس و ناامیدی را بر این بدنه تحمیل کنند و به قول خودشان موج توبه کردن از رای به احمدی نژاد را راه انداخته بودند ...
 
به نظر من نقطه امتحان جریان حزب الله در فتنه آینده همین جاست ! تکلیف بدنه جبهه سوم تیر که در برابر اصلاحات خوش درخشیده اند، در صحنه امتحان 84 انتخاب درستی کردند، در فتنه سبز 88 با آگاهی تمام به ندای أین عمار امام و مقتدای خود جواب دادند، نسبت به جریان انحرافی که تفاله همان حرف ها را می خواهد تحویل ما بدهد، مشخص است. به نظرمن جریان حزب الله، فتنه بعدی را پشت سر گذاشته. نشانه آن این است که این بدنه با همه ارتباط و علاقه ای که به دکتر احمدی نژاد داشت وقتی دید که احمدی نژاد بین رهبری و مشایی، هنوز به مشایی علاقه مند است، او را رها کرد و راهش را که از سوم تیر آغاز کرده بود ادامه داد.
 
یعنی شما معتقدید که ما از احمدی نژاد جدا نشده ایم ؟
 
بله تعبیر درست این است که فعلا احمدی نژاد از ما جدا شده و کنار مشایی مانده. این که گفته می شود ما از احمدی نژاد جدا شدیم غلط است، ما همان راهی را می رویم که در انتخابات نهم در کنار احمدی نژاد آغاز کردیم و در انتخابات 88 آن را ادامه دادیم و در فتنه پس از انتخابات از آن کوتاه نیامدیم. این راه یک علمدار بیشتر ندارد و آن هم رهبری است. تفاوت احمدی نژاد با جریان سنتی اصولگرایان همین بود که او پیرو رهبری بود ولی عقب نمی ماند ولی جریان سنتی راست پیرو رهبری است اما نمی تواند پا به پای ایشان حرکت کند و در اکثر مواقع عقب می ماند. جریان چپ یا همان اصلاحات هم که کم کم اساسا از جاده بیرون رفت و از مسیر منحرف شد و اصلا در جاده نیست تا ببینیم عقب مانده یا همراه است. رهبری پیروانی می خواهد که دنباله باشند ولی عقب هم نمانند. البته همه ما به دلیل خدمات احمدی نژاد و تلاش های صادقانه او بویژه در دولت نهم امیدواریم دکتر احمدی نژاد نیز از جریان انحرافی عبور کند و خود را به کاروان سوم تیر برساند.
 
در حال حاضر مهمترین تصمیم در برابر بدنه جریان اصولگرایی چیست ؟
 
من فکر می کنم در وضعیت فعلی مهمترین تصمیم این است که آیا ما باید به ژنرال های این جریان که در فتنه 88 رد شدند و هنوز هم از رویکردشان برنگشته اند اعتماد کنیم یا نه ؟ امتحان بعدی همین است، در حالی که می دانیم عده ای رویکردشان قدرت طلبی است،  در فتنه مردود شده اند و به ندای أین عمار رهبری جواب ندادند و در طول شش سال قبل هم علی رغم مواضع صریح رهبری در برابر اقدامات مثبت دولت کارشکنی کردند، آیا باید مجددا به سوی آنها برگردیم؛ به تعبیر دیگر آیا برای فرار از جریان انحرافی باید دچار ارتجاع شویم و به جریان خواص مردود پناه ببریم ؟ بویژه که این جریانات در برای انتخابات مجلس بعد به دنبال یارگیری هستند.
 
وزیر اطلاعات هم در همایش شهدای بصیرت به همین نکته اشاره کردند که جریان انحرافی نباید ما را از تحرکات جریان فتنه باز دارد و حواسمان را پرت کند ...
 
برای همین ما در هفته نامه 9 دی همواره این سیاست را داشتیم که هر وقت  به جریان انحرافی می پرداختیم حتما به تحرکات خواص مردود هم اشاره می کردیم و از سالگرد انتخابات یعنی 22 بهمن تا سالروز 9 دی قصد داشتیم هرهفته به بازخوانی حوادث فتنه در هر هفته بپردازیم که یکی از دلایل پشت پرده توقیف 9 دی و توافق جریان انحرافی و جریان خواص مردود، جلوگیری از بازخوانی همین موضوع بود. به نظر من نگرانی آنها از این یادآوری، نتایجی بود که بر انتخابات مجلس نهم می گذاشت و جریان خواص مردود نمی خواهد مواضعش در فتنه به مردم یادآوری شود.
 
به نظر شما ترکیب آینده مجلس نهم چگونه خواهد بود و در حال حاضر چه جریاناتی برای به دست آوردن کرسی های آن فعالند؟
 
در حال حاضر چهار جریان با رویکردهای فکری خاص و همچنین سابقه و پیشینه ای وجود دارند. یک جریان اصحاب فتنه 88 هستند. یعنی کسانی که صراحتا فتنه را راه اندازی کردند که این جریان یک رأس مشخص دارد و همه آن را می شناسند.
 
یک جریان دیگر خواص مردود هستند. اینها در فتنه 88 و در ماه های قبل از انتخابات نتوانستند جبهه درگیری را درست تشخیص دهند و به خیال این که محل دعوا احمدی نژاد و موسوی است، هر چند برخی از آنها موسوی را قبول نداشتند ولی برای زدن تیر خلاصی به احمدی نژاد حاضر شدند یا غیرعلنی و پنهانی و یا با مواضع دو پهلو از موسوی حمایت کنند. حتی بعد از فتنه هم حاضر نشدند در برابر فتنه گران قرار بگیرند به این دلیل که این کار را دفاع از احمدی نژاد می دانستند و امیدوار بودند که احمدی نژاد حذف شود در حالی که موضوع اصلی و هدف فتنه، احمدی نژاد نبود بلکه هدف اصلی رهبری بود که بعدا در عاشورا هم این جریان خودش را نشان داد. 
 
راس این جریان کیست؟
 
راس این جریان خواص مردود هم به عقیده من در مجلس است.
 
دو جریان سیاسی دیگری که الان فعالند ...
 
جریان سوم نیز همان جریان مشهور به انحرافی است. این جریان احمدی نژاد  را در اختیار دارد و چنان توانسته بر او تسلط یابد که حتی احمدی نژاد را در برابر تصمیمات رهبری قرار می دهد و کاررا به خانه نشینی او می رساند. جریان انحرافی به احمدی نژاد قبولانده که ما در قبال خدمات اقتصادی و عمرانی ای که انجام داده ایم باید از منافع سیاسی آن هم بهره ببریم بنابراین حق داریم برای باقی ماندن در قدرت برنامه ریزی و طراحی کنیم. برای همین احمدی نژاد با تغییر رویکرد گذشته اش، به جای کار و تلاشی که در دولت نهم سابقه داشت، فکر و ذکرش بشود همین جریان انحرافی. جریانی که نه تنها در مواضع سیاسی و فرهنگی که در مواضع فکری هم دچار انحراف شدید است. جریان انحرافی در فتنه حاضر نشد موضع بگیرد و حتی یک بار از زبان اینها واژه فتنه شنیده نشد! البته این استراتژی را از آن جهت اتخاذ کردند که در آینده با بدنه همین جریان فتنه به وحدت برسد.
 
جریان چهارم هم مجموعه ای از نیروها هستند که در فتنه های مختلف گذشته خوش درخشیده اند و امتحان خود را درست پس داده اند. این همان جبهه سوم تیر است. البته شاید از همین دسته نیز ما در آینده افراد مردودی داشته باشیم. این دسته در برابر اشرافیگری دولت سازندگی هشدار داد، در برابر اصلاحات آمریکایی ایستاد، در انتخابات 88 راه را گم نکرد و در فتنه بعد از انتخابات نیز کاملا هوشمندانه عمل کرد و جزوساکتین یا دو پهلوها هم نبود بلکه صریحا موضع داشت و در برابر جریان انحرافی هم با قاطعیت ایستاده تا جایی که در مواردی با احمدی نژاد نیز درگیر شده. 
 
در راس جریان چهارم چه کسی قرار دارد ... 
 
برای این جریان نمی توان رأس مشخصی را نام برد ولی به نظرم این جریان، شخصیت هایی مانند آیت الله مصباح ، آیت الله یزدی و آیت الله جنتی که از یاران خاص رهبری هستند را به عنوان بزرگان خود می شناسند و از آنها حرف شنوی دارد.
 
یعنی شما رقابت در مجلس نهم را در این چهار جریان می بینید؟ جریان اصولگرایی در کدام بخش از این پازل است ؟
 
رقابت در بین این چهار جریان است. افراد و شخصیت های جریان اصولگرایی ترکیبی هستند از سه جریان انحرافی، خواص مردود و جریانی که بنده آنها را اصولگرايان ناب مي دانم. اين طيف چهارم همه آن بدنه اي هستند كه در برابر فتنه ايستادند، طیفی از قرارگاه عمار، فراکسیون انقلاب اسلامی و شخصیت هایی که رییس جمهور به دلیل تن ندادن آنها به جریان انحرافی از دولت بیرونشان کرد و برخي از دوستان منتقد دولت مثل ايثارگران.
 
منظور شما از وزرايي كه احمدي نژ‍اد از دولت بيرون كرد همان کسانی هستند که در سایت ها زدند جمعی از اخراجی های دولت محفل انتخاباتی دارند؟
 
البته نمی توان اخراجی های دولت را از یک جنس دانست. برخی از این وزرا و معاونین و مشاورین مشخصا به دلیل عدم همراهی و تایید مشایی اخراج شدند و برخی اساسا با دولت همفکر نبودند یا به تعبیر دقیق تر اختلافات مبنایی دیگری با دولت داشتند. مثلا جنس اخراج صفارهرندی و لنکرانی و الهام با جنس اخراج پورمحمدی و دانش جعفری و متکی یکی نیست. دسته دومی که نام بردم یک ارادتی نسبت به آقای هاشمی هم دارند ولی دسته اول منتقد سر سخت هاشمی هستند.
 
شما جریان انحرافی را از جمله اصولگرایان می دانید؟ 
 
قطعا نه ولی در تحلیل ویژگی ها و صف بندی انتخابات به دلیل حمایت احمدی نژاد از این جریان و پذیرش جایگاه احمدی نژاد حتی با همین وضعیت در بخشي از بدنه جریان اصولگرایی، لازم است در تحلیل خود این بدنه را به حساب بیاوریم. البته واقعیت آن است که ليدر جریان انحرافی با مبانی غلطی و انحرافات اعتقادي که دارد مانند اصلاح طلبان و یا بدتر از آنهاست. 
 
به نظر شما سه جریانی که طیف اصولگرایان را تشکیل می دهند آیا در نهایت به وحدت می رسند؟
 
قطعا برای لیست واحد به وحدت نمی رسند. این را می شود از موضعگیری برخی افراد مانند علی مطهری و جوانفکر و برخی از سایت های آنها دید. جریان خواص مردود كه راس آن در مجلس است، احیای خود را در زنده کردن بغض و کینه نسبت به جریان انحرافی می داند. اساسا جریان انحرافی بزرگترين خدمت را به هاشمي و فتنه گران و خواص مردود كرد چون به نوعی باعث تبرئه و توجيه عملکرد آنها در فتنه می شود. بنابر این حتما آنها در یک لیست کنار هم قرار نمی گیرند. البته این دو جریان حتما در حذف جریان چهارم به وحدت می رسند. طبیعی است که جریان فتنه هم از این موضوع راضی است چون بیشترین ضربه را در کودتای سبز از همین جریان ناب خورد...
 
یعنی شما معتقدید که جریان فتنه ، خواص مردود و انحرافی علی رغم اختلافاتی که در ظاهر دارند، در خصوص حذف جریان چهارم که همان اصحاب جبهه سوم تیر است به وحدت می رسند؟
 
همه شواهد این را نشان می دهد. برای حذف آنها ابتدا هم تخریبشان می کنند مثلا از تعابیری مانند تندروها استفاده می کنند تا همه حذف آنها را بپذیرند. هر سه جریان، جریان چهارم را به نوعی مزاحم خود می بینند و نسبت به آنها حس انتقام جویی دارند چون در مقاطع حساس و بزنگاه های قبلی، در انتخابات نهم، در انتخابات دهم، در فتنه کودتای سبز، در برابر تحرکات جریان انحرافی، در همه این موارد، این جریان چهارم بودند که سفت و سخت ایستادند و بازی آنها را بهم زدند. ببینید در همین توقیف 9 دی علی رغم اختلاف نظرها و شمشیر بازی که این جریانات در ظاهر و علنا با هم دارند ولی در توقیف این هفته نامه که به نوعی یکی از تریبون های اصلی جریان چهارم بود به توافق رسیدند. ما باید این هزینه را بدهیم چون جریان حزب الله نباید عروس حجله جریانات سیاسی باشد.
 
يعني شما مخالف وحدت هستيد؟ 
 
من مخالف وحدت نيستم اما وقتي شرايط را مي بينم و شما مي پرسيد كه وحدت مي‌شود يا نه، خب من تحليلم را مي گويم. ببينيد هنوز آيت الله يزدي به مكانيزمي كه براي وحدت تعريف كرده اند تن نداده. البته عده اي اصرار دارند بگويند كه جامعتين هستند ولي ما كه مي دانيم اينطور نيست. اصلا به نظر من تعداد افراد و مكانيزمي كه براي وحدت تعريف مي شود مهم نيست، مهم اين است كه ليست هايي كه در شهرهاي بزرگ و بويژه در تهران معرفي مي شود با چه كيفيتي باشد. اصلا ما هم در اين بالا بيائيم و با هم وحدت كنيم و عكس يادگاري هم بگيريم، آيا بدنه جريان اصولگرايي كه در فتنه 88 وقتي زير كتك بود و از تريبون مجلس اصولگرا توسط برخي اصولگرايان فحش شنيد، حاضر است به اين وحدت ما تن دهد؟ آيا اگر باز هم ليستي تهيه شود و در آن مطهريي و كاتوزيان و اكرمي در كنار كوچك زاده و حسينيان و زارعي باشند، وافعا بدنه اصولگرايان تهران به اين ليست راي مي دهند؟ پس مهم اين است كه خروجي اين جلسات وحدت چه باشد، افرادي كه جلسه وحدت تشكيل مي دهند نمي توانند وحدت ايجاد كنند بايد خروجي آ»ها بدنه جريان اصولگرايي را قانع كند.
 
اگر در انتخابات مجلس نهم هر یک از جریانات چهارگانه لیست جداگانه ای بدهند، به نظر شما  کدام لیست اعتماد اکثریت را جذب خواهد کرد؟
 
این امور قابل پیش بینی صد در صد نیست. لیست ها هم فقط در شهرهای بزرگ موثراست. علی ای حال به نظرم پایگاه اجتماعی جریان فتنه، جریان خواص مردود و جریان انحرافی ازیک سبد رای در جامعه است و پایگاه اجتماعی جریان چهارم هم از یک سبد رای است. در این صورت با وجود لیست های متعدد این جریان چهارم است که در انتخابات لیستی موفق خواهد شد.
 
آیا آقای هاشمی در انتخابات مجلس نهم نقشی ایفا خواهد کرد ؟ 
 
به نظر من، آقای هاشمی همانطور که در مدیریت صحنه انتخابات ریاست جمهوری دهم نقش اصلی را داشت، تلاش می کند تا در انتخابات نهم هم نقش آفرین اصلی باشد ...
 
در جبهه اصلاح طلبان ...
 
نه ! آقای هاشمی اساسا خودش را محصور یک جریان نمی داند و نمی کند. هاشمی خودش را جریان ساز می داند. برای همین همیشه تلاش می کند تا دو جریان کاذب در داخل کشور با هم رقابت کنند تا او بتواند نقش حد وسط را بازی کند. از نظر جریانی که در اطراف هاشمی است و زندگی سیاسی دارد، باید همواره دعوایی بین چپ و راست یا اصلاح طلب و اصولگرا باشد تا کسی مثل هاشمی بتواند نقش وسط و اعتدال را بازی کند و آنها هم در کنار وی باقی بمانند و حیات سیاسی داشته باشند. 
 
چه کسانی در انتخابات مجلس بعد با هاشمی خواهند بود؟ 
 
همان کسانی که در انتخابات دهم به بازی در پازل آقای هاشمی تن دادند و حتی برای نقش آفرینی در این پازل، حاضر شدند ستاد اصولگرایان حامی موسوی هم راه اندازی کنند و از ذوق زدگی حتی به فرد متوهمی چون موسوی تبریک هم بگویند.
 
با این حساب رقابت در مجلس نهم بین اصولگرایان و اصلاح طلبان نخواهد بود؟
 
من فکر می کنم این انتخابات نوعی رقابت حقیقی در خانواده جریان اصولگرایی خواهد بود. البته اصلاح طلبان درجه دو و سه هم حضور خواهند داشت هر چند این جریان در  حال حاضر مرده سیاسی است. خاتمي هم اخيرا در جلسه اي اشاره به ظهور يك جريان ناب اصولگرايي كرده و گفته كه ما نبايد بگذاريم ميدان رقابت از دايره اصولگرايي و اصلاح طلبي بيرون برود. دليل روشن است آنها نمي توانند مستقيما از مثل لاريجاني حمايت كنند ولي مي توانند در قالب ليست وحدت اصولگرايان، مثل لاريجاني را مجددا وارد مجلس كنند و با آنها تعامل كنند و حيات داشته باشند.
 
پس چرا آقای لاریجانی در تلاش است تا آنها را به میدان انتخابات بکشاند؟
 
آقای لاریجانی و اساسا طیف خواص مردود که کارنامه غیر قابل پذیرشی از خود در فتنه به جای گذاشته اند، می دانند که در بین بدنه جریان اصولگرایی نفوذ بالایی ندارند و اگر لیست جداگانه ای بدهند، با اقبال بدنه جریان اصولگرایی مواجه نمی شوند هر چند شاید از جریان فتنه و برخی از سنتی ها به آنها اقبال کنند. برای همین می خواهند خطر اصلاح طلبان را بزرگ کنند تا اصولگرایان به لیست واحد برسند و بدنه این جریان نیز مجبور شود به لیستی رای دهد که درصدی از آنها در آن لیست حضور دارند.
 
با این حساب شما معتقد به یک زایش در جریان اصولگرایی هستید.
 
به نظرم این زایش خیلی وقت است که اتفاق افتاده و در فتنه 88 خودش را نشان داده. ببینید احزاب و شخصیت های مطرح در جبهه اصولگرایی؛ غیر از جریان اصولگرایی حقیقی است. پرچم این جریان در دستان رهبری و عناصر اصلی آن همین خواص گمنام هستند. واقعیت این است که همه مدعی اصولگرایی هستند ولی همه به لوازم آن پایبند نیستند. به تعبیر قرآن کریم ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلاخوف علیهم و لاهم یحزنون. بر اساس این آیه همه ادعای ایمان دارند ولی همه بر این ایمان استقامت و پایداری نمی کنند. همانطور که همه ادعای اصولگرایی می کنند ولی همه بر عوارض این اصولگرایی استقامت نمی کنند.
 
به نظر شما اكثريت مجلس هشتم اصولگرا نبود ؟ 
 
قطعا نبود ! مجلس هشتم تركيبي بود از سه اقليت، اقليت اصلاح طلب با مواضع شفاف دفاع از فتنه و بي اعتقاد به جهت گيري هاي رهبري، اقليت اصولگرا  با مواضع دو پهلو در برابر فتنه و بي توجه به جهت گيري هاي رهبري بويژه در برخورد و تعامل با دولت و اقليت اصولگرا با مواضع شفاف در برابر فتنه و معتقد به جهت گيري ها و مواضع رهبري و عامل به آن حتي اگر مخالف نظر خودشان هم باشد. خب در بسياري از مواقع ما شاهد ائتلاف اقليت اول و دوم با هم هستيم كه مي شوند اكثريت. براي همين خروجي مجلس اصولگرايانه نيست. براي همين رهبري از اين مجلس راضي نيست.
 
دليل شما براي عدم رضايت رهبر معظم از اين مجلس چيست؟ 
 
كافي است شما مجموع بيانات رهبري در ديدارهاي سالانه با مجلس را مرور كنيد، تمام موارد يا هشدار است يا گلايه و انذار و توصيه. فقط امسال رهبري از مجلس بابت سياست خارجي اش تشكر كرد ولي بعدش فقط گلايه و انذار بود. در تمام اين ديدارها رهبري تاكيد مي كنند كه مجلس با دولت تعامل كند حتي امسال هم فرمودند. ولي در ديدار آخر با مجلس هفتم آقا از آقاي حداد تشكر مي كنند بابت تعامل درست و خوب ايشان. 
 
به عنوان آخرین سئوال، آیا 9 دی باز هم روی کیوسک های مطبوعاتی قرار می گیرد؟
 
قطعا توقیف 9 دی با دلایل سیاسی بوده.انشاءالله با پیگیری حقوقی به زودی باز هم منتشر می شود و وظیفه انقلابی خودش را با همان گرایش قبل ادامه می دهد. جای تأسف است که در کشور ما روزنامه ای بهائیت را ترویج می کند، توقیف می شود ولی یک روزه رفع توقیف می شود ولی هفته نامه 9 دی به دلیل دفاع از آرمان های 9 دی و دفاع از انقلاب و حمله به فتنه گران توقیف می شود و علی رغم گذشت چند هفته رفع توقیف نمی شود!؟ من قبلا هم گفتم كه هفته نامه 9 دي را توقيف مي كنند با حادثه 9 دي چكار مي كنند؟ جريان انحرافي و خواص مردود در حادثه 9 دي در كنار قبر فتنه گران دفن شدند،‌ خدا عاقبت ما را ختم به خير كند تا بر عهدمان بمانيم.
:: موضوعات مرتبط: سیاسی
رهبر معظم انقلاب در ديدار رئيس جمهور سودان:بايد مراقب هرگونه انحراف يا مصادره حركت‌هاي مردمي در منطق
نویسنده : هادی عرب
دوشنبه ششم تیر 1390
رهبر معظم انقلاب در ديدار رئيس جمهور سودان:
بايد مراقب هرگونه انحراف يا مصادره حركت‌هاي مردمي در منطقه بود

خبرگزاري فارس: حضرت آيت‎الله خامنه‌اي تأكيد كردند: بيداري اسلامي در مصر، تونس و ليبي و حركت‌هاي اخير مردمي در منطقه به‎خلاف خواست و منافع امريكا، غرب و صهيونيست‌هاست و بايد مراقب هرگونه انحراف يا مصادره حركت‌هاي مردمي در منطقه بود.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آيت‎الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي پيش از ظهر امروز در ديدار آقاي عمر البشير رئيس جمهور سودان و هيئت همراه، حركتهاي مردمي اخير در منطقه را سرآغاز يك تحول اساسي در كشورهاي اسلامي و منطقه خواندند و اظهار اميدواري كردند: در آينده نزديك شاهد يك پيمان قوي اسلامي در شمال افريقا باشيم.

رهبر انقلاب اسلامي با اظهار خرسندي از بيداري اسلامي در مصر، تونس و ليبي حركتهاي اخير مردمي در منطقه را به‎خلاف خواست و منافع امريكا، غرب و صهيونيستها دانستند و افزودند: برهمين اساس بايد هوشيار بود كه امريكا و غرب، مانع از ادامه مسير طبيعي اين حركتهاي مردمي نشوند و آنها را مصادره نكنند.

حضرت آيت‎الله خامنه‌اي خاطرنشان كردند: البته امريكا و غرب، در كوتاه‎مدت كاري از پيش نخواهند برد ولي به‌هرحال بايد مراقب هرگونه انحراف يا مصادره حركتهاي مردمي در منطقه بود.

ايشان موضوع مصر را در تحولات منطقه بسيار مهم ارزيابي كردند و افزودند: پايگاه مستحكم امريكا و رژيم صهيونيستي در مصر، اكنون فروريخته است و امريكا و برخي حكومت هاي وابسته، در تلاش هستند كه شايد در بلندمدت، مسير را به سمت و سوي ديگري تغيير دهند.

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به سابقه تغيير تدريجي افراد و حركتهاي انقلابي در طول زمان تأكيد كردند: نبايد گذاشت چنين اتفاقي در مورد مسائل منطقه روي دهد.

حضرت آيت‎الله خامنه‌اي درخصوص مسائل ليبي هم افزودند: ما در مورد اوضاع ليبي به‌شدت نگران هستيم زيرا حركت مردم ليبي يك قيام جدي و واقعي است و غربي ها مصمم هستند تا نگذارند اين حركت واقعي مردم به سرانجام برسد.

ايشان علت دخالت نظامي غرب در ليبي را همين موضوع دانستند و خاطرنشان كردند: غربيها از تشكيل يك حكومت با گرايش هاي اسلامي در ليبي و در يك قدمي اروپا به‌شدت هراس دارند و مي‌خواهند مانع از اين كار شوند.

رهبر انقلاب اسلامي در بخش ديگري از سخنان خود به مسائل سودان و فشارهاي غرب به اين كشور اشاره و تأكيد كردند: جمهوري اسلامي ايران از حكومت اسلامي، دولت و ملت سودان كه مصمم به حفظ استقلال، اسلاميت و يك‎پارچگي سرزمين خود هستند، حمايت مي‌كند.

حضرت آيت‎الله خامنه‌اي افزودند: ايستادگي و مقاومت دولت و ملت سودان در برابر توطئه‌ها و فشارهاي امريكا، رژيم صهيونيستي و غرب قابل قدرداني است.

ايشان تأكيد كردند: در شرايط كنوني بايد تمام جناحها و گروهها در سودان، هوشيار و متحد باشند.

در اين ديدار كه آقاي احمدي‌نژاد رئيس جمهور نيز حضور داشت، آقاي عمر البشير رئيس جمهور سودان روابط ايران و سودان را مستحكم و خوب ارزيابي كرد و ضمن قدرداني از حمايتهاي جمهوري اسلامي ايران گفت: با وجود فشارهاي غرب، دولت و ملت سودان در مقابل اين فشارها ايستادگي كرده اند و به آينده اميدوار هستند.

رئيس جمهور سودان همچنين تحولات منطقه را مثبت و به نفع كشورهاي اسلامي دانست و گفت: قطعاً شرايط منطقه به دوران قبل از حركتهاي مردمي باز نخواهد گشت و امريكا و رژيم صهيونيستي ضرركنندگان اصلي از تحولات منطقه خواهند بود.
:: موضوعات مرتبط: ديدار و سخنراني
ماجرای فولکس آیت الله خامنه‌ای
نویسنده : هادی عرب
شنبه چهارم تیر 1390
آنچه می‌خوانید خاطراتی از همراهی رهبر انقلاب و شهید بهشتی از زبان آیت‌الله محمدعلی موحدی کرمانی است که پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب، آن را منتشر نموده است:


آیت‌الله محمدعلی موحدی کرمانی در یکی از خاطراتشان تعریف کرده‌اند: آقای خامنه‌ای فولکسی داشتند، سوار شدیم و ایشان رانندگی می‌کردند. یادم هست که فولکس ایشان سر و صدا و تق و توق زیادی می‌کرد. مرحوم ربّانی املشی به شوخی گفت: «ما خجالت می‌کشیم سوار این ماشین شویم. هر کس صدای این ماشین را بشنود، می‌گوید این‌ها کی هستند؟!» همگی خندیدیم.

ما معمولاً تابستان‌ها به مشهد می‌رفتیم. تابستان سال ۱۳۵۵ بود یا ۱۳۵۶. در مشهد به مرحوم ربّانی املشی برخوردم که از دوستان قدیمی و صمیمی‌ام بود. پرسید: «کی آمدید؟» جواب دادم: «همین تازگی‌ها آمده‌ام.» گفت: «پس به دیدنت می‌آییم.» گفتم تشریف بیاورید. نشانی منزل را گرفت و گفت: «با آقای خامنه‌ای می‌آییم.» آن موقع آیت‌الله خامنه‌ای در مشهد بودند. با هم قرار گذاشتیم. پیش از ظهر بود که آقایان تشریف آوردند. یک ساعتی با هم نشستیم. در بین صحبت‌ها این مسئله مطرح شد که چه خوب است تشکلی به‌وجود آوریم. این فکر در جمع‌مان مورد پسند واقع شد. جمع اصل قضیه را پذیرفت.

تشکل نیاز به جذب افرادی دارد که در واقع این افراد مؤسس آن می‌شوند. صحبت شد که آیت‌الله دکتر بهشتی هم مشهد هستند و بهتر است با ایشان هم صحبت کنیم تا اگر اصل قضیه را پذیرفتند، ایشان هم به جمع ما بیاید. همان موقع راه افتادیم. دوستان منزل آقای بهشتی را بلد بودند. آقای خامنه‌ای فولکسی داشتند، سوار شدیم و ایشان رانندگی می‌کردند. یادم هست که فولکس ایشان سر و صدا و تق و توق زیادی می‌کرد. مرحوم ربّانی املشی به شوخی گفت: «ما خجالت می‌کشیم سوار این ماشین شویم. هر کس صدای این ماشین را بشنود، می‌گوید این‌ها کی هستند؟!» همگی خندیدیم.

در راه هنوز به منزل آقای بهشتی نرسیده‌ بودیم که دیدیم دکتر باهنر می‌خواست از یک طرف خیابان به آن طرف برود. به ایشان رسیدیم. به نظر می‌رسید صبحانه‌ای تهیه کرده بود. گفتیم ما در فکر چنین تشکلی هستیم، شما هم با ما بیا. ایشان هم گفت: «چشم!» ایشان هم آمد و چهار نفر شدیم. به ایشان گفتیم که می‌خواهیم به منزل آیت‌الله بهشتی برویم. شهید بهشتی دم در آمد. گفتیم که می‌خواهیم قدری راجع به موضوعی صحبت کنیم.

ایشان عذر خواستند و گفتند که نمی‌شود، چون آن موقع جلسه یا مهمان داشتند. برای جلسه‌ی بعد قرار گذاشتیم. خاطرم نیست که روز بعد بود یا عصر همان روز. در جلسه‌ی با شهید بهشتی ایشان پذیرفتند که ایجاد این تشکل کار خوبی است. به این ترتیب پنج نفر شدیم. گفتیم حالا بنشینیم ببینیم چه کسانی می‌توانند در این کار با ما هم‌فکر باشند تا آنها را جمع کنیم. شروع به شناسایی افراد در تهران و قم و مشهد کردیم تا با آنها صحبت کنیم.

در قم آیت‌الله مشکینی، آیت‌الله مؤمن و آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی. یادم نمی‌آید در قم غیر از این‌ها شخص دیگری را پیدا کرده باشیم. در تهران آیت‌الله مهدوی‌کنی و چند نفر دیگر. آقایان هاشمی و منتظری هم مورد نظرمان بودند که آن موقع این دو نفر در زندان بودند. البته برخی مثلاً در روحانیت مبارز بودند که بعدها ملحق شدند، ولی تا آنجا که یادم می‌آید، در این مرحله‌ی تشکل حزب نبودند. در مشهد هم آقای طبسی و شهید هاشمی‌نژاد بودند. با این‌ها صحبت و مذاکره شد و در جریان قرار گرفتند و قرار شد اعضای اصلی و مؤسس باشند. پیش از اتمام سفر مشهد، تصمیم گرفته شد که در تهران هم جلسه‌ای تشکیل بدهیم.

ما برای تنظیم اساسنامه‌ی حزب، جلسات سرّی متعددی داشتیم. پس از پیروزی انقلاب مسئله آشکار شد و حزب جمهوری اسلامی اعلام موجودیت کرد. به دنبال آن جلسات هم تشکیل می‌شد. در جلسه‌ای که همه‌ی اعضا دعوت شده بودند تا شورای مرکزی و شورای داوری و شورای افتاء** را انتخاب کنند، یادم می‌آید مرحوم حاج احمدآقا هم شرکت کردند. اول شورای مرکزی تعیین شدند و بعد، اعضای شورای داوری و شورای افتاء نیز مشخص شدند.

نشستن در این جلسه حرام است!

یکی از اعضای وقت شورای مرکزی جامعه‌ی روحانیت، به دلایلی کدورتی از حزب داشت؛ در شورای مرکزی جامعه‌ی روحانیت و در غیاب شهید بهشتی تعبیر بدی درباره‌ی حزب و در مورد شهید بهشتی به کار برده بود؛ کلمه‌ای که شاید قدری موهن بود. تلقی‌اش این بود که شهید بهشتی نقش اصلی‌ای را در این تحزب دارد. آن موقع شهید بهشتی دبیرکل حزب بود. آن شخص در واقع شبه عقده‌ای از حزب داشت و از این ‌رو تعبیر موهنی در مورد ایشان کرد. خوب یادم هست به محض این‌که این تعبیر را به کار برد، آقا به‌قدری ناراحت شدند که گفتند: «نشستن در جلسه‌ای که به آقای بهشتی توهین می‌شود، حرام است» و بلند شدند. شما از همین مورد می‌توانید به رابطه‌ی آقا و دکتر بهشتی پی ببرید.

آقا فوق‌العاده به شهید بهشتی علاقمند بودند. وقتی می‌خواستیم خبر شهادت آیت‌الله بهشتی را به آقا بدهیم، واقعاً نمی‌دانستیم چگونه بگوییم. آن موقع آقا بر اثر سوء قصدی که به ایشان شده بود، مجروح بودند. وقتی این خبر را شنیدند، بسیار برایشان ناگوار بود.

:: موضوعات مرتبط: رهبري دركلام مردم و شخصيت ها
برخي جريانات با حمله به آيت‌الله مصباح به‎دنبال اشاعه "انحراف " در جامعه هستند
نویسنده : هادی عرب
شنبه چهارم تیر 1390
استاد اخلاق هيأت دولت در گفت‌وگوي تفصيلي با فارس:
برخي جريانات با حمله به آيت‌الله مصباح به‎دنبال اشاعه "انحراف " در جامعه هستند

خبرگزاري فارس: حجت ‌الاسلام والمسلمين آقا‌تهراني گفت: برخي جريانات خاص با حمله به آيت‌الله مصباح‌يزدي و جايگاه و مقام والاي ايشان قصد دارند كه انحراف را در جامعه فراگير كنند چرا كه اگر كسي قصد دارد در جامعه انحراف ايجاد كند، راهش اين است كه موانع پيشِ‏روي خود را از ميان بردارد.


به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس، حجت‌ الاسلام والمسلمين مرتضي آقا‌تهراني را بيشتر مردم به درس‌هاي اخلاق در ماه مبارك رمضان مي‌شناسند، اما آقاتهراني غير از درس اخلاق و شركت در مباحث و گفت‌وگوهاي اخلاقي، نمايندگي مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي را هم به‎عهده دارد.

البته حجت‌ الاسلام والمسلمين آقاتهراني علاوه بر اين، به اعضاي هيأت دولت هم اخلاق درس مي‌دهد، از اين رو شايد بتوان وي را يكي از نمايندگاني دانست كه هم در مجلس و هم در دولت حضوري فعال دارد.

جريان انحرافي و شاخص‌هايي كه بتوان براساس آن وجود انحراف در جريانات سياسي را شناخت، موضوعي است كه با استاد اخلاق هيئت دولت در ميان گذاشته و با وي در اين باره به گفت‌وگو نشستيم.

آقا‌تهراني در ابتداي اين گفت‌وگو، انقلاب اسلامي ملت ايران را مبتني بر شعارها و اصولي خاص دانست و گفت: انقلاب ملت ايران اولاً اسلامي بوده و به دنبال جمهوري اسلامي، مردمي و جامع بودن حركت مي‌كند؛ در انقلاب اسلامي ولايت‎مداري و ولايت ‌فقيه در رأس قرار دارد و اين شاخص‌ها مواردي هستند كه شعار و مسير اصلي حركت ملت ايران است.

* لزوم ايستادگي در برابر سياسيوني كه قصد ايجاد تحريف خط انقلاب را دارند

وي افزود: استكبار ستيزي و برخورد با مستكبران هم جزو موارد ديگري است كه سرلوحه كار ملت ايران قرار داشته و به شكر خدا، ملت در عمل به آنها موفق بوده ‌است.

استاد اخلاق هيأت دولت همچنين تصريح كرد: اگر در وادي سياست كسي بخواهد تحريف ايجاد كرده و از اصول انقلاب اسلامي عدول كند، بايد جلوي او ايستاد و مردم حتماً جلوي وي خواهند ايستاد.

"در فتنه‌هايي كه در 30 سال گذشته در كشور رخ داده، مردم همواره نشان داده‌اند كه در برابر انحراف افراد مي‌ايستند، البته ملت ايران در آينده هم همين‌طور خواهد بود؛ به هيچ وجه شخص براي ملت مهم نيست چرا كه اسماء براي افراد اعتبار نمي‌آورند، بلكه اعتبار به درست عمل كردن است ".

* ملت ايران كساني را كه از مباني انقلاب عدول كرده‌اند دفع خواهد كرد

آقا‌تهراني در ادامه تأكيد كرد: اگر افراد درست عمل‌ كنند، رفتار درست آنها باعث خواهد شد كه ملت هم اقدامات آنها را بپذيرد اما در غير اين صورت، ملت كساني را كه از مباني انقلاب عدول كرده‌اند دفع كرده و جامعه هم آنها را كنار خواهد زد.

وي در ادامه با بيان اينكه گاهي اوقات تحريفات در حوزه مباني ديني، اعتقادي و اخلاقي هم ديده مي‌شود، به اهانت برخي جريان‌ها به جايگاه و مقام آيت‌الله مصباح‌ يزدي اشاره كرد و گفت: آيت‌الله مصباح ‌يزدي مردي نيست كه امروز وارد ميدان مبارزه شده باشد، بنده ايشان را از اوايل طلبگي‌ام (چند سال قبل از انقلاب) مي‌شناسم.

استاد اخلاق هيأت دولت تصريح كرد: آيت‌الله مصباح ‌يزدي به مباني اعتقادي و سياسي حساسيّت زيادي دارد؛ به ياد دارم كه در دوران ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي كه افكار به اصطلاح روشنفكرانه برخي آقايان مطرح شده و كتاب‌هايي هم در اين رابطه مي‌نوشتند، آيت‌الله مصباح‌ يزدي با آن افكار و عقايد مخالفت كرده محكم جلوي آنها مي‌ايستادند.

آقاتهراني در ادامه افزود: اتفاقاً برخي از افرادي كه در دوران بعد انقلاب به انحراف كشيده شده و بعضاً هم امروز به كشورهاي بيگانه وابسته شده‌اند، به ياد دارم كه در آن دوران جزء مخالفان سرسخت آيت‌الله مصباح ‌يزدي بودند اما ايشان محكم روي حرف خود ايستاده با آنها مقابله مي‌كردند.

* فحش‌ها و ناسزاهاي نيروهاي حزب مشاركت به آيت‌الله مصباح ‌يزدي را فراموش نمي‌كنيم

"آيت‌الله مصباح ‌يزدي همواره تأكيد دارند كه اسلام هماني كه هست بايد معرفي و عرضه شود "، اين نكته ديگري بود كه آقاتهراني به آن اشاره كرد و گفت: يادمان نمي‌رود كه چقدر نيروهاي حزب مشاركت به آيت‌الله مصباح ‌يزدي فحش و ناسزا دادند به نحوي كه مي‌توان در رابطه با اين اقدام مشاركتي‌ها تحقيق هم كرد.

وي افزود: حتي يكي از دانشجويان بر اساس تحقيقاتي كه كرده بود مي‌گفت، حدوداً 170 هزار ناسزا به آيت‌الله مصباح‌يزدي داده‌اند.

نماينده مردم تهران در مجلس همچنين خاطرنشان كرد: اين مسائل وجود دارد و عده‌اي هميشه تهمت زده و قصد دارند كه ديگران را نسبت به علما بدبين كنند، زماني هم كه مردم احساس درستي نسبت به كسي نداشته باشند، حرف وي را گوش نخواهند داد و وقتي هم سخن علما گوش داده نشود، مطمئناً افراد به انحراف كشيده خواهند شد.

آقاتهراني در بيان علل حمله برخي جريان‌هاي خاص سياسي به آيت‌الله مصباح‌ يزدي تأكيد كرد: طبيعي است اگر بنا باشد كه دزدي براي سرقت به جايي برود، ابتدا چراغ‌ها را شكسته يا آن كسي را كه چراغ به دست دارد مي‌زند؛ كساني كه راه‌دان هستند و كساني كه همانند آيت‌الله مصباح يزدي مسائل را رصد كرده و زودتر از بقيه به موضوعات پي مي‌برند، طبيعتاً دشمن فوراً نسبت به آنها حساسيت نشان داده با اين‌گونه افراد برخورد مي‌كند.

* برخي جريانات خاص با حمله به آيت‌الله مصباح ‌يزدي قصد فراگير كردن انحراف را دارند

وي ادامه داد: يادم نمي‌رود، وقتي مرحوم شهيد مطهري جلوي التقاط ايستاد، چگونه با او برخورد كردند؛ كساني كه به ظاهر مسلمان هم بودند تحت عنوان گروه فرقان منحرف شده و در نهايت آيت‌الله مطهري را ترور كردند. اما با شهادت آيت‌الله مطهري، امام راحل آن سخنراني معروف را درباره اين شهيد بزرگوار انجام داده و پس از شهادت، تازه شهيد مطهري زنده شد و كتاب‌ها و آثار اين شهيد عزيز زنده‌تر از گذشته شد.

نماينده مردم تهران در مجلس اضافه كرد: برخي جريانات خاص با حمله به آيت‌الله مصباح‌ يزدي و جايگاه و مقام والاي ايشان قصد دارند كه انحراف را در جامعه فراگير كنند چرا كه اگر كسي قصد دارد كه در جامعه انحراف ايجاد كند، راهش اين است كه موانع پيشِ‏روي خود را از ميان بردارد.

آقاتهراني در پايان اين گفت‌وگو تصريح كرد: به عقيده منحرفين، بايد علما، دانشمندان و صاحبان انديشه كه مزاحم آنها هستند و اجازه نمي‌دهند كه شبيخون فرهنگي و ناتوي فرهنگي پيگيري و در جامعه پياده شود، از ميان بروند و طبيعي است كه منحرفان با علما و دانشمندان به‎انحاي مختلف برخورد مي‌كنند.

:: موضوعات مرتبط: سیاسی
دکتر عبدالحسین الله کرم در آخرین جلسه حزب الله
نویسنده : هادی عرب
شنبه چهارم تیر 1390
"عماریون"- دکتر عبدالحسین الله کرم در آخرین جلسه حزب الله گفتمان ها و ساختار انتخابات آتی را تشریح کرد.

-گفتمان ها: از ابتدای انقلاب تا کنون دو گفتمان اصولگرا و غیر اصولگرا در ایران اسلامی حاکم بوده است.

1-گفتمان اصولگرایی: همواره بر چهار اصل ولایت مداری، عدالت خواهی، استکبار ستیزی و حمایت از مستضعفین تاکید داشته است.
الف) خرده گفتمان عدالتخواهی اسلامی در دوره های ریاست جمهوری شهید رجایی، آیت الله خامنه ای و جمهوری نهم احمدی نژاد
ب) خرده گفتمان سرمایه دار اسلامی در دوره ریاست جمهوری پنجم هاشمی رفسنجانی

گفتمان اصولگرایی در حال حاضر دارای خرده گفتمان های زیر است:
الف) خرده گفتمان عدالتخواهی
ب) خرده گفتمان سنت گرا
ج) خرده گفتمان کار آمدی
د) خرده گفتمان نخبه گرایی

گفتمان غیر اصولگرا: سکولاریزم، اقتصاد رانتی، غرب گرایی و حمایت از طبقه متوسط به بالا، شاخصه های این گفتمان می باشد.

الف) خرده گفتمان دولت اقتصاد رانتی در دوره جمهوری ششم هاشمی رفسنجانی
ب‌) خرده گفتمان دولت سیاست رانتی در دوره جمهوری هفتم و هشتم خاتمی

گفتمان غیر اصولگرایی در حال حاضر شامل خرده گفتمان های زیر است:
الف) فتنه سبز با گفتمان شبه قانون گرایی(معتقد به بی توجهب احمدی نژاد به قانون اند) و شبه اخلاق (دولت را به دروغ گویی متهم می کنند)

ب) فرقه انحرافی با گفتمان مکتب ایرانی (نژاد سامی - آریایی)


2-ساختار
ساختار کنونی اصولگرایان دارای سه ساخت کلان زیر می باشد:
الف) ساختار خرده گفتمان عدالتخواهی شامل قرارگاه عمار، فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس، فراکسیون ایثارگران و ...
ب) ساختار سنت گرا شامل حزب مؤتلفه اسلامی، جامعه اسلامی مهندسین، روحانیت مبارز و ...
ج) ساختار کار آمدی و نخبه گرایی شامل گروههای مرتبط با علی لاریجانی، محسن رضایی و قالیباف

ساختار کنونی غیر اصولگرا دارای سه ساخت کلان زیر می باشد:
الف) ساختار فتنه سبز شامل سه شبه جریان است:
1) شبه جریان منحله مشارکت و مجاهدین به رهبری عارف و خاتمی، روحانیون مبارز و ...
2) شبه جریان نیمه منحله کارگزاران به رهبری جهانگیری و هاشمی، کارگزاران و ...
3) شبه جریان گروههای دوم خردادی دیگر به رهبری کواکبیان، مردم سالاری، همبستگی و ...
ب) ساختار فرقه انحرافی شامل گروهک مشایی - بقایی و رانت خواران جدید


در ادامه حاج حسین الله کرم عوامل مشترک فرقه انحرافی و فتنه سبز 88 را تبیین کرد.
همگرایی(عوامل مشترک) فرقه انحرافی و فتنه سبز 88
1- تقابل میان قوا و نهادهای قانونی کشور
2- درگیر کردن کشور به مسائل انحرافی
3- اعمال و اجرای برخی رانت ها و مفاسد اقتصادی
4- پر رنگ کردن نگاه ناسیونالیستی به جای نگاه دینی و ارزشی
5- نفوذ در خارج کشور و جذب ایرانیان خارج از کشور با دو طرح گفتگوی تمدن های خاتمی و شورای ایرانیان مشایی
6- ارتباط هر دو رییس دفتر خاتمی و احمدی نژاد با خانم های بازیگر و هنر غیر دینی
7- همسویی جریان های فتنه در دوران های مختلف؛حمله به زیر ساختارها و در صورت عدم موفقیت حمله به رهبری
8- عدم موضع گیری علیه شیطان بزرگ آمریکا و رژیم صهیونیستی
9- عدم موضع در برابر همدیگر و توسعه همسویی های سیاسی(رای ناکام به سجادی، وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان)

:: موضوعات مرتبط: سیاسی


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.